زندگی علمی من

زیگموند فروید
علیرضا طهماسب
نشر بینش نو
۱۶۷ صفحه،
۲۹۰۰ تومان چاپ اول ۱۳۸۸
۲ از ۵

بر پشت جلد «زندگی علمی من» این جملات از متن کتاب نقل می‌شود:
«این صفحات حاوی دو مضمون اصلی است: داستان زندگی من و سرگذشت روانکاوی. این دو سخت به هم آمیخته‌اند. این اثر نشان می‌دهد که چگونه روانکاوی تنها جانمایه‌ی زندگیم بوده است و به‌درستی بیان می‌دارد که در قیاس با رابطه‌ام با آن علم، هیچ‌یک از تجارب شخصیم علاقه‌ای در من برنمی‌انگیزد».
همچنین ناشر در معرفی کتاب نوشته است:
«زیگموند فروید در این کتاب کوچک از تبار یهودیش، سرآمدیش در مدرسه، عشقش به پژوهش، احساس تنهایی‌اش در نخستین سالهای پدیدآیی روانکاوی، و... سخن می‌گوید. «زندگی علمی من» شرحی است که فروید از سهمش در شکل‌گیری و تحول روانکاوی به‌دست می‌دهد».
و مترجم کتاب نیز در مقدمه‌اش به این نکته اشاره می‌کند که این کتاب در کنار «رئوس نظریه‌ی روانکاوی» تنها آثاری از فروید هستند که شرح نسبتن کاملی از آرای او به‌دست می‌دهند. مجموع آنچه ذکر شد این کتاب را به خواننده بسیار جذاب و خواندنی می‌نمایاند. اما واقعیت این است که مطالعه‌ی این خود-زندگی‌نامه‌ی علمی نه آنچنان که باید خواننده‌ی ناآشنا را با مفاهیم اصلی روانکاوی فروید آشنا می‌کند و نه چندان به دانش خواننده‌ی آشنا با روانکاوی می‌افزاید. کتاب در سویه‌ی زندگی‌نامه‌ای‌اش حرف چندانی برای گفتن ندارد. امتناع فروید از بازگفتن و پرداختن به زندگی ِ شخصیش مسئله‌ای مشهور است. اما در سویه‌ی دیگر که مربوط به سرگذشت و بنیان‌های روانکاوی فروید است نیز ایجاز و اختصار زیاده از حد او خواننده را به دردسر می‌اندازد. فروید گویی بر همه‌چیز صرفن مروری گذرا می‌کند. به‌عنوان مثال در طول کتاب هیچگاه تعریفی دقیق و مستقیم از سه اصطلاح مهم و مشهور ِ «ایگو»، «سوپر ایگو»، و «اید» به دست داده نمی‌شود. خواننده‌ای که از پیش با این اصطلاحات و تعاریف‌شان آشنا نباشد در کتاب سردرگم می‌شود و نمی‌تواند چندان بهره‌ای از گفته‌های فروید ببرد.  

گمان می‌کنم همچنان بهترین اثر برای آشنایی با فروید و روانکاوی کتاب «فروید» از مجموعه‌ی «بنیان‌گذاران فرهنگ امروز» است که سال‌ها پیش توسط نشر «طرح نو» منتشر شد. این کتاب اگرچه مانند «زندگی علمی من» اثری بسیار فشرده و مختصر است اما به‌خوبی خواننده را با بزنگاه‌های مهم زندگی فروید و با مفاهیم اصلی روانکاوی او آشنا می‌کند. در گام بعدی نیز «رئوس نظریه‌ی روانکاوی» (منتشر شده در شماره‌ی دوم ویژه‌نامه‌ی روانکاوی فصلنامه‌ی «ارغنون») می‌تواند به‌خوبی نظریات فروید را تبیین کند.

برچسب: زیگموند فروید، نشر بینش نو  

نافه (شماره ۲)

دوماهنامه فرهنگی، اجتماعی، ادبی
صاحب امتیاز و مدیر مسوول ناهید توسلی
زیر نظر شورای دبیران: محسن آزرم، حسین یاغچی، مهدی یزدانی‌خرم
۲۰۸ صفحه، ۴۰۰۰ تومان
تیر ۱۳۸۹
۳.۵ از ۵

روی جلد این شماره نافه، این بار عکس محمود دولت‌آبادی افتاده، اما خلاف انتظار، داخل مجله خبری از پرونده‌ای درباره‌اش یا حتی مصاحبه‌ای با او نیست. بهانه انتشار عکس دولت‌آبادی روی جلد، چاپ سرفصل رمان منتشر‌نشده او به نام «زوال کلنل» در بخش آثار مجله است، بی‌هیچ توضیح اضافه یا لازمی. دور و بر عکس دولت‌آبادی هم پر است از اسم‌های مختلف و تیترهای جذابی که آدم را به خواندن مجله تحریک می‌کنند. مجله به همان شکل و روال شماره اولش، در چهار «فصل» تنظیم شده: دیدگاه‌ها، گفت‌و گوها، پرونده‌ها، و اثرها. فهرست تصویری مجله جالب و نوآورانه، ولی نادقیق است و تمام مطالبش را پوشش نمی‌دهد. کاغذ براق مجله هم، علی‌رغم زیبایی، خواندنش را در هر شرایط نوری‌ای دشوار می‌کند.

نافه هم، مثل پدرانش، پر است از مطالب خواندنی و تمام کردنش واقعا به زمان زیادی نیاز دارد. خیلی از مقالاتش خوبند، گر چه نمی‌شود گفت یک مجله تخصصی است، به آن معنی که مثلا «بخارا» هم تخصصی است. در واقع واضح است که گستره مخاطب وسیع‌تری را نشانه رفته و فروش برایش از اولویت‌هاست. به هر حال، بودنش مغتنم است.

نافه احتمالا سلایق مختلفی را ارضا می‌کند، اما آن‌چه من از این شماره‌اش پیشنهاد می‌کنم: از بخش دیدگاه‌ها که شامل خورده یادداشت‌هایی بی‌موضع‌گیری و کاملا سلیقه‌ای است می‌گذرم. از گفت و گوها، مصاحبه با اصغر فرهادی را اکیدا توصیه می‌کنم، که فرهادی در حرف زدن هم مثل فیلم‌هایش در اندازه‌های جهانی ظاهر شده. در بخش پرونده‌ها هم اول از همه یاد هوشنگ گلشیری را دریابید که در کنار مصاحبه فرهادی به نظرم بهترین بخش‌های این شماره‌اند. این پرونده شامل نوشته‌ها و حرف‌های یارعلی پورمقدم، قاضی ربیحاوی، پویا رفوئی، ناصر زراعتی و حسین مرتضاییان آبکنار، خصوصا در مورد «جلسات پنج‌شنبه‌ها»ست. پرونده‌های رمان ارهان پاموک، ارکستر سمفونیک تهران، گنجینه موزه هنرهای معاصر، آلیس در سرزمین عجایب، ۵۰ سالگی روانی، و مری و مکس هم بد نیستند. در بخش آثار هم داستان‌های دولت‌آبادی و مارک تواین، سفرنامه هرمان ملویل و زندگی‌نامه علی‌اشرف درویشیان را توصیه می‌کنم. برش‌های فیلم‌نامه «درباره الی...» هم برای مرور بد نیستند.

پ.ن: مهدی یزدانی‌خرم، که به نظر می‌رسد دبیر بخش ادبی نافه جدید است، در این شماره چهار مطلب نوشته: اولی یکی از سرمقاله‌های مجله، دومی مقدمه‌ای یک صفحه‌ای بر پرونده هوشنگ گلشیری، سومی مصاحبه‌ای با رضا امیرخانی درباره کتاب جدیدش، «نفحات نفت»، و چهارمی هم نقدی بر «نام من سرخ»، رمان تازه‌ترجمه‌شده اورهان پاموک. در همه این‌ها هم شخصیت جدیدش را به سیاقی که در پی می‌آید، با جدیت حفظ کرده (غلط‌های املایی هم در مجله هستند): «...بدون تردید گروتسک امر بارز و آشکار رمان است و این گروتسک است که قهرمان‌ها یا راوی‌های پاموک را دچار هراس تاریخی‌ای می‌کند که در معنای همگی‌اش، کتشارگاه است و دایره‌وار... امر خشن در این پروسه وجهه دیگری پیدا می‌کند و در تبارشناسی خود، اجازه نمی‌دهد تا این مینیاتور گسترده از شکل سنتی‌اش خارج شود،ولی این فرصت پیش می‌آید که آنچه تاریخ، قرن‌ها مدفون کرده بود، یعنی صداها، از این تصاویر جامد بیرون زده و صدای کارکرد روایت مدرن پاموک، به گوش برسد...» - گوشه‌ای از مقاله نیم‌صفحه‌ای معنادار و روشنگر یزدانی‌خرم در شرح و بسط «نام من سرخ»، نوشته ارهان پاموک، صفحه ۷۵ مجله

***

«اون عجیب‌ترین آدمی بود که می‌تونستی توی کل عمرت ببینی‌، چون همیشه و سر هر موضوعی، اگه کسی رو پیدا می‌کرد که با نظرش مخالف باشه، فوری با طرف شرط می‌بست؛ و اگه هم توی جبهه‌ی مخالف کسی رو واسه شرط‌بندی پیدا نمی‌کرد، نظرش رو عوض می‌کرد تا بالاخره با یکی شرط ببنده... یه روز صبح «پارسون» اومد به کمپ و «اسمایلی» ازش حال زنش رو پرسید و اون هم گفت که شکر خدای متعال حال زنش خیلی بهتر شده و خیلی سر حال بود از این که به لطف مشیت الهی زنش داره خوب می‌شه؛ اون‌وقت «اسمایلی» پیش از این که طرف فرصت فکر کردن پیدا کنه گفت: «خُب، دو و نیم چوق باهات شرط می‌بندم که زنت از این مریضی جون سالم به در نمی‌بره».» - از داستان «قورباغه‌ی جهنده‌ی بدنام کالاوراس کانتی»، نوشته مارک تواین، صفحات ۱۸۵ و ۱۸۶ مجله

«اول باری که در کرمانشاه نوشابه پپسی خریدیم خوب یادم هست. نوشابه تازه آمده بود. رفتیم به مادرمان گفتیم، یک چیزی آمده توی شیشه. یک نفر خورد اشک آمد و چشمش را گرفت و یک آروغ هم زد. مادرمان گفت، ای بدبختی این دیگر چه چیز است؟ قبول کرد برویم بخریم. یک قران و دو قران پول جمع کردیم و رفتیم خریدیم. مادرمان وقتی خورد گفت، این به درد ما نمی‌خورد. این برای رفع تفریح است. برای سیری نیست. همیشه از همین تعبیر استفاده می‌کرد و می‌گفت فلان چیز «برای رفع تفریح» است.» - از «برای فیلم دیدن کتک می‌خوردم»، زندگی‌نامه خودنوشت علی اشرف درویشیان، صفحه ۲۰۱ مجله

مرتبط:
+فهرست شماره دوم نافه در وبلاگ کزاز، بلاگ علی مسعودی‌نیا، از اعضای تحریریه نافه
+آرشیو شماره‌های دوره پیشین نافه

 برچسب: مجله

خوابِ خوبِ بهشت

سام شپارد
ترجمه‌ی امیرمهدی حقیقت
نشر ماهی
۱۶۴ صفحه [جیبی]، ۲۵۰۰ تومان
چاپ اول، بهار ۱۳۸۹
۳.۵ از ۵

یه مجموعه‌داستانِ خوبِ آمریکایی، با داستان‌های ساده، خطی و کوتاه از زندگی روزمره‌ی آدم‌های آمریکایی. زندگی‌هایی که می‌تونستن خیلی معمولی باشن، ولی با ریزبینی سام شپارد برجسته شدن. تعلیقشون که به چشم نمی‌اومد، پررنگ شده و هر لحظه انتظار می‌ره تو این زندگی‌های معمولی اتفاق خاصی بیفته. در واقع خصوصیت اصلی داستان‌ها اینه که در عین کوتاهی، غیر قابل ‌پیش‌بینی‌ان. داستان‌ها آروم شروع می‌شن، با تعلیق ادامه پیدا می‌کنن تا به چرخش آخر داستان برسن. این چرخش آخر داستانه که به داستان‌ها معنی می‌ده.

داستان‌ها تا اون‌جا که می‌شه، کوتاه‌ان! خلوت‌ان و هیچ‌کدوم پُرشخصیت یا پُرقصه نیستن. شاید از این نظر قابل مقایسه با کارور باشه، ولی شپارد از کارور قصه‌گوتره. انگار نویسنده عمد داشته که خیلی رو چیزی مکث نکنه و حاشیه نره و صاف بره سر اصل داستان. همین باعث تأثیرپذیری بیش‌تر می‌شه، یعنی قبل از این‌که به خودمون بیایم ضربه رو می‌خوریم. ولی گاهی هم حس می‌کردم بال‌وپر دادن به داستان می‌تونست داستان رو به‌تر کنه [مثل «زندگی با الگو» و «Concepcion»]

خوبی دیگه‌ی این مجموعه اینه که داستان‌ها با تنوع خوب تو استفاده از راوی‌ها و فرم‌های مختلف یه تم مشترک رو دنبال می‌کنن: یعنی جدا افتادن آدم‌ها از هم. ترجمه هم خیلی روون و خوبه. فقط چندتا مشکل داشتم که چون مترجم در دست‌رسه می‌گم. یکی استفاده از «رینبو فودز» برای فروشگاه مواد غذاییه. «رینبو» که اسم فروشگاهه، ولی مگه «فودز» هم اسم خاصه که ترجمه نشده؟ یه جا هم بود که می‌گفت فلانی های‌کلاسه، که نمی‌فهمم چرا های‌کلاس رو ترجمه نکرده. همین.

درباره‌ی این کتاب:
+ کتاب‌های عامه‌پسند
+ پروژکتور
+ زنو

برچسب: سام شپارد، امیرمهدی حقیقت، نشر ماهی

ریاضیات مهندسی

عبدالله شیدفر
نشر دالفک
٢٧٢ صفحه، ٥٦٠٠ تومان
نوبت چاپ، اسفند ٨٨
٠ از ٥

یکی از کتاب‌هایی که این اواخر خوانده‌ام، کتاب «ریاضیات مهندسی» نوشته‌ی «عبدالله شیدفر» است. حتمن می‌دانید ریاضیات مهندسی، شاخه‌ای از ریاضیات است که با مسایل تحلیلی ریاضیِ محض کمتر سر و کار داشته و بیشتر در پی ارائه‌ی یک تفسیر ریاضی برای مسئله‌ای فیزیکی و عینی می‌گردد. اما بیهوده وقت خودتان را تلف نکنید. با خواندن این کتاب و امثال آن شما به هیچ وجه ریاضی مهندسی یادبگیر نیستید.

کتاب چهار بخش دارد: فصل اول مربوط به مباحث سری‌ها، انتگرال‌ها و تبدیلات فوریه است. من واقعن نمی‌دانم توی این‌جور کتاب‌ها از این‌که این همه کاغذ و جوهر صرف چنین چیزهایی می‌کنند منظورشان چیست. در انتهای این فصل، چشم شما باید با قیافه‌ی یک‌ جور سِری آشنا شود و بتوانید توی آن عددگذاری کنید و مسئله را به حال خود رها کنید تا نمره‌ی کامل بگیرید. در فصل دوم راجع به حل معادلات جزئی دیفرانسیل صحبت می‌شود که پرداختن به آن نقطه‌ی آغاز انحطاط بشری است و راجع به آن بیش از این صحبت نمی‌کنم. در فصول سوم و چهارم هم مثلن قرار است مهملاتی راجع به اعداد و توابع مختلط بیاموزیم.

زبان فارسیِ کتاب ضعیف است و با این‌که دو ویراستار وظیفه‌ی ویرایشِ این کتاب را به عهده داشته‌اند، متن فارسیِ آموزشیِ خوبی از آب در نیامده و فراوان ایرادها و اشکال‌های عجیب و غریب در جمله‌بندی‌های آن به چشم می‌خورد. گویا ویراستار علمی کتاب هم خواب بوده یا هوش و حواس به جایی نداشته است تا آن‌جا که اصلن به صحت فرمول‌ها و علایم کتاب هیچ اعتمادی نیست.

و چیزی که باید آخرِ سر بگویم این‌که تنها نکته‌ی مثبتی که در کتاب وجود دارد و باعث شد در چند هفته‌ی همراهی‌ام با این کتاب دلم را به آن خوش کنم، رنگ قرمزِ زیبای جلد کتاب بود که با رنگ خودکارم هارمونیِ عجیب و بی‌همتایی داشت.

برچسب: عبدالله شیدفر

کتاب ایّوب

قاسم هاشمی‌نژاد
نشر هرمس
۲۳۶ صفحه، ۲۵۰۰ تومان
چاپ اول ۱۳۸۶
۴ از ۵

گزارش فارسی ِ قاسم هاشمی‌نژاد از «کتاب ایّوب» وصف ِ حال ِ امروز است. وصف ِ تحمل هر روزه‌ی رنج بی هیچ دلیلی و هیچ پاسخی. رنج هماره‌ی بی‌پاسخی که از دیرگاه تا امروز راه خود گرفته و آمده.
ایوب در روایت ِ عهد عتیق همانی نیست که ما در روایت اسلامی سال‌ها به صبوری‌اش شناخته‌ایم. قاسم هاشمی‌نژاد در مقدمه‌ی ارجمندش بر کتاب ، و سپس در پی‌گفتار روشنگرش، به‌روشنی تفاوت‌های روایت عهد عتیق و روایت اسلامی از قصه‌ی ایوب را باز می‌نمایاند. ایوبی که ما در روایت اسلامی او را بیش از هر چیز به صبر و دم فروبستن می‌شناسیم، در روایت عهد عتیق مدام در کار پرسش از یهوه است که چرا چنین رنجی را بر وی روا دانسته است. دو نکته‌ی مهم دیگر تفاوت‌های بنیادین یهوه و شیطان عهد عتیق با خدا و شیطان در اسلام است که بی‌توجه به این تفاوت‌ها نمی‌توان درک درستی از روایات عهد عتیق داشت. برای نمونه شیطان در عهد عتیق فرشته‌ی رانده شده از درگاه نیست، و رابطه‌ی یهوه با بنده نیز یکسر براساس ترس بنده از او بنا شده و نه عشق و دوستی ِ میان عابد و معبود.

وجه دیگری که هاشمی‌نژاد در مقدمه‌اش بر آن تأکید می‌کند ارزش ِ کتاب ایوب به‌مثابه یک متن درخشان ادبی – فلسفی است. گزارش فارسی این متن هم براستی – و به گفته‌ی نگارنده‌اش- سپاس و ستایشی است از زبان فارسی که عشق ِ همه‌ی ماست.

در پی‌گفتار کتاب هاشمی‌نژاد به مقایسه‌ی اولین روایت‌های اسلامی از داستان ایوب در زبان فارسی (متن اصلی این روایت‌ها در پیوست کتاب موجود است) می‌پردازد و این روایت‌ها را هم از منظر گردش‌های بینشی و فکری آنها از متن اصلی و هم از منظر نثر و داستان‌پردازی بررسی می‌کند.
پرتویی که او بر روایت‌ها  - به‌ویژه - از منظر خود ِ روایت و قصه‌پردازی می‌افکند، چشم‌اندازهای تازه‌ای به روی خواننده برای مواجهه با این متن‌ها می‌گشاید و راه را برای بهره بردن امروزی از دستاوردهای روایی-داستانی این روایت‌ها می‌گشاید.

پیشگفتار و پی‌گفتار ِ قاسم هاشمی‌نژاد، حتا مجرد از متن اصلی کتاب، بس بسیار خواندنی‌اند، هم از منظر فکرهای تازه‌ای که با خود دارند و هم به‌خاطر زبان فارسی ِ مثال‌زدنی و آموختنی‌شان.

«قاسم هاشمی‌نژاد» را اهل کتاب با «فیل در تاریکی» می‌شناسند. حالا یا این بهترین و – و شاید تنها- رمان پلیسی ایران را خوانده‌اند یا نامی از آن شنیده‌اند. آنها که کمی‌ آشناترند می‌دانند که او رمان دیگری هم به نام «خیرالنّسا» دارد، یکی-دو دفتر شعر، گزارش فارسی ِ اردشیر بابکان، ترجمه‌ی درخشانی از کتاب ریموند چندلر «خواب گران» (که در ایران به‌نام «خواب بزرگ» آشناست) و چند اثر دیگر. اما از بداقبالی نویسنده یا ما خوانندگان، آثارش هیچ‌گاه به‌راحتی در دسترس نبوده‌اند و همیشه به‌شکل غریبی دچار کم‌یابی و گم‌بوده‌گی میان دیگر نام‌ها گشته‌اند. حتا ترجمه‌ی درخشان او از شیکسپیر در نشریه‌ی «این شماره با تأخیر» هم دچار همین سرنوشت شد. بسیاری کتاب‌خوان‌ها حتا نام این نشریه را هم نشنیده‌اند! به‌هرحال آنچه از مرور این چند اثر دستگیرمان می‌شود این است که قاسم هاشمی‌نژاد تسلطی مثال‌زدنی بر زبان فارسی دارد، قصه‌پرداز چیره‌دستی است و مترجمی توانا و بسیار آشنا با ادب جهان.

بریده‌ای از پیش‌گفتار قاسم هاشمی‌نژاد:
+ زبان فارسی؛ زبانی ملموس

نمونه‌ای از گزارش فارسی روایت عهد عتیق داستان ایوب:
+ کاش سخنانم کنون نبشته می‌شدی...

نمونه‌ای از قصه‌ی ایوب در قصص قرآن سورآبادی نگاشته به نیمه‌ی دوم قرن پنجم:

در آن وقت رحمه در شهر بود چون باز امد ایوب را بر جای خویش ندید. پنداشت که مگر گرگ او را بخورد، ولوله بر وی اوفتاد از هر سوی می‌دوید و می‌جست و می‌گفت: ایّوبا، ایّوبا، ای زار بیمارک من. و ایوب خود با جبرئیل بر تخت نشسته همبر. رحمه نزدیک ایشان دوید گفت: هیچ خبر داری از آن بیمارک من تا چه اوفتاد. ایوب او را گفت: اگرش ببینی بازدانی؟ و بکمارید [= تبسم کرد]. رحمه گفت: آنگه که درست بود دندانش بازان ِ تو می‌مانست. ایوب گفت: منم ایوب ِ تو، رحمه از شادی بی‌هوش بیوفتاد.

برچسب: قاسم هاشمی‌نژاد، نشر هرمس

شاخ

پیمان هوشمندزاده
نشر چشمه
۸۶ صفحه، ۲۲۰۰ تومان
چاپ اول، زمستان ۱۳۸۸
۴ از ۵

خب. بالاخره یه مجموعه‌داستان ایرانی دراومد که بتونم با خیال راحت بگم خوب بود. چیز اذیت‌کننده‌ای نداشت، و می‌ارزه که آدم بگرده دنبال جزئیاتش. کتاب تو فضای خلوتی می‌گذره. دو تا سرباز -راوی و دوستش، سیا- که بعد از پایان جنگ تو یه سنگر لب مرز کشیک می‌دن تا خدمتشون تموم شه، با مرغ و خروس و یکی دو تا آدم که گاهی به‌شون سر می‌زنن. همین. کتاب ۱۴تا داستانه از تیکه‌های مختلف زندگی این دو نفر و برخوردشون با جهان کوچیکی که واسه خودشون ساختن. انگار که ۱۴تا عکس از این دو نفر باشه.

تنهایی و بیهودگی زندگی خالی‌ای که هی تکرار می‌شه، تم اصلی داستان‌هاس. تصور کنید دو تا سرباز که جنگی رو در پیش ندارن، چه زندگی‌ای می‌تونن داشته باشن؟ باید همه‌ش دنبال دل‌خوشی یا توهم دل‌خوشی باشن. می‌تونن به جفت‌گیری مرغ و خروسه نگاه کنن، درباره‌ی دختری که ندیدنش خیال‌بافی کنن یا با هم گل یا پوچ بازی کنن... به نظرم مهم‌ترین موفقیت «شاخ» درآوردن این فضای خالی و بیهوده‌س. به این دیالوگ‌نویسی خوب و لحن مناسبِ داستان‌ها و پایان‌بندی عالی رو هم اضافه کنید. هرچند بیش‌تر داستان‌ها خوبن ولی به تنهایی همون‌قدر قابل اعتنان، که یه فصل از رمان قابل اعتناس.

روایت طنزآلود کتاب هم خیلی خوبه. یه جور طنز که از بی‌خیالی راوی می‌آد، انگار که دنیا براش هیچی نیست و می‌تونه همه چی رو، به تلخی، دست بندازه... همه‌ی چیزایی که گفتم، به اضافه‌ی ایجازش تو روایت و دیالوگ‌ها منو یاد «عزاداران بَیَل» ساعدی انداخت: جفتشون پوچ‌بودن زندگی آدم‌ها رو تو یه محیط بسته، تو ارتباط تنگاتنگ با حیوون‌ها و تو قالب مجموعه‌داستانِ پیوسته نشون دادن و خوب هم این کارو کردن.

برچسب: پیمان هوشمندزاده، نشر چشمه

چشمان باز مانده در گور

میگل آنخل آستوریاس
ترجمه سروش حبیبی
انتشارات ققنوس
۷۸۴ صفحه، ۷۵۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۴
۴ از ۵

یکی از رمان‌های مهم آستوریاس، نویسنده گواتمالایی برنده جایزه نوبل ۱۹۶۷. عنوان اصلی کتاب هست «The Eyes of the Interred»، که شاید «چشمان دفن‌شدگان» ترجمه نسبتا دقیقی ازش باشد. سروش حبیبی، که کتاب را از انگلیسی ترجمه کرده، اسم «چشمان باز مانده در گور» را از یک بیت شعر سعدی برداشته:
اگر من نبینم مر او را هلاک
شب گور چشمم نخسبد به خاک
و با خواندن رمان تصدیق خواهید کرد که عنوان خیلی خوبی را برای ترجمه فارسی انتخاب کرده، که هم با مضمون رمان هم‌خوانی دارد و هم حتی عباراتش عینا درون کتاب آمده‌اند. طراحی جلد، کیفیت کاغذ، چاپ، صحافی خیلی خوب‌اند. ترجمه هم واقعا تحسین‌برانگیز است.

این رمان جلد آخر از «سه‌گانه موز» آستوریاس است، سه رمان که همگی به موضوع کنترل صنعت موز آمریکای لاتین توسط خارجی‌ها، به خصوص آمریکایی‌ها، می‌پردازند. ماجرای رمان در گواتمالای دیکتاتورزده می‌گذرد و با پوشش تعداد زیادی شخصیت و سطوح و لایه‌های مختلف اجتماعی گواتمالا، جریان اعتصابی سراسری را، که به سرنگونی دیکتاتور این کشور منتهی شد، از ابتدا تا انتها تعریف می‌کند.

«چشمان باز مانده در گور» را شاید بشود رمان «نفرت» دانست، دقیقا همان نفرتی که در شعر سعدی هم هست. جامعه‌ای که تک‌ تک آدم‌هایش منتظر انتقام گرفتن از مسبب بدبختی‌هایشان‌اند، و حتی مرده‌هایشان در گور با چشم باز خوابیده‌اند تا، گر چه بعد از مرگ، روزی را ببینند که ناحق‌شان حق می‌شود و بالاخره انتقام‌شان را می‌گیرند. کتاب پر است از آدم. همه این آدم‌ها ساخته می‌شوند و دنیای خودشان را دارند، تأثیرشان را روی داستان می‌گذارند و از آن متأثر می‌شوند. البته شاید به دلیل زیاد بودن این آدم‌ها، بعضی‌هایشان نصفه می‌مانند و ماجرایشان به سرانجام نمی‌رسد. مهم‌ترینشان هم کشیشی است که اتفاقا ماجرای جالبی را شروع می‌کند ولی بعد از هفتاد همان‌طور نصفه ولش می‌کند و داستانش گم می‌شود. شاید هم به خاطر طولانی شدن رمان نویسنده خسته شده و بعضی‌ از طرح‌هایش یادش رفته، چون افت رمان هر چه که به آخرش نزدیک‌تر می‌شود، محسوس‌تر است.

آستوریاس نویسنده مهمی بوده.  یکی از اولین کسانی که «رئالیسم جادویی» را اختراع و ازش استفاده کردند، و از شکل‌دهندگان به رمان آمریکای جنوبی. اگر یوسا و مارکز خوانده باشید، هر دو را توی همین رمان می‌بینید. به وضوح می‌شود تأثیر گرفتن هر دو را از آستوریاس حس کرد و روندی را که یک نفر را به نویسنده بزرگی مثل یوسا تبدیل می‌کند، دنبال کرد. روایت پیچیده و چند شخصیتی، داستان‌پردازی‌های موازی، آدم‌هایی که رفتارشان مبتنی بر عدالت شخصی است، نفوذ به زندگی آدم‌های طبقه فقیر، و هر از چندی جمبل و جادو، از ویژگی‌های این رمان، و احتمالا باقی رمان‌های آستوریاس‌اند. از او در ایران «مردی که همه چیز، همه چیز، همه چیز می‌دانست» با ترجمه لیلی گلستان هم در دسترس است. رمان حجیم «آقای رئیس جمهور»ش هم خیلی سال پیش ترجمه و چاپ شده و بعید می‌دانم بشود به این راحتی پیدایش کرد.

***

«بله، بهتر بود در را ببندد و قفل کند. هیچ کس از احتیاط ضرر ندیده است. اما نمی‌توانست. پلک‌ها به فرمانش نبودند و فرو می‌لغزیدند. چفت، کلون... شرط عقل این بود که... اما تکان نخورد... پیری و کوفتگی از بار کار و غصه‌های زندگی و سرخوردگی‌ها و دردسرهای روزانه و ظلم‌های فراوان حتی میل به دفاع از جانش را از او سلب کرده بود... اگر او را بکشند جسدش را جا خواهند گذاشت... کالبدش همین جا به امان خدا خواهد ماند. در و کلون و چفت برایش کلمات پوکی شده بود. فقط اندکی تلاش... وای که این اندک تلاش برایش چه دشوار بود. ممکن بود او را بی‌دفاع و بی‌پناه مثل یک سگ بکشند. خدایا پناه بر تو... .

همتی کرد. روی پتو غلتی زد، زیرا نمی‌توانست یکباره بلند شود. اما چنان که گفتی ناگهان فلج شده باشد، در همین حالت – با سری از بالش آویخته و پاهایی گشاد مانده – دستی بر لبه تخت گرفته و صورتی رو به زمین، پشت به قاتل موهوم باقی ماند.» - از کتاب

مرتبط:
+ مقدمه سروش حبیبی بر کتاب
+ مقاله روزنامه ایران در معرفی آستوریاس

برچسب: میگل آنخل آستوریاس، سروش حبیبی، انتشارات ققنوس