The Sun Also Rises
Fiesta
Ernest Hemingway
Vintage Books
216 pages, £7.99
Published by Vintage 2000
10 out of 10
راستش من چون این کتاب را به انگلیسی خواندم نمیدانستم این بالاییها را به چه زبانی باید بنویسم. حتی در مورد کل متن هم شک داشتم. ولی چون میخواهم کتاب را به فارسیزبانها معرفی کنم، فکر کردم فارسی بنویسم بهتر است.
گروهی مهاجر، که در پاریس زندگی میکنند به همراه زنی که رابطهی عاطفی پیچیدهای با راوی دارد، تصمیم میگیرند برای تماشای جشن گاوبازی به اسپانیا سفر کنند. راوی، جیک بارنز، مردی میانسال است که در واقع نقطهی مشترک بقیهی اعضای گروه است و با همهی آنها روابط خوبی دارد. جیک در جریان جنگ جهانی اول زخم مهلکی برداشته و در اثر این زخم، توان جنسیاش تقریبا از بین رفته است. به همین دلیل، نمی تواند رابطهای معمولی با برت داشته باشد.
بیشتر شخصیتها در جنگ حضور داشتهاند و اگر چه جز در چند دیالوگ کوتاه اسمی از جنگ برده نمیشود، سایهی آن کاملاً بر شخصیتها مشهود است. این حسرت که در روزگار پیش از جنگ همه چیز و حتی عشق، ساده و در دسترس بود در سطر به سطر روایت راوی دیده میشود. The Sun Also Rises ماجرای جنگزدههایی است که حتی وطن ندارند و روز و شب خود را به جستوجوی شادی در کافهها و بارها میگذرانند تا زندگی غمانگیز خود را لحظهای از یاد ببرند. در کنار اتفاقاتی که بین شخصیتها و برت، که تقریباً با همهی آنها رابطه داشته یا دارد میافتد، جشن اسپانیایی گاوبازی را میبینیم و مبارزهی گاوهای زخمی با آدمها، که این خود ریتم داستان را میسازد.
فرم داستان دایره است. در کل داستان، راوی مرتب در مورد باد صحبت می کند. «باد همچنان می وزید...» همینگوی در نوشتن این کتاب شدیداً تحت تأثیر «کتاب جامعه» بوده و حتی قسمتی از آن را در ابتدای کتاب آورده است. اسم رمان هم جملهای از همین متن است به معنی «خورشید نیز طلوع میکند». البته ظاهراً این اسم پیشنهاد ناشر بوده و اسم انتخابی همینگوی «جشن» بوده است. این تکرار پوچ محتوای اصلی داستان است. البته همینگوی با دایرههایی که در روایتش می سازد، هر بار حجمی به داستان میدهند.
از این رمان یک ترجمهی نایاب هست که اصلاً خوب نیست. متن انگلیسیاش روان و ساده است و کلمات پیچیده ندارد. لغتهایی هم که از زبانهای دیگر آورده شده، در خود متن معنا میشوند. من کتاب را از شهر کتاب ساعی گرفتم، اما در شهر کتاب نیاوران هم دیدم. در اینترنت هم پیدا می شود و من فایلش را دارم. اگر کسی خواست بگوید برایش بفرستم. خلاصه که بینظیر است این رمان. اگر نخوانید از دستتان رفته است!
برچسب: ارنست همینگوی
