هرمز شهدادی
کتاب زمان
۲۸۲ صفحه، ۳۵۰ ریال
چاپ اول، ۱۳۵۷
۹ از ۱۰

فکر نمی‌کنم رمان فارسی‌ای شبیه به «شب هول» موجود باشه. شب هول پر از تجربه‌هاییه که کم‌تر انجام شده. سعی می‌کنم یه کم بگم چه تجربیاتی داشته.

یکیش خط داستانی و شخصیت‌هاس. سه شخصیت اصلی داره:
۱.«اسماعیل» که داره پدرش «ابراهیم» رو -که سکته کرده- از اصفهان به بیمارستانی تو تهران منتقل می‌کنه.
۲.«هدایت اسماعیلی» که استاد دانشگاه و نویسنده‌س، زنش «ایران» ازش طلاق گرفته و می‌خواد به دیدن ابراهیم تو بیمارستان بره.
۳.«هادی ابراهیمی» که تازه با «ایران‌خانوم» روی هم ریخته. لمپن و شکنجه‌گره. به خاطر عقده‌هایی ابراهیم رو شکنجه داده و باعث شده سکته کنه. 
[اسپویلر: من این‌جوری فهمیدم که هدایت [اسحاق] اسماعیلی، برادر اسماعیل اسماعیلی و پسر ابراهیم اسماعیلیه. که تو یادداشت‌هاش از روزی که اسماعیل پدرش رو به بیمارستان می‌آره نوشته.]

یه نکته‌ی دیگه روایت سیال‌ذهنه. سیال‌ذهن‌بودن روایت ایجاب می‌کنه که شخصیت‌ها [مثلاً «هدایت اسماعیلی» که روشن‌فکره و «هادی ابراهیمی» که لمپنه] کاملاً مثل خودشون نگاه کنن، فکر کنن و حرف بزنن. پرش‌های ذهنی شخصیت‌ها روایت رو عوض می‌کنه، گاهی هم تک‌گویی می‌کنن و... به نظرم این چیزاش خیلی عالی بود.

در کنار این روایت سیال‌ذهن، تیکه‌هایی هم از گذشته‌ی دور به صورت خطی روایت می‌شه. که مربوط می‌شه به پدربزرگ و پدر هدایت اسماعیلی. و جاهایی هم درباره‌ی تاریخ اصفهان از یه کتاب قدیمی نقل‌قول می‌کنه. که تو کتاب خوب نشسته و با داستان‌های اصلی هم‌آهنگه. فکر کنم این ترکیب نثر کهن با نثر جدید رو فقط ابوتراب خسروی اخیراً انجام داده.

درباره‌ی این کتاب:
+ کپو کوره
+ تکلمه [یک و دو]
+ کتاب در خانه [یک و دو]