مرگ در آند

ماریو بارگاس یوسا
ترجمۀ عبدالله کوثری
نشر آگاه
۳۲۰ صفحه، ۳۲۰۰ تومان
 چاپ سوم، ۱۳۸۶

سه مرد در ناکسوس، روستایی در پرو گم شده‌اند و هیچ خبری ازشان نیست. در آن حوالی چریک‌های راه درخشان* راه افتاده‌اند، دادگاه خلق تشکیل می‌دهند و هر آدمی را که یک زمانی کار بدی کرده باشد محاکمه می‌کنند. توی دادگاه کافی است یک زن دستش را بالا کند و بگوید شوهرم مرا شب‌ها کتک می‌زند، مرد در سه سوت کشته می‌شود. چریک‌ها خیلی به غربال کردن عادتی ندارند، این وسط یک دختر و پسر فرانسوی هم که به سرشان زده بروند پرو ماجراجویی با سنگ کشته می‌شوند. حتی یک خانم بسیار صلح‌طلب که برای فائو کار می‌کند و دارد به پرویی‌ها کمک می‌کند تا اوضاع زمین‌هایشان سر و سامان بگیرد در امان نمی‌ماند، چون به هر حال یک نسبتی با دولت دارد. وقتی خبر گم شدن این سه مرد با پاسگاه می‌رسد لیتوما شک نمی‌کند که کار، کار چریک‌هاست. آن‌ها همین نزدیکی‌ها هستند و امروز فردا سراغ خودش و معاونش می‌آیند. اما شاید سه مرد به دلایل دیگری کشته شده باشند. مثلاً این که مدت‌هاست کسی در ناکسوس قربانی نشده و این همه بدبختی و فلاکت از بزدلی مردمی می‌آید که دلش را ندارند مثل یک قهرمان خودشان را فدا کنند تا بخت و اقبال برگردد.
یک داستان دیگری هم که این وسط موازی با داستان گمشده‌ها روایت می‌شود، نقل عشق توماسیتو، معاون گروهبان و مرسدس است. شب که می‌شود توماسیتو شروع می‌کند به تعریف کردن و گروهبان هم یک خط درمیان یک چیزی می‌گوید و حرفهایشان درهم می‌شود.
اسم اصلی کتاب «لیتوما در آند» بوده است که مترجم انگلیسی و به تبعش مترجم فارسی مرگ در آند ترجمه کرده‌اند. اینکه یوسا بلد است چه‌کار کند که کتاب از دست شما نیافتد خودش یک داستان است و من مدت‌ها بود با صرف خواندن رمانی اینقدر کیفور نشده بودم. غیر از این، جوری که آقای نویسنده توانسته بود با افسانه‌ها و اسطوره‌های اینکایی و فرهنگ سرخپوستی داستان بنویسد و آدم ملول و سنگین نشود از آن همه اشاره و اسم ناآشنا تحسین‌برانگیز بود. نویسنده خودش را روی سر خواننده خراب نکرده بود که اول برو یک دوره اسطوره‌های اینکایی بخوان و بعد بیا سر کتاب، اما ممکن است شما بعد از خواندن کتاب به سرتان بزند که یک چیزهایی را دستکم از ویکی‌پدیا بخوانید. در کل اما من خودِ خود داستان را آنقدرها دوست نداشتم. مثلاً من انتظار نداشتم مرسدس، معشوق به آن بی‌رحمی در بیست صفحۀ آخر کتاب با یک چمدان پیدایش شود و بگوید هیچ کدام از مردهایی که دیده مثل توماسیتو نبوده‌اند، آن هم درست همان وقتی که گروهبان و معاونش ارتقا گرفته‌اند و قرار است به جاهایی بهتر از ناکسوس مصبیت‌زده منتقل شوند. همۀ این‌ها همان روزی اتفاق می‌افتد که ماجرای گم شدن آن سه مرد فاش می‌شود. این همه گشایش ظرف یک روز، به این فشردگی خیلی به من نچسبید. دیگر اینکه شخصیت گروهبان بیش از اندازه منفعل بود. لیتوما در ابتدای کتاب با تنهایی و ترس‌ها و غربیگی‌اش پرورده می‌شود، اما انگاری فردیتش تا آخر کتاب ـ‌ همان جا که به میخانه می‌رود و بالاخره یکی از کارگرها در مستی حاضر می‌شود با او حرف بزندـ‌ رها می‌شود و فقط در میان گفتگوها با ارنستیو است که گاهی رنگ می‌گیرد.

لیتوما زیر لب گفت «آره، می‌فهمم. مگر کار از این کثیف‌تر هم می‌شود که آدم آن مردک زال و آن سرکارگر و آن لالی را بکشد، آن هم به خاطر ارواحی که نه کسی دیده، نه کسی خبر دارد که اصلاً هستند یا نه؟»
کشتن که چیزی نیست مرد از روی تخت فریاد زد و لیتوما فکر کرد آن‌‌هایی که ته خوابگاه خوابیده‌اند از خواب می‌پرند و به‌اشان می‌گویند خفه‌خون بگیرند. یا یواشکی می‌آیند و دهن مرد را می‌بندند. بعد هم چون خودش چیزهایی شنیده بود که نبایست بشنود می‌گرفتند و می‌برندنش به معدن متروک و می‌انداختنش ته چاه. «مگه همه‌جا کشت و کشتار نیست؟ کشتن که چیزی نیست. مگر آدم کشتم یک کار هر روزه نشده، عین شاشیدن و ریدن. چیزی که پدر این جماعت رو درآورده کشتن نیست. من تنها که نیستم، کلی از کارگرهایی هم که رفتند، حال من را داشتند. مسئله یک چیز دیگری بود.»
لیتوما یکباره سردش شد. «یک چیز دیگر؟»
«آن مزه‌ای که توی دهنمان مانده»


*  این‌‌ چریک‌ها وجود خارجی داشته‌اند و هنوز هم، البته خیلی محدودتر در پرو فعالیت می‌کنند. این‌جا را نگاه کنید: Shining Path

جنگ آخر زمان

ماریو بارگاس یوسا
ترجمه‌ی عبدالله کوثری
نشر آگه
۹۱۹ صفحه، ۸۵۰۰ تومان
چاپ دوم، ۱۳۸۱
۴.۵ از ۵

پس از سال‌ها انتظار آقامون یوسا برنده‌ی نوبل 2010 شدن. این اتفاق فرخنده رو به همه‌ی عاشقان آن حضرت تبریک می‌گم. این شما و این نویسنده‌ی نویسنده‌ها، ختمی‌مرتبت؛ یوسا.

***
«خبرنگار نزدیک‌بین گفت: "می‌بینید؟" چنان نفس می‌کشید که گفتی از تقلایی شدید خسته و فرسوده شده. "کانودوس یک ماجرا نیست. درخت ماجراهاست."»

اواخر قرن ۱۹ بعد از این‌که تو برزیل جمهوری برقرار می‌شه، یه گروه شورشی ضد جمهوری شکل می‌گیرن. این گروه که تو منطقه‌ی کانودوس جمع می‌شن، یه سری راه‌زن و فقیر و این چیزان که دور یه آدمی به اسم «مرشد» که ادعا می‌کنه فرستاده‌ی مسیحه، جمع می‌شن. «جنگ آخر زمان» درباره‌ی قضیه‌ی کانودوسه و داستان جنگ‌های عظیمی رو که برای سرکوب این شورش در گرفت و آدم‌های زیادی رو که یه جوری درگیر این موضوع شدن می‌گه.

ساختار داستان و نوع روایتش خیلی منو یاد «لاست» انداخت. «لاست» این‌جوری بود که اول شخصیت‌ها رو معرفی می‌کرد، از گذشته‌شون می‌گفت، بعد ماجراهای هر قسمت رو با تمرکز رو یکی از شخصیت‌ها می‌گفت. این هم همین‌جوریه. شخصیت‌های مهمی که شورش کردن، سرهنگی که با شورشی‌ها می‌جنگه، خبرنگاری که فرستاده شده اون‌جا و کلی شخصیت دیگه داستان‌ها رو می‌سازن و پیش می‌برن... این‌جوریه که اون «درخت ماجراها» شکل می‌گیره. یوسا مثل همیشه تأثیر اتفاقات رو گستره‌ی زیادی از مردم رو بررسی می‌کنه.

نسبت به بقیه‌ی کتاب‌های یوسا، روایت ساده‌تری داره. خودش گفته چون اتفاقات تو قرن ۱۹ می‌گذره، سعی کرده با شیوه‌ی کلاسیک داستان‌گویی کار کنه و البته تو اون هم به فرم جدیدی برسه. یه کمی هم مایه‌های رئالیسم جادویی داشت... شبیه به همون چیزی که مارکز می‌گه که این رئالیسم جادویی نیست و واقعیت تو آمریکای لاتین این‌جوریه. به خصوص سر یه همچین ماجرایی، احتمالاً افسانه‌هایی که مردم می‌سازن مرز بین واقعیت و تخیل رو کم‌رنگ می‌کنه.

ترجمه‌های عبدالله کوثری بی‌نظیرن. فکر می‌کنم به خاطر شاعربودنش تسلط زیادی هم روی واژه‌های قدیمی یا آهنگ جمله‌ها داره. جداً نثرش واسه من رشک‌برانگیزه.

×××
«چیزی تازه، گنگ، بی‌شکیب و پرزور در چهره‌اش پدیدار شده، چیزی که دم به دم می‌افزاید، چیزی که خود از آن آگاه نیست، لبانش فاصله‌ی با گلوی ژورما ندارند. زن مصمم، عقب می‌کشد و در همین حال سینه‌اش را می‌پوشاند. حالا دیگر تقلا می‌کند که خود را از چنگ گال خلاص کند، اما مرد نمی‌گذارد برود، و همچنان که به خود می‌چسباندش همان جمله را که زن نمی‌تواند بفهمد تکرار می‌کند «Don't be afraid,don't be afraid» ژورما با مشت به سینه‌اش می‌کوبد، صورتش را چنگ می‌زند، بالأخره خود را خلاص می‌کند و پا به فرار می‌گذارد. اما گال طول کلبه را در پی‌اش می‌دود، به او می‌رسد، می‌گیردش، به چمدان کهنه تنه می‌زند و بعد با او به زمین می‌افتد. ژورما لگد می‌پراند، با همه‌ی توانش او را می‌راند، اما جیغ نمی‌زند. تنها صدایی که شنیده می‌شود نفس‌نفس بریده‌ی آن دو و جیک‌جیک جوجه‌ها، عوعوی سگ و دینگ‌دینگ زنگوله‌هاست. از میان ابرهای سربی‌رنگ خورشید اندک‌اندک بالا می‌آید.»

یوسا در Menu:
+ گفتگو در کاتدرال
+ چرا ادبیات؟
+ سور بز
+ عیش مدام، فلوبر و مادام بوواری
+ سالهای سگی
+ دختری از پرو
+ نامه‌هایی به یک نویسنده‌ی جوان
+ چه کسی پالومینو مولرو را کشت؟

برچسب: ماریو بارگاس یوسا، عبدالله کوثری، نشر آگه

چه کسی پالومینو مولرو را کشت؟

ماریو بارگاس یوسا
برگردان: احمد گلشیری
۱۶۰صفحه، ۲۰۰۰ تومان
انتشارات نگاه، چاپ دوم ۱۳۸۷
۳ از ۵

ابتدا که کتاب را دست بگیرید، فکر می‌کنید با یک داستان جنایی معمولی طرف هستید، شخصی به طرز وحشتناکی به قتل رسیده و دوتا پلیس – یک ستوان و دستیارش –  شروع به گشتن می‌کنند تا قاتل را پیدا کنند. همه‌ی اجزاء رمان ذهن شما را به سمتِ یک داستان جناییِ کلیشه‌ای و معمولی می‌برد. اما زیاد نگران نباشید، در ادامه‌، ماجرا طوری پیش می‌رود که آقای یوسا راهِ خودش را از جنایی نویس‌های معمولی جدا می‌کند. مثلن در این داستان برخلاف داستان‌های جنایی معمولی بار اصلی کتاب را گره‌گشاییِ نهایی به دوش نمی‌کشد و در نیمه‌های داستان مخاطب و «ستوان سیلوا» هردو با احتمال بالایی حدس می‌زنند که قاتل کیست و کمی جلوتر، دیگر به یقین می‌دانند که «پالومینو مولرو» را چه کسی کشته است. اما آن‌چه که باعث ادامه‌ی داستان می‌شود رابطه‌ی بین آدم‌ها ست و احساس‌ها.

«ماریو بارگاس یوسا» از آن نویسنده‌هایی است که دیگر تک و توک توی دنیا پیدا می‌شوند و احتمالن جزو آخرین‌های نسل داستان‌پردازِ آمریکای جنوبی به حساب می‌آید. رمان‌های او بر پایه‌ی زبانِ روایی خاص خودش شکل می‌گیرند، بلوغ می‌یابند و از لحظه‌ای که رمان بالغ می‌شود دیگر ذهن مخاطب ول‌کُنِ آن نمی‌شود. اما در مورد رمانِ «چه کسی پالومینو مولرو را کشت؟» باید گفت آن‌طور که باقی آثار یوسا بالغ می‌شوند، این یکی نمی‌شود. دلیلش هم باید این باشد که نویسنده، مایه‌ی اصلی ماجرا را نگه داشته است برای کتاب بی‌نظیری که در پی آن می‌نویسد به نام «مرگ در آند».

زحمت ترجمه‌ی رمان را «احمد گلشیری» است. ترجمه‌ی چندان دل‌چسبی از آب در نیامده اما خوب است. کتاب را انتشارات نگاه چاپ کرده که مطابق معمول صحافی‌اش بد و طرح جلدش چنگی به دل نمی‌زند. کتاب حاضر یا ویراستاری درست حسابی‌ نداشته است یا این‌که ایشان هنگام ویرایش متن، برنامه‌ی خواب‌شان به‌هم ریخته بوده. آن‌قدر که چند جایی نام فامیلِ «پالومینو» که «مولرو» بوده است، با نوع آهنگی که «پالومینو» به صدای خوش می‌خوانده، یعنی «بولرو»، جا به جا شده است و چندتایی دیگر از این‌جور اشتباهات خنده‌دار. البته به غیر از دوست عزیزمان آقای «احمد گلشیری»، جناب «عبدالله کوثری» و «اسدالله امرایی» هم این رمان را ترجمه کرده‌اند که ترجمه‌ی کوثری در بازار تقریبن نایاب است و آقای امرایی هم نام کتاب را به «راز قتل پالومینو مولرو» تغییر داده‌اند که در عین حال که کاری امانت‌دارانه نیست، اما به نظرم انتخاب خوبی بوده، چرا که کلیت داستان بیشتر از آن که به دنبال پیداکردن قاتل «پالومینو» باشد، بیشتر مربوط به حواشی و اتفاقات راز آلود قتل اوست.

قسمتی از کتاب:

«  لیتوما پرسید: در این صورت مردم چه دلیلی برای کشتن پالومینو مولرو می‌آرن؟

دون خرونیمو به صدای بلند گفت: اجناس قاچاق. به ارزش میلیون‌ها پزو. اول اونو می‌کشن چون بویی برده. بعد که سرهنگ میندرو می‌فهمه یا داشته می‌فهمیده کجا چه خبره، خودشو دختره رو نفله می‌کنن و چون می‌دونستن مردم چی دوست دارن بشنون، این ماجرای کثیفو از خودشون در می‌آرن که طرف چون حسود بوده پالومینو رو کشته. خلاصه، تموم این‌ها یه سرپوش بوده. این وسط کسی از موضوع اصلی، که رد و بدل شدن یه عالمه پوله، حرفی نمی‌زنه.

ستوان آهی کشید و گفت: آشغال‌ها چه فکرهای مسخره‌ای به ذهن‌شون می‌رسه!   وچنگالش را طوری به بشقاب می‌کشید که گویی می‌خواست آن را بشکند.  »


درباره‌ی این کتاب:

+ کتاب‌های عامه پسند
+ کافه کاناپه
+ سانتی مانتالیست

برچسب‌: ماریو بارگاس یوسا، احمد گلشیری

نامه‌هایی به یک نویسنده‌ی جوان

ماریو بارگاس یوسا
ترجمه‌ی رامین مولایی
انتشارات مروارید
۱۸۱ صفحه، ۱۴۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۲
۲.۵ از ۵

یوسا از نویسنده‌هاییه که مقاله‌های زیادی نوشته. مثلاً «عیش مدام» رو درباره‌ی مادام بوواری نوشته، یا یه کتاب داره درباره‌ی سارتر و یه کتاب هم درباره‌ی گارسیا مارکز نوشته، که متأسفانه دوتای آخری ترجمه نشدن. یکی که می‌خواسته نویسنده شه، به بارگاس یوسا نامه می‌نویسه و ازش کمک می‌خواد. یوسا هم با یارو حال می‌کنه و نامه‌نگاری‌هاشون ادامه پیدا می‌کنه. این کتاب نامه‌های یوساس به اون نویسنده‌هه.

اول‌هاش بیش‌تر درباره‌ی ادبیات و نویسنده‌شدنه. یوسا بعد از این‌که یارو رو (و ما رو) توجیه می‌کنه که نویسنده‌شدن کار سختیه و دهن‌صاف‌کنه و به‌تره که اصن سراغش نریم، نکته‌ها و روش‌هایی رو می‌گه که تو دوران نویسندگیش و از کتاب‌هایی که خونده یاد گرفته. از سبک، روایت، زمان تو داستان شروع می‌کنه و بعد از سطوح مختلف واقعیت می‌گه، چرخش‌های روایت رو می‌گه، این‌که چه‌جوری داستان رو گسترش بدیم و ...

خوبیش اینه که مثال‌های کاربردی می‌زنه و معمولاً کلی‌گویی نمی‌کنه. از فاکنر، کورتاسار، مارکز، بورخس، فلوبر و خیلی‌های دیگه برای توضیح حرف‌هاش نمونه می‌آره. مثل بقیه‌ی مقاله‌هایی که از یوسا خوندم، دقیق و واضح می‌نویسه. یه نکته‌ی خوب هم اینه که آدم باشعوریه. مثلاً نمی‌آد کلاً یکی رو رد کنه. از هر نویسنده‌ای چیزای خوبشو می‌گیره و توضیح می‌ده، هرچند از یارو بدش بیاد [مثلاً می‌گه از سلین به خاطر عقایدش متنفرم ولی...] آخرش رو هم با هوش‌یاری این‌جوری تموم می‌کنه: «دوست عزیزم؛ همه‌ی سعی من این است که به شما بگویم هر آنچه در نامه‌هایم پیرامون قالب و شکل رمان خواندید، فراموش کنید و فقط بنشینید و یکباره سرگرم نوشتن رمان شوید.»

درباره‌ی ترجمه هم باید بگم، چندان جالب نیست. خودتون از این تیکه‌ی پایین قضاوت کنید.

×××
«داستان دروغی است که بر حقیقتی عمیق سرپوش می‌نهد؛ داستان زندگی‌یی است که تجربه نشده، همانی که مردان و زنان دوره‌ای آرزویش را داشته‌اند، ولی نداشتندش، پس مجبور به ابداع‌اش شدند. داستان چهره‌ی تاریخ نیست، بلکه نقاب یا واژگونه‌اش است، و آنچه که روی نداده است و از این رو برای فرونشاندن هوش‌ها و خواسته‌هایی که زندگی واقعی از پس ارضایشان برنمی‌آمد و نیز برای پُر کردن فضاهایی خالی که زنان و مردان در پیرامون خود می‌یافتند و سعی در سکنی دادن ارواح خودساخته‌شان در آن‌ها داشتند، وجود آفریده‌ای از خیال و کلمه لازم بود.»

درباره‌ی این کتاب:
+ کتاب‌های عامه‌پسند

برچسب: ماریو بارگاس یوسا

دختری از پرو

ماریو بارگاس یوسا
ترجمه‌ی خجسته کیهان
انتشارات کتاب پارسه
۳۵۲ صفحه، ۷۰۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۸
۳ از ۵

«دختری از پرو» آخرین رمان یوساس که سال ۲۰۰۷ نوشته. بعد از همه‌ی بازی‌های فرمی و تعریف‌کردن قصه‌های عجیب‌وغریب و پُرتنش، یوسا اومده یه داستان ساده و کلاسیک رو تعریف می‌کنه: یه پسر خوب، قانع و با آرزوهای کوچیک عاشق یه دختر بد، ناآروم و جاه‌طلب می‌شه. دختر نمی‌تونه زندگی معمولی پسر رو تحمل کنه و هروقت هم که باهاش هست، از عشق دیوانه‌وار پسر سوءاستفاده می‌کنه.

این عشق از دهه‌ی ۵۰ تو پرو شروع می‌شه و تا چهل سال بعد تو فرانسه، انگلیس، ژاپن و اسپانیا ادامه پیدا می‌کنه. یوسا می‌آد فرهنگ و تفکرهای مختلف رو در تقابل با این عشق قرار می‌ده. مثلاً انقلاب کوبا و تفکر مارکسیستی کشورای آمریکای لاتین تو دهه‌ی ۵۰، فرانسه‌ی دهه‌ی ۵۰ که تحت‌تأثیر متفکرایی مثل سارتر و کامو بوده یا انگلیس دهه‌ی ۶۰ که بیتلز و تفکر بی‌قیدانه‌شون محبوب بوده و هیپی‌ها توش گسترش پیدا کردن. 

احتمالاً هرکسی که از یوسا چیزی خونده باشه، در طول خوندن رمان هی از خودش می‌پرسه چرا یوسا به نوشتن همچین قصه‌ی ساده و پیش پا افتاده‌ای تن داده؟ تو «عیش مدام»، یوسا از عشق بی‌پایانش به «اما بوواری» می‌گه و شور بی‌حدوحصری رو که اِما برای زندگی داره تحسین می‌کنه. حالا اومده کتابی نوشته در ستایش اِما بوواری، فلوبر و داستان‌های عاشقانه‌ی کلاسیک. جز این‌که جاهای مختلف کتاب از نویسنده‌ها و کتاب‌های مختلف یاد می‌کنه، طرح کلی داستان و بعضی صحنه‌ها هم شبیه مادام بوواریه. مثلاً اون‌جاها که راوی با دختر بد تو هتل‌های لندن قرار می‌ذاره، خیلی شبیه به رابطه‌ی لئون و اِما تو مادام بوواری بود.

ترجمه نسبت به ترجمه‌های دیگه‌ی خجسته کیهان خوبه. سناسورش هم خیلی احمقانه‌س. اسم اصلی کتاب هم «دختر بد» بوده.

درباره‌ی این کتاب:
+ کتاب‌های عامه‌پسند
+ ثانیه‌های بی‌تاب
+ واکنش‌های منتقدین به کتاب و گفت‌وگو با یوسا، هفت‌ها

برچسب: ماریو بارگاس یوسا، خجسته کیهان

سالهای سگی

ماریو بارگاس یوسا
ترجمه‌ی احمد گلشیری
انتشارات نگاه
۵۵۹ صفحه، ۵۰۰۰ تومان
چاپ دوم، ۱۳۸۴
۸.۵ از ۱۰

رمان‌هایی که از یوسا خوندم یه وجه مشترک داشتن: داستان‌ها تو فضای پُرتنشی می‌گذرن.  آدم‌ها فشار زیادی رو حس می‌کنن، خسته‌ن، با هم برخورد می‌کنن و... یوسا با مهارتش تو قصه‌گویی از این شرایط پُرفشار می‌گه، گذشته‌ش رو تعریف می‌کنه و می‌گه که چی شده که شرایط این‌جوری شده و تو دلِ اون فضا داستانش رو پیش می‌بره. اتفاقات داستان تحت‌تأثیر یا نتیجه‌ی اون فضای خفقان‌آورن. تا اون‌جا که من دست‌گیرم شده ایده‌ش اینه که خشونت و ناامیدی نتیجه‌ی فضای بسته و پُرتنشه.

سال‌های سگی درباره‌ی یه مدرسه‌ی نظامیه. درباره‌ی چندتا از دانش‌آموزهای اون مدرسه است که درگیر یه اتفاق [که محوریت داستانه] شدن. روایتش نسبت یه کتاب‌های دیگه‌ی یوسا پیچیده نیست، ولی خُب، خیلی هم سرراست نیست. اصلاً این یوسا تسلط باورنکردنی‌ای روی روایت داره. چه اتفاقی رو از چه زاویه‌دیدی تعریف کنه، از کجا شروع کنه، چه‌جوری تعلیق ایجاد کنه، چیو بگه، چیو نگه... به‌ترین تصمیم رو درباره‌ی اینا می‌گیره.

در کمال تعجب، ترجمه‌ی احمد گلشیری قابل‌قبوله. هرچند شنیدم سانسور داره.

درباره‌ی این کتاب:
+ کتاب‌های عامه‌پسند

برچسب: ماریو بارگاس یوسا، احمد گلشیری

عیش مدام

فلوبر و مادام بوواری
ماریو بارگاس یوسا
انتشارات نیلوفر
۲۵۵ صفحه، ۳۵۰۰ تومان
چاپ اول، پاییز ۸۶

معین: ۹ از ۱۰
همون‌طور که از اسم کتاب مشخصه، یوسا این کتاب رو درباره‌ی مادام بوواری و فلوبر نوشته. تو مقدمه توضیح می‌ده که سه جور می‌شه یه اثر رو نقد کرد: یه جور احساسی و با سلیقه‌ی شخصی، یکی هم علمی و بر اساس معیارها و مستقل از این‌که کتاب چه تأثیری رو خواننده می‌ذاره و آخریش هم بررسی جایگاه تاریخی و تأثیراتی که روی ادبیات بعد از خودش گذاشته. و یوسا هر سه نوع نقد رو به کار می‌گیره. باید بگم که تو نقد علمی یه بخش زیادی درباره‌ی چگونه‌نوشته‌شدن مادام بوواری نوشته.

خیلی جامع مادام بوواری رو بررسی می‌کنه. هم از نظر محتوایی و هم از نظر ادبی. از یه طرف تقابل دنیای مردانه و زنانه، اروتیسم، رؤیاپردازی و مصرف‌گرایی رو تو مادام بوواری توضیح می‌ده. و از طرف دیگه استفاده‌های مختلف از زمان، تغییرات راوی و سبک جدید روایت رو می‌گه. یه جوری هم توضیح می‌ده که بدون زیاده‌گویی حرفش رو می‌فهمونه.

به نظر من، علاوه بر هر چیزی که تو کتاب نوشته شده، موضوعی که همه‌جای کتاب یوسا پی‌گیری می‌کنه اینه که چه‌طوری فلوبر بدبین و فراری از واقعیت، کتابی نوشته به‌شدت واقعی و مبتنی بر واقعیت. یعنی چه‌جوری می‌شه که این تناقض به وجود می‌آد. و به نظر من، یوسا با ردگیری نامه‌هایی که فلوبر نوشته و تطبیق اون‌ها با کتاب، به این سؤال پاسخ می‌ده. پاسخی که یوسا می‌ده مربوط می‌شه به فرق‌گذاشتن بین واقعیت واقعی و واقعیت داستانی. می‌گه «از تخریب و خرد کردن واقعیت واقعی، چیزی کاملاً متفاوت پدید می‌آید که رونوشت آن نیست، بلکه پاسخی به آن است و آن همانا واقعیت داستانی است.» این‌جوری می‌شه که فلوبری که می‌نویسه تا از واقعیت انتقام بگیره، چیزی به واقعیت اضافه می‌کنه.

یه چیز خیلی جالبم اینه که اگه کتابای یوسا رو خونده باشین، می‌بینین که خیلی خوب از نکاتی که از فلوبر یاد گرفته استفاده می‌کنه و به اونا چیزای جدید اضافه می‌کنه. آره دیگه... اگه مادام بوواری رو خوندین، حتماً این کتاب رو بخونید. اگه هم نخوندین، حتماً مادام بوواری رو بخونید بعد بیاین این کتاب رو بخونید. اون جمله‌ی معروف فلوبر رو هم شنیدین که اول کتاب نوشته دیگه. «تنها راه تحمل هستی آن است که در ادبیات غرقه شوی، همچنان که در عیشی مُدام.»

***

الهام: ۸ از ۱۰

عیش مدام تصویری شورانگیز از عشق و ایمان بی‌اندازه‌ی یوسا به فلوبر و شاهکار او یعنی مادام بوواری است. البته همان‌طور که معین گفت یوسا تنها به شرح رابطه‌ی احساسی و علاقه عاطفی‌اش به این رمان بسنده نمی‌کند و در قسمت دوم کتاب، نقدی ساختارشکن از رمان ارائه می‌دهد. نقدی که بر خلاف نقدهای ساختارشکن دیگر تنها رمان را مُثله نمی‌کند، که با تشریح دقیق و علمی این اجزا، در نهایت از آن کلی زیبا و هماهنگ به خواننده نشان می‌دهد که در واقع به نظر او و من(!) بزرگ‌ترین قدرت بزرگ فلوبر در نوشتن است و از او نویسنده‌ای بزرگ و بی‌مانند می‌سازد.

همان‌طور که خود یوسا در کتاب می‌گوید، او نه تنها بارها این رمان و دیگر آثار فلوبر، از جمله مجموعه‌ی چندین جلدی نامه‌هایش را با دقت خوانده، که هر چیزی که درباره‌ی فلوبر و مادام بواری نوشته شده را با اشتیاقی عجیب می‌خواند. تا آن‌جا که رابطه‌ی شخصی‌اش با خیلی از افراد تحت‌تأثیر نظر ایشان در مورد این کتاب بوده‌است. خواندن این کتاب به نظر من برای تمام کسانی که می‌خواهند نویسنده بشوند از واجبات است، چون به سختی می‌شود تحلیلی این‌طور دقیق و موشکافانه از چگونگی شکل‌گیری یک رمان و خاستگاه‌های فردی و اجتماعی آن پیدا کرد. به خصوص که خود یوسا هم نویسنده است و مهم‌ترین دغدغه‌اش در این کتاب نقد ادبی است، تا آن حد که به نظر می‌رسد روی هر پاراگراف از مادام بواری تأمل کرده و برای فهمیدن چگونگی نوشته‌شدنش به تمام منابع تاریخی، مکتوب و شفاهی مراجعه کرده است.

در آخر هم این را بگویم که من با نظر معین مخالفم، به نظر من بهتر است اول لااقل تربیت احساساتی و چند نوشته‌ی دیگر از فلوبر بخوانید و بعد به سراغ عیش مدام بروید. چون در این کتاب بارها از تمام آثار فلوبر اسم برده شده و اگر آن‌ها را خوانده باشید بهتر می‌توانید کار این نویسنده را با خودش در رمان‌های دیگرش مقایسه کنید.

برچسب: ماریو بارگاس یوسا، عبدالله کوثری، گوستاو فلوبر

سور بز

ماریو بارگاس یوسا
ترجمه‌ی عبدالله کوثری
نشر علم
۶۲۳ صفحه، ۴۵۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۱
۱۰ از ۱۰

۱۰از۱۰ یعنی مستقل از این‌که کتاب رو می‌خواین بخونین یا نه، هرچی سریع‌تر بخونین. تو مایه‌های این‌که آب دستته بذار زمین برو کتاب رو بخون. این توضیحی بود که لازم دونستم بگم.

«سور بز» درباره‌ی «تروخیو» دیکتاتور دومینیکنی‌یه. تأثیری که شخصیتش و دیکتاتوریش روی دومینیکن و مردمش می‌ذاره. چه‌طوری مردم رو مسخ می‌کنه. چه شخصیت قوی‌ای داره و در عین حال چه ضعف‌های شخصیتی‌ای داره و چی می‌شه که پایه‌های حکومتش سُست می‌شه و خیلی چیزهای دیگه.

داستان سه روایت رو موازی پیش می‌بره: ۱. اورانیا دختر یکی از نزدیک‌ترین آدم‌ها به تروخیو، ۳۵سال بعد از مغضوب‌شدن پدرش توسط تروخیو و بعد از بین‌رفتن حکومت تروخیو، به دومینیکن برگشته تا پدرش رو ببینه. ۲. یک روز از زندگی تروخیو. که وزیرها و رییس‌جمهور و مشاورینش رو می‌بینه. ۳. چهار نفر آدم که تو ماشین منتظر نشستن تا ماشین تروخیو بیاد و تروخیو رو ترور کنند. هر کدوم از این روایت‌ها هم زمینه می‌شه برای این‌که از گذشته‌ی آدم‌ها و اتفاقات قبلی چیزی بفهمیم. این‌جوریه که یوسا یه تصویر جامع از دوران دیکتاتوری تروخیو و تأثیرش به ما می‌ده.

یوسا واقعاً نویسنده‌ی فوق‌العاده‌ایه. نگاهِ دقیق و جامعی داره. به قصه‌هایی که می‌خواد بگه، و فُرم روایی رمان تسلط عجیبی داره. و خوب بلده داستان‌هاش رو تعریف کنه، گسترش بده، به داستان هیجان بده و خواننده رو غافل‌گیر و میخ‌کوب کنه.

باید بگم که با وجود درون‌مایه‌ی مشترک، روایت «سور بز» به پیچیدگی «گفت‌وگو در کاتدرال» نیست. البته شکی نیست که هر دو کتاب شاه‌کارن. خود یوسا گفته که گفت‌وگو در کاتدرال رو تحت‌تأثیر جویس و فاکنر و اینا نوشته، در حالی‌که سور بز که جدیدتره، به ادبیات قصه‌گوی امروز شبیهه.

نثر عبدالله کوثری و مهارتش تو ترجمه واقعاً حیرت‌انگیزه. ضمن این‌که لازمه بگم وقایع این روزای ایران و این کتاب به هم نزدیکن... این هم یه دلیل دیگه واسه این‌که آب دستتونه بذارید زمین...

درباره‌ی این کتاب:
+ کتاب‌های عامه‌پسند
+ کتاب‌خوانه
+ گفت‌وگوی سعید کمالی‌دهقان با ماریو بارگاس یوسا

برچسب: ماریو بارگاس یوسا، عبدالله کوثری

چرا ادبیات؟

ماریو بارگاس یوسا
ترجمه‌ی عبدالله کوثری
۸۰ صفحه، ۱۰۰۰ تومان
چاپ دوم، ۱۳۸۵
۹ از ۱۰

سه مقاله‌ داره: «چرا ادبیات؟»، «فرهنگ آزادی» و «آمریکای لاتین: افسانه و واقعیت»

هر سه مقاله خیلی خوبن. «چرا ادبیات؟» پاسخ به این سؤاله که چرا نباید به ادبیات به عنوان یه سرگرمی نگاه کرد. و یوسا ادبیات رو واسه زندگی آدم‌ها ضروری می‌دونه و دلایلش رو هم توضیح می‌ده. که طبیعتاً به نظر من و خیلی از شما حرف‌هاش درسته.

«فرهنگ آزادی» درباره‌ی فواید جهانی‌شدنه و جواب به این مسأله‌س که جهانی‌شدن باعث می‌شه که فرهنگ هر کشور از بین بره و جاش رو فرهنگ مسلط جهانی بگیره. یوسا توضیح می‌ده که چه‌طوری ترس برای از دست‌رفتن «هویت فرهنگی» باعث عقب‌موندگی می‌شه. و بعدش می‌گه: «فرهنگ باید آزاد زندگی کند، و همواره در رقابت با فرهنگ‌های دیگر باشد. این رقابت فرهنگ را نوسازی می‌کند و جانی تازه در آن می‌دمد و به آن امکان می‌دهد تا تحول پذیرد و خود را با جریان مداوم زندگی سازگار کند.»

«آمریکای لاتین: افسانه و واقعیت» که به نظر من به‌ترین مقاله‌ی این کتابه، توضیحات خیلی خوبی درباره‌ی فرهنگ فعلی آمریکای لاتین می‌ده. این‌که چرا می‌بینیم که مثلاً کتاب‌های آمریکای لاتین پر از افسانه‌پردازیه. و توضیح می‌ده که تو آمریکای لاتین خیال و واقعت درهم‌آمیخته شده و تا حدی ریشه‌ی اینو می‌گه.

کاملاً به‌دردبخور و ساده می‌نویسه. و خوندن این کتاب به همه توصیه می‌شه. جداً.

درباره‌ی این کتاب:
+ کتاب‌های عامه‌پسند
+ کتاب‌خوانه

برچسب: ماریو بارگاس یوسا، عبدالله کوثری

گفتگو در کاتدرال

ماریو بارگاس یوسا
ترجمه‌ی عبدالله کوثری
انتشارات لوح فکر
۷۰۴ صفحه، ۸۰۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۴
۱۰ از ۱۰

«او هم مثل پرو بود، زاوالیتا، او هم جایی در طول این خط خود را به گـ... داده بود. فکر می‌کند: کِی؟»
این جمله که همون صفحه‌ی اول کتاب نوشته شده، تمام اون چیزیه که داستان می‌خواد بگه. دوره‌ی دیکتاتوریِ ژنرال اودریا تو پروئه. و این‌که چطور زندگی آدم‌ها -وزیر، دانش‌جو، روزنامه‌نگار، راننده، روسپی و...- تو این دوران تباه شده. یا تباهیش شروع شده.

چیزی که عجیبه، گستردگی غیرقابل باور کتابه. کتاب پر از شخصیت و داستانه. داستان‌هایی که هرکدوم مستقل از هم فوق‌العاده‌ان. و ارتباط همه‌ی این داستان‌ها تو کل رمان هم شاه‌کاره. به قول مقدمه: «کلاف زندگی ده‌ها شخصیت از بالاترین مقام‌ها الیگارشی حاکم تا روسپیان و پااندازان و لمپن‌ها را می‌گشاید و تصویری همه‌جانبه از سیمای پرو به دست می‌دهد.»

شیوه‌ی روایت داستان پیچیده‌س. باید بادقت خوند. این‌جوری شورع می‌شه که سانتیاگو و آمبرسیو هم‌دیگه رو بعد مدت‌ها می‌بینن و با هم حرف می‌زنن. همین گفت‌وگو که توی همه‌ی ۷۰۰ صفحه‌ی کتاب حضور داره، زمینه‌ی روایت می‌شه. در واقع این گفت‌وگو و چند گفت‌وگوی دیگه، کل کتاب رو می‌سازن. اما ما فقط چیزهایی رو که گفته می‌شه نمی‌خونیم. ما کل ماجرایی رو که باعث گفت‌وگو می‌شه می‌خونیم. به صورت فشرده. گاهی تو ۲۰ صفحه، سه‌ چهار تا داستان هم‌زمان روایت می‌شه. که هر کدوم هم برای یه زمانه.

زمان با وجود این‌که تو کل رمان خطی پیش می‌ره، ولی خیلی جاها درهم‌ریخته‌س. بعضی جاها اول اثر اتفاق دیده می‌شه، بعد خود اتفاق تعریف می‌شه. یا داستان آدمی که تو فصل اول حضور داره، تو یه فصل دیگه کامل گفته شه. ولی چیزی که مهمه اینه که اجزای داستان کنار هم قرار می‌گیرن، پازل کامل می‌شه و ما با یه اثر بزرگ روبه‌رو می‌شیم.

ترجمه هم خیلی خوبه. نثر عبدالله کوثری به‌ تنهایی پُرکشش و تأثیرگذاره.

درباره‌ی این کتاب:
+ کتاب‌خوانه
+ کتاب‌های عامه‌پسند
+ مصاحبه با عبدالله کوثری