الوی به اسب نگاه می کند و انگار با او حرف می زند. صدای الوی: [روی تصویر شنیده می شود] می دونی، بچه هم که بودم سراغ زن هایی می رفتم که مناسبم نبودن. فکر کنم مشکل از منه. وقتی مادرم من رو برد سفیدبرفی رو ببینم، همه عاشق سفیدبرفی شده بودن، اما من زود عاشق ملکه ی بی رحم شدم.
همیشه از وودی آلن خوشم می اومد ولی آنی هال رو خیلی دوست داشتم و بیشترش هم به خاطر شخصیت دوست داشتی و غیرقابل تحمل الوی سینگر. خیلی نمی تونم مشخص کنم کجای الوی خوبه و تحمل چی توش سخته فقط حس کلی که نسبت به این شخصیت پیدا کردم همین بود. (خیلی ها فیلم روبه خاطر شباهت های زیاد الوی و وودی آلن یه جور اتوبیوگرافی می دونن.) یکی از چیزهای دیگه ای که خیلی دوست داشتم این بود که زمان خیلی توی فیلم مفهومی نداره. هروقت هر صحنه رو که دلش بخواد نشون می ده و آدمهایی رو که توی گذشته ی هم نبودن به عنوان تماشاچی به خاطره ی همدیگه می بره.
صحنه ی منتخب: صحنه ای که آنی، الوی رو ساعت سه شب از بغل یه دختر دیگه می کشه به خونش تا عنکبوت توی حمومش رو بکشه.
من فیلم رو ندیدم فیلمنامه رو از سری صد سال سینما، صد فیلمنامه ی نشر نی خوندم. اگه کسی خود فیلم رو بهم بده استقبال میکنم!
دربارهی این کتاب:
+ کتابهای عامهپسند
فیلم بدی نیست. حتا میتونم بگم خوبه. اما هر چی فکر کردم دیدم نمیتونم یه همچی فیلمی رو دوست داشتهباشم. نه به خاطر کندیِ فیلم یا یه همچین چیزی. به خاطر نوع دادن اطلاعات. مشکلم اینه که فیلم سعی میکنه چیزی رو نگه. «حس» ناراحتی رو به ما بده. حس تنهایی رو. حس خیانت رو. تا یه حدی تو این کار موفقه. ولی دقیقا از اینجا با فیلم مشکل دارم که فیلم شروع میکنه به حرف زدن با ما. یعنی به طرز بدی میآد روی تنهایی زن تاکید میکنه و از اون بدتر تو یه سری دیالوگه خیلی کلیشهای [تو این مایهها که زن میگه: یادته ماه عسل رفتیم مشهد؟ بعد شوهره میگه: وای نمیدونی کار شرکت به کجا رسید.] میگه که شوهرش درکش نمیکنه. یعنی برخلاف اون چیزی که ادعا داره میآد حرفشو داد میزنه.
بعضی صحنههاش به نظرم واقعا درخشان بود. مثل اون صحنهای که زن میآد زیر تخت با پسرش بازی میکنه. یا اون صحنهای که دخترش با دوستاش تو اتاق بازی میکنن. یا قضیهی سوسکه.
یه چیز دیگه. به نظرم خیلی شبیهه کاغذ بیخط اومد. فکر میکنم آگاهانه هم بوده. یعنی یه جورایی خواسته زن رو در مقابل رویای کاغذ بی خط قرار بده. که تو این کار موفق نیست به نظرم. به هر حال میرکریمی ژانر سختی رو انتخاب کردهبود. هر چند این توجیه مناسبی واسه کمیهای فیلم نیست.
