آنتیگون

ژان آنوی
ترجمه‌ی احمد پرهیزی
نشر نی [از مجوعه‌ی دور تا دور دنیا، نمایشنامه- ۲۲]
۱۲۲ صفحه [جیبی]، ۲۰۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۸
۹ از ۱۰

آنتیگون، دختر ادیپ می‌خواد جسد یکی از برادرهاش رو که به دستور داییش، شاه کرئون نباید دفن بشه دفن کنه و می‌دونه که کشته می‌شه. ولی هرچی پیش میریم دیگه نمی‌شه قبول کرد که آنتیگون به خاطر دفن برادرش می‌میره و عمق ماجرا بیشتر از این داستان دو خطی می‌شه اونقدر که ممکنه بعد از  خوندنش به این سوال برسی که چرا؟ و شاید نتونی به جواب مطمئنی برسی.آدم‌های نمایشنامه ناچار به اعمالشونن یا حداقل اینطور فکر می‌کنند.

اصل نمایشنامه‌ی آنتیگون یه تراژدی معروف یونانی نوشته‌ی سوفوکل‌ه که ۴۴۱ سال قبل از میلاد نوشته شده و تا حالا کلی از روش اقتباس شده که این نمایشنامه هم یکی از اون اقتباس‌هاست. داستان ادیپ، پدر آنتیگون رو هم که فکر کنم همه بدونن. انتیگون یکی از چهار بچه‌ی ادیپ و مادرشه و سرنوشتش یه جورایی ادامه‌ی سرنوشت اون‌هاست.

مثل همه‌ی نمایشنامه‌های دور تا دور دنیای نشر نی نمایشنامه‌ی خوب با ترجمه‌ی خوبیه از دست ندیدش.

درباره‌ی این کتاب:
+ تراژدی آنتیگون، ویکی‌پدیا
+ روزنامه‌ی اعتماد

مجموعه‌ی دور تا دور دنیا در Menu:
۱. لاموزیکا دومین، ماگریت دوراس
۸. اسب‌های پشت پنجره، ماتئی ویسنی‌یک
۱۰. تماشاچی محکوم به اعدام، ماتئی ویسنی‌یک
۱۴. پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی، ماتئی ویسنی‌یک
۱۷.رقص مادیان‌ها، محمد چرم‌شیر
۱۸. روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی‌بهشت، محمد چرم‌شیر

برچسب:  نمایش‌نامه، ژان آنوی، احمد پرهیزی

رقص مادیان‌ها

بازخوانی نمایشنامه‌ی «یرما» اثر لورکا
محمد چرم‌شیر
نشر نی [از مجوعه‌ی دور تا دور دنیا، نمایشنامه- ۱۷]
۱۲۵ صفحه [جیبی]، ۲۰۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۸
۹ از ۱۰

«یرما» دختر آروم و توداریه که در حسرت داشتن بچه‌س. شوهرش «خوان» توجه زیادی بهش نشون نمی‌ده. و «ویکتور» هم عاشق قدیمی یرماست. که هنوز هم در حسرت به‌دست‌آوردنش می‌سوزه. «ماریا» دوست یرما تازه ازدواج کرده و حامله‌س... نمایش‌نامه درگیری این آدم‌هایی که گفتم با دغدغه‌های خودشون و دیگرانه.

تا این‌جا فکر می‌کنم داستان خود نمایش‌نامه‌ی یرما باشه. کاری که چرم‌شیر تو بازخوانی اثر می‌کنه یکی اینه که فُرم روایی رو عوض می‌کنه. این‌جا نمایش‌نامه خُرد شده تو تیکه‌های یکی‌ دو صفحه‌ای. صحنه‌های کوتاه، مونولوگ‌های پراکنده‌ی یه پاراگرافی. این مونولوگ‌ها و حرف‌های قاطی‌پاتی به نشون‌دادن جدا افتادگی مردها و زن‌ها از هم، و به خصوص تنهایی یرما بین زن‌ها و مردها اطرافش کمک می‌کنه.

کار دیگه‌ی چرم‌شیر -مطابق معمول خودش- رسیدن به زبان خاص نمایش‌نامه‌شه. زبانِ چرم‌شیر -به قول خودش- شاعرانه‌ی خشنه. به‌کاربردن این زبان، با توجه به موقعیت جغرافیایی نمایش‌نامه یعنی اسپانیا، و اتفاق‌های آخر نمایش‌نامه، خیلی خوب بود.

انگار چندتا شخصیت هم به نمایش‌نامه اضافه کرده. تو مصاحبه‌ی آخر گفته چون فضای نمایش‌نامه‌ی یرما ایرانی نیست و فهمیدنش واسه خواننده‌ی ایرانی سخته، این شخصیت‌ها برای این اضافه شدن که ما با فضای نمایش‌نامه بیش‌تر آشنا شیم. فضای نمایش‌نامه فضای بَدَوی‌ایه. گره‌خوردن گاوبازی با زندگی یرما و خوان، نگاه مردسالارانه نسبت به زن و حضور مردم تو زندگی خصوصی آدم‌ها از تأکیدهای چرم‌شیره برای نشون‌دادن اون فضا. شبیه داستان‌های آمریکای لاتین، مارکز و یوسا مثلاً.

×××
ماریا         ... به خودم گفتم: خوش به حال یرما. یرمایی که هیچ‌وقت نداشته، هیچ‌وقت نمی‌تونه داشته باشه تا از دست بده. از دست دادن خیلی سخته، یرما. به حد مردن سخته، اما وقتی از دست دادی دیگه مُردنم اِنقدرها سخت نیست.
یرما          بیا از زندگی حرف بزنیم، ماریا.

مجموعه‌ی دور تا دور دنیا در Menu:
۱. لاموزیکا دومین، ماگریت دوراس
۸. اسب‌های پشت پنجره، ماتئی ویسنی‌یک
۱۰. تماشاچی محکوم به اعدام، ماتئی ویسنی‌یک
۱۴. پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی، ماتئی ویسنی‌یک
۱۸. روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی‌بهشت، محمد چرم‌شیر

برچسب: محمد چرم‌شیر، نمایش‌نامه

روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی‌بهشت

محمد چرم‌شیر
نشر نی [از مجموعه‌ی دور تا دور دنیا، نمایشنامه- ۱۸]
۹۹ صفحه، ۲۰۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۸
۹ از ۱۰

چرم‌شیر تو این نمایش‌نامه سراغ داستان‌های شاه‌نامه رفته. یه شهر خیالی ساخته به اسم «سمنگان‌دژ» که زن‌ها تو ساکِنَن. رستم و رخش وارد این شهر می‌شن و تهمینه عاشق رستم می‌شه. چرم‌شیر مثلثی می‌سازه از رستم، تهمینه [شاید به عنوان وجهِ عاشقانه‌ی رستم] و رخش [به عنوان وجه جنگ‌جوی رستم]

مثل نمایش‌نامه‌های دیگه‌ی چرم‌شیر، تو این نمایش‌نامه هم دو تا عنصر فرم و زبان خیلی مهمن. روایت نمایش‌نامه -وقتی بخوام توضیح بدم- پیچیده می‌شه. رخش راویِ داستان‌هاس. مثِ دوربین نگاه می‌کنه و گزارش می‌کنه. و البته خودش هم تو داستان حضور داره. تک‌گویی‌های رستم و رخش برای پیدا کردنِ هم و مسلماً دیالوگ‌هایی که بین شخصیت‌ها گفته می‌شه چیزاییه که نمایش‌نامه رو می‌سازه. زبانش هم یه زبانیه بین زبان اسطوره‌ای شاه‌نامه، زبان شاعرانه‌ی چرم‌شیر و زبان معیار ما. توضیح‌دادنش سخته. ولی راحت خونده می‌شه. خیلی خوب می‌نویسه چرم‌شیر. خیلی. 

توصیف رخش از عشق‌بازی رستم و تهمینه رو بخونید. می‌گن محدودیت، خلاقیت می‌آره همینه‌ها.
«شب... شبستان... سکوت... روشنایی... شمع‌ها می‌سوزند... اشک شمع‌ها... اسپند بر آتش... می‌سوزند عودها... زن... ایستاده... موها پریشیده... پیراهنی سفید بر تن... حریر... لرزش انار پستان‌ها... انارها در آب... دست‌ها فرو می‌روند در آب...موج می‌افتد در آب... غلت می‌خورند انارها در آب...دستی می‌گیرد اناری از آب... انار در دست‌ها... رستم، رستم کجاست؟»

مجموعه‌ی دور تا دور دنیا در Menu:
۱. لاموزیکا دومین، ماگریت دوراس
۸. اسب‌های پشت پنجره، ماتئی ویسنی‌یک
۱۰. تماشاچی محکوم به اعدام، ماتئی ویسنی‌یک
۱۴. پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی، ماتئی ویسنی‌یک

برچسب: محمد چرم‌شیر، نمایش‌نامه

خرده جنایت‌های زناشوهری

 اریک امانوئل شمیت
ترجمه‌ی شهلا حائری
نشر قطره
88 صفحه، 800 تومان
چاپ دوم، 1385
8 از 10

اول فکر می‌کنی قضیه خیلی پیش‌پاافتاده و ساده است، یعنی مردی در اثر حادثه‌ای حافظه‌اش را از دست داده و حالا که به خانه برگشته، زنش تلاش می‌کند که حافظه‌ی او را برگرداند. بعد می‌بینی نه، مرد یک چیزهایی یادش است و می‌خواهد زنش را امتحان کند و زن داشته از فرصت استفاده می‌کرده و می‌خواست مرد دلخواه و آرمانی‌اش را بسازد. بعدتر توجه‌ات به خود حادثه جلب می‌شود؛ اول زن ادعا می‌کند که شوهر از روی پله‌ها افتاده، بعد می‌گوید که مرد، قصد داشت او را بُکُشد و او در صدد دفاع برآمده و مجسمه‌ای را به سر شوهر کوبیده، بعد خود شوهر می‌گوید که همه‌چیز یادش بود و همه‌ی این‌ها بازی بوده و خوب یادش است که زن، پشت پرده منتظر مانده که شوهر خانه بیاید و او را از پشت، به قصد قتل، بزند. تا این‌جا که می‌رسد، زن و شوهر، بارها از هم معذرت خواسته‌اند و بارها همدیگر را بخشیده‌اند. یک‌بار زن، و بار دیگر مرد، بار و بندیلش را بر می‌دارد تا برود، ولی هردوشان بر می‌گردند و در نهایت، با یادآوری مجدد روز آشنایی‌شان، تصمیم می‌گیرند به زندگی‌شان ادامه دهند.

این کل ماجرا بود و شاید نوشتن همه‌ی آن، کسی را ترغیب نکند به خواندن خود نمایش‌نامه، ولی همه‌ی این‌ها، خلاصه‌ای از سطح نوشته‌اند. اشمیت توانسته به کنه یک زندگی زناشوهری نوعی دست‌پیدا کند و خوانشی از  آن ‌را در قالب یک نمایش تک‌پرده‌ای با دو بازیگر ارائه کند. شخصیت‌ها در متن نمایش به خوبی ساخته و حتا روانکاوی می‌شوند. خود «خرده جنایت‌های زناشوهری» نام کتابی است که مرد نمایش نوشته و در آن نظریه‌ی بدبینانه‌اش در مورد زناشویی را توضیح داده که:
... تو این کتاب زندگی زناشویی رو مثل مشارکت دو قاتل معرفی می‌کنم. چرا؟ برای این‌که از همون اول، تنها چیزی که باعث می‌شه یک زن و مرد با هم باشن خشونته، این کششی که اونارو به جون هم می‌اندازه، که بدنشونو به هم می‌چسبونه، ضربه‌هایی که با آه و ناله و عرق و بیداد توامه، این نبردی که با تموم شدن نیروشون خاتمه می‌گیره، این آتش‌بسی که اسمشو لذت می‌ذارن همه‌اش خشونته... (ص. 44)

برچسب: اریک امانوئل اشمیت، نمایش‌نامه

لاموزیکا دومین

مارگریت دوراس
ترجمه‌ی تینوش نظم‌جو
نشر نی [دور تا دور دنیا، نمایشنامه- ۱]
۱۱۱ صفحه [جیبی]، ۲۰۰۰ تومان
چاپ دوم، ۱۳۸۷
۹ از ۱۰

زن و مردِ سی‌وپنج‌ساله، سه سال بعد از جدایی‌شون برگشتن پاریس تا رسماً از هم طلاق بگیرن. شبِ اون روزی که طلاق گرفتن، تو لابی هتل هم‌دیگه رو می‌بینن و با هم حرف می‌زنن. نمایش‌نامه دو پرده‌ست. «لاموزیکا» پرده‌ی اوله که زن و مرد توش بیش‌تر مشاجره می‌کنن، خودشون و طرفِ مقابل رو متهم می‌کنن تا لحظه‌ای که زن می‌خواد بره تو اتاقش بخوابه. «لاموزیکا دو» که پرده‌ی دوم نمایش‌نامه‌س بیست سال بعد نوشته شده. زن به اتاقش نمی‌رده و زن و مرد تو لابی هتل می‌مونن. کم‌کم لحن گفت‌وگوها پراکنده‌تر می‌شن و زن و مرد مأیوس‌تر. و «لاموزیکا دومین» اسمیه که دوراس روی دو پرده‌ی نمایش‌نامه گذاشته.

طبیعتاً این‌جور موقعیت‌ها خیلی غم‌انگیزن. برخورد این دو آدم: زنی که حسرتِ اولین لحظه‌های عشقشو می‌خوره و مردی که یه وقتی هی از رفتن می‌گفته و حالا می‌خواد برگرده، زنی که حالا آزادتر و شاید عاقل‌تره در مقابل مردی که انگار دوباره همه‌چی براش زنده شده و پُرشورتره و... متأسفانه راه برگشتی وجود نداره.

کلاً این مجموعه‌ی «دور تا دور دنیا» توصیه می‌شه. من که هرچی ازش خوندم، خوشم اومده. باکلاس هم چاپ می‌شه.

درباره‌ی این کتاب:
+ کتاب‌های عامه‌پسند

مجموعه‌ی دور تا دور دنیا در Menu:
۸. اسب‌های پشت پنجره، ماتئی ویسنی‌یک
۱۰. تماشاچی محکوم به اعدام، ماتئی ویسنی‌یک
۱۴. پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی، ماتئی ویسنی‌یک

برچشب: مارگریت دوراس، تینوش نظم‌جو، نمایش‌نامه

گذر پرنده‌ای از کنار آفتاب

محمد چرم‌شیر
انتشارات نیلا [قلمرو هنر، مجموعه کتاب کوچک]
۳۲ صفحه، ۵۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۵ ‌
 ۹ از ۱۰

یادم نمیاد تا حالا نثر کتابی این‌طور میخکوبم کرده باشه. خیلی دیالوگ‌ها رو چند بار خوندم شاید بفهمم چطور به این قشنگی نوشته شده. این‌همه آهنگین، بدون این که خراب بشه نوشته. ظاهراً فقط پس و پیش کردن بعضی کلمه‌های جمله است و شاید حالا استفاده از بعضی کلمات یه کم قدیمی (بدون توی چشم زدن یا غیرقابل فهم بودن البته) ولی نمی‌تونه به همین سادگی باشه.

دختری نشسته و بقیه‌ی شخصیت‌ها وارد می‌شن و داستانِ نمایشنامه رو می‌سازن. زمان خطی نیست و با ورود هر شخصیت تغییر می‌کنه. بعضی جاها رو نمی‌شه تشخیص داد که از نظر زمانی با بقیه چه نسبتی داره ولی تقریبا می‌شه گفت مهم نیست و همه‌ی تیکه‌ها کنار هم معنی دارند.

«چشم‌های شما یک دم قرار ندارند، آقای هدایت. متصل می‌گردند در این چشم‌خانه‌ها. آن‌طور که شما نگاه می‌کنید انگار نقصانی هست در جایی. مثلا موها آشفته شده‌اند بی‌ آن‌که ما خود بدانیم. یا چیزی مانده در جایی که نباید مانده باشد. مثلا غذایی نیم‌خورده روی میز. یا صندلی تک افتاده‌ای در اتاق. اضطراب می‌اندازد این نگاه که شما دارید. می‌خواهید چیز پنهانی را بیابید؟ آشکار بگویید...»

درباره‌ی این کتاب:
+کتاب‌خوانه

برچسب: محمد چرم‌شیر، نمایش‌نامه

پیکر زن همچون میدان نبرد در جنگ بوسنی

ماتئی ویسنی‌یک
ترجمه‌ی تینوش نظم‌جو
نشر نی [دور تا دور دنیا، نمایشنامه- ۱۴]
۱۲۲ صفحه [جیبی]، ۲۰۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۷
۹ از ۱۰

از کجا باید شروع کنم؟ از این‌که خیلی تلخ بود؟ از این‌که کل داستان همون اسم نمایش‌نامه‌س؟ از نفرت از جنگ؟ از علاقه‌ی زیادم به ماتئی ویسنی‌یک؟ از چی؟ از... از میخ‌کوب شدن شروع کنم خوبه؟

بله. میخ‌کوبم کرد. مثل هر چیز دیگه‌ای که از ویسنی‌یک خوندم. ولی این‌دفعه جنس میخ‌کوب شدن فرق داشت. ویسنی‌یک تو این نمایش‌نامه اون طنز مخصوصشو کنار گذاشته و بی‌پرده می‌نویسه. داستان یه زنیه به اسم دورا که تو جنگ بهش تجاوز شده و کیت راون‌کاو ایرلندی-آمریکایی که اومده بوسنی به جنگ‌زده‌ها کمک کنه.

نمایش پُر از تک‌گوییه. ویسنی‌یک تو تک‌گویی‌ها شخصیت‌هاش رو با تنهایی و وحشت و خاطره‌هاشون تنها می‌ذاره. مثلاً یه جاهایی تک‌گویی دوراست که داره با بچه‌ی تو شکمش حرف می‌زنه. یا کیت که از پدر و پدربزرگش می‌گه. «اون‌وقت بابابزرگم رو تصور می‌کردم که با کلنگش روی زمین خم شده بود و هر روز صدتا سنگ از خاک بیرون می‌کشید... فکر کنم به خاطر همین تصویر بود که یه روز رفتم بوسنی. وقتی بهم گفتن باید برم به کمک یه گروه متخصص برای بیرون کشیدن جسد، فوری جلوی خودم تصویر پدربزرگم رو دیدم که سنگ‌هاش رو از خاک بیرون می‌کشید...»

از سورئالیسم نمایش‌نامه‌های «داستان خرس‌های پاندا...»، «اسب‌های پشت پنجره» و «سه شب با مادوکس» تو این نمایش‌نامه خبری نیست. حتا تصویرهای کتاب هم مستندند. به قول پس‌گفتار کتاب: «هنگامی که انسان به پلیدی رو می‌آورد، آن‌چه می‌گذرد فراتر از هر تخیلی است.»

فکر می‌کنم تو پست‌های قبلی به اندازه‌ی کافی درباره‌ی ویسنی‌یک نوشتم. فقط بگم با همه‌ی این تفاوت‌هایی که گفتم، معلومه نویسنده‌ی نمایش‌نامه کیه. و جالبه که ویسنی‌یک این نمایش‌نامه‌ی واقعی و تلخ رو همون سالی نوشته که خرس‌های پاندا رو نوشته. که فضای سرخوشانه و سورئالی داره.

«حتا اگه جنگ تموم بشه، این سرزمین مدت‌ها نفرین‌شده باقی می‌مونه. نفرت توش لونه کرده، فریاد قربانی‌ها، شرم توش موندگاره. سال‌ها و سال‌ها، مردمی که توش زندگی می‌کنن به مغزشون فشار می‌آرن تا بفهمن چه جوری چنین چیزهایی ممکن بوده. تا ابد همین پرسش رو از خودشون می‌کنن: کی شروع کرد؟ کی از همه بدذات‌تر بود؟ چه‌جوری تونستن، هر کدوم به نوبت، تا این حد پست و رذل باشن... چه‌جوری بهت بگم کِیت، که من از کشورم متنفرم؟»

درباره‌ی این کتاب:
+ پروژکتور
+ نگاهی بر آثار ماتئی ویسنی‌یک، ایران تئاتر [بعد از خوندن هر نمایش‌نامه قسمت مربوط به اون نمایش‌نامه رو بخونید.]

مجموعه‌ی دور تا دور دنیا در Menu:
۸. اسب‌های پشت پنجره، ماتئی ویسنی‌یک
۱۰. تماشاچی محکوم به اعدام، ماتئی ویسنی‌یک

تماشاچی محکوم به اعدام

ماتئی ویسنی‌یک
ترجمه‌ی تینوش نظم‌جو
نشر نی [دور تا دور دنیا، نمایشنامه- ۱۰]
۱۲۸ صفحه [جیبی]، ۱۶۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۷
۹ از ۱۰

منم از پالپ شنیدم که تینوش نظم‌جو مَرده. جالبه‌ها.

خیلی عالی بود. من که هرچی از این آقاهه منتشر شه، می‌خونم. این همه خلاقیت من رو که به هیجان می‌آره. البته نمی‌دونم... شاید چون کم نمایش‌نامه خوندم به نظرم نو می‌آد. حتا اگه ایده‌ی نمایش‌نامه نو هم نباشه، هیچی از ارزش‌هاش کم نمی‌شه. اجراش به اندازه کافی خوب بود.

موضوع اینه که سالن تئاتر -به قول قلعه‌نوعی- «کلّ‌یوم» دادگاهه. یکی از تماشاچی‌ها هم متهمه. شاهدها می‌آن و علیه اون تماشاچی شهادت می‌دن. مثلا کارهای معمولی مثل بلیت خریدن جرم محسوب می‌شه. کم‌کم تماشاچی‌های دیگه هم وارد تئاتر می‌شن. قاضی و دادستان و وکیل‌مدافع و منشی دادگاه هم به عنوان بازیگر تئاتر عنوان می‌شن. و همه‌چی قاطی می‌شه. خیلی دوست دارم این نمایش اجرا شه و برم ببینمش. این‌که قاطی این بازی شَم و... خیلی باید هیجان‌انگیز باشه.

شاید بشه گفت تئاتر تماشاچی رو با این سؤال روبه‌رو می‌کنه که کی تماشاچیه و کی بازیگر؟ نمایش یه جور حقیقته یا حقیقت یه جور نمایش؟ و از این دست سؤال‌ها. حالا ممکنه بگین ای‌بابا! جدیدا از این کارها مُد شده و حالا اون‌قدرها هم چیز جدید و دندون‌گیری نیست. آره! درسته. این جور کارها مُد شده. این‌که خود اثر هنری می‌شه جزء مصالح خودش و بازیگر و نویسنده و کارگردان و این‌ها توش حضور دارند. ولی مهمه که اجرا چه‌جوری باشه و با چه منطقی این کارها انجام می‌شه و... به نظر من این نمایش‌نامه نمونه‌ی خیلی خوبی از پست‌مدرنیسمه.

راستی «سه شب با مادوکس» رو هم از همین نویسنده خوندم. اون هم خوب بود. ولی چیز زیادی نداشتم راجع بهش بنویسم. ویسنی‌یک یه چیزی داره به اسم «واقعیت جادویی» که مسلما با رئالیسم جادویی فرق داره. یه طنز خیلی لذت‌بخشی توش هست و یه‌جور واقعی نبودنِ طعنه‌آمیز.

مجموعه‌ی دور تا دور دنیا در Menu:
۸. اسب‌های پشت پنجره، ماتئی ویسنی‌یک

اسب‌های پشت پنجره

ماتئی ویسنی‌یک
ترجمه‌ی تینوش نظم‌جو
نشر نی [دور تا دور دنیا، نمایشنامه- ۸]
۸۸ صفحه [جیبی]، ۱۶۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۷
۹ از ۱۰

عالی بود. یه طنز ملایمی داره که خیلی لذت‌بخشه. کلا از اون دست نمایش‌نامه‌هاست که آدم رو به هجان وامی‌داره و مجبور می‌کنه جاهای مختلفش رو علامت بزنید. حیف که زود تموم شد. وافعا حیف که نمایش‌نامه‌ها کوتاهند.

نمایش‌نامه ۳ قسمت -نه ۳پرده- داره. ماجرای کلی هر قسمت اینه که یه زن و مرد [قسمت اول مادر و پسرن، قسمت دوم پدر و دختر و قسمت سوم زن و شوهر] تو خونه حرف‌های می‌زنن که به جنگ مربوطه. با خروج مرد از صحنه پیک می‌آد و به زن خبر تلخی از اون مرد تو جنگ می‌ده. در واقع چیزی که این سه قسمت رو به هم ربط می‌ده، فقط داستان نیست. فضا و آدم‌های ثابت، تکرار مؤلفه‌هایی مثل صدای بسته شدن در، چیکه‌ی آب و...  هم هستند.

از یه چیزی خیلی خوشم اومد. این‌که دیالوگ‌ها سنگین نیست. یعنی یهو نمی‌آن در مورد هستی‌شناسی حرف بزنند. دیالوگ‌ها روون، روزمره و جذابه. فکر کنم از این نظر تو ایران با محمد یعقوبی قابل قیاسه.

از این آقای ماتئی ویسنی‌یک قبلا یه نمایش‌نامه خونده‌بودم به اسم ِ «داستان خرس‌های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست‌دختری در فرانکفورت دارد» که خیلی خوب بود. کلا از خوندن نمایش‌نامه همیشه لذت بردم. نمی‌دونم چرا کم می‌خونم. احتمالا به خاطر اینه که هنوز به نمایش‌نامه‌ها اطمینان ندارم. می‌فهمید؟

«خودتون که می‌دونین، راهه دیگه... هرچی درازتر باشه، تنهاییش بیش‌تره... راه بازگشت هم، مادمازل، لعنتی همیشه درازه... می‌فهمین...»