کجا ممکن است پیدایش کنم
ترجمهی بزرگمهر شرفالدین
نشر چشمه
۱۶۶ صفحه، ۲۲۰۰ تومان
چاپ دوم، ۱۳۸۶
۱۰ از ۱۰
کمکم داره تعداد ۱۰از۱۰ها زیاد میشه. همیشه فکر میکردم باید تعداد ۱۰از۱۰ها کم باشه تا هرکدوم قشنگ به چشم بیان. ولی خب... مگه تقصیر منه؟
مجموعهی پنج داستان کوتاهه.خوندن داستانهای موراکامی سادهست، ولی فهمیدنشون سخته. موراکامی خیلی ساده ما رو وارد یه موقعیت غریب میکنه. یه جا خوندم که موراکامی از یه سیاره دیگه مینویسه، که اتفاقاً خیلی شبیه سیارهی ماست.
داستانها انگار ناتموم میمونن. یه جوری که خودمون باید ادامه بدیم. ولی در عین حال کاملند. آره. کامل، ولی انگار ناتموم. آدم آخر هرکدوم از داستانها مجبور به فکر کردن میشه تا به یه درکی از هر داستان برسه. و نمیشه -واقعاً نمیشه- به این راحتی از فکر هر داستان خلاص شد. به قول یکی از شخصیتهای کتاب، مثل یه معمای ذن میمونه. [مثل همونی که اول فرنی و زویی نوشته شده: صدای دو دست را میدانیم، صدای یک دست چیست؟]
البته نامردیه اگه نگم داستانهای موراکامی پُرکشش و تأثیرگذارند. میدونید، خیلی آزاد فکر میکنه. انگار ذهنش هیچ مرزی نداره.
یه مؤلفههایی هم هستند که تقریباً تو همهی داستانهای موراکامی پیدا میشن. جستوجو، بارون، باغ وحش، خواب، آدمهای ساکت و از نظر ما بیاهمیتی که دنیای خودشون رو دارن، هزارتو و... مثلاً کاراگاه داستان «کجا ممکن است پیدایش کنم» دنبال مردیه که بین دو طبقه از خونهشون گم شده. و کارآگاه دنبال یه در -یا هر چیز دیگهای که اگه ببینه میشناسه- بین این دوطبقه میگرده. یا تو داستان «سگ کوچک آن زن در زمین» چند روز بارون بیوقفه میباره و مردی که اومده مسافرت تو هتل محبوس میشه. و جالبه که هرکدوم از اینها که گفتم، به طرز غیرقابل باوری تو هر داستان معنا پیدا میکنند.
اگه «کافکا در کرانه» [کافکا در ساحل] رو خونده باشید میدونید موراکامی چطوری با همین چندتا مؤلفه هرکاری دلش میخواد تو داستانهاش میکنه. داستان «شیرینی عسلی» رو هم تو مجموعهی «خوبی خدا» [حتماً بخونید] از موراکامی خوندم، فوقالعاده بود. لعنتی هرچی مینویسه خوبه...
×××
«در چنین موقعیت خاصی، باران تنها تجربهی شخصی من بود. مواقعی هست که -اگر بتوانم در لفافه حرف بزنم- معنای باران حول باران میچرخد و در عین حال، باران حول معنایش چرخ میخورد. در چنین مواقعی، ذهن من بهشدت سردرگم میشود. حالا که به باران نگاه میکنم، نمیدانم کدام روی آن به سوی ماست؛ اما به هرحال، اینطور حرف زدن بیش از حد شخصی است. سرانجام باران، فقط باران است.»
دربارهی این کتاب:
+ کتابهای عامهپسند
+ شور و شر