منظر پریدهرنگ تپهها
ترجمهی امیر امجد
انتشارات نیلا
۱۸۹ صفحه، ۱۲۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۰
۸ از ۱۰
اولین رمان ایشیگورو. مثل بقیهی کارهای ایشیگورو، تو دو زمان اصلی روایت میشه. تو زمان حال، راوی تو انگلیس زندگی میکنه، شوهرش مُرده و یکی از دخترهاش خودکشی کرده. دختر دیگهش که یه شهر دیگه زندگی میکنه، واسه چند روز اومده پیشش. و زمان گذشته دربارهی رابطهی راوی با زن و دختر همسایهشون تو ژاپنه، بعد جنگ جهانی.
و مثل بقیهی چیزهایی که از ایشیگورو خوندم، خاطرات پراکندهای که راوی درگیرشونه، با زمان حال داستان گره میخوره و اونجا معنی دوباره پیدا میکنه. هرچند اینجا ارتباط گذشته و حال خیلی «داستانی» نیست و بیشتر معناییه.
یکی از قدرتهای ایشیگورو تو این کتاب، قدرت نگفتنه. بین گذشته و حال داستان تقریباً هیچ اتفاقی گفته نمیشه، در حالیکه اتفاقهای زیادی افتاده. حتا چند سال قبل از خاطرات گذشته، جنگ جهانی بوده. ما اتفاق رو نمیبینیم. تأثیر اتفاق رو میبینیم. ما تأثیر خودکشی دخترش رو میبینیم. تأثیر جنگ رو میبینیم. از این نظر فوقالعادهس.
و باید بگم که متأسفانه زمان حال داستان خیلی منفعله. هیچ اتفاقی توش نمیافته. دقیقاً برعکس «بازماندهی روز» و «هرگز رهایم مکن» که همهی خاطرات درهمریخته مقدمهایه برای پیشبُرد داستان تو زمان حال. و همین قضیه داستانها رو تکوندهندهتر و تأثیرگذارتر میکنه. ولی اینجا زمان حال داستان فقط زمینه میشه برای روایت. به هر حال ایشیگورو هنوز تو قالب خودش به پختگی نرسیده بوده دیگه.
کلاً توصیه میشه. کتاب داستان جذابی داره، فضاسازیهاش فوقالعادهس. و راحت خونده میشه.