چهرهی پنهان (گریس دیگر)
ترجمهی جلال بایرام
انتشارات نیلوفر
۵۶۵ صفحه، ۳۳۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۱
۸ از ۱۰
سال ۱۸۴۳ در شهر کوچک ریچموندهیل کانادا، دو نفر به قتل میرسند: تامس کینر مرد صاحبخانه و نانسی مونتگمری خدمتکار که در عین حال معشوقهی آقای کینر هم بود. متهمان دو خدمتکار دیگر خانه بودند، یعنی جیمز مکدرمونت و گریس مارکس که اولی به دار آویختهشد و دومی به حبس ابد محکوم گردید. بعد از حدود ۱۵ سال، سایمون جردن روانپزشک به دیدار گریس رفته و از او میخواهد کل زندگیاش را، علیالخصوص قسمتی که به قتل مربوط میشود، تعریف کند و اینچنین است که رمان حاضر به روایت کاملتری از زندگی گریس و همچنین کسان دیگری چون خود دکتر جردن و حتی افکار و عقاید آن دورهی کانادا در طبقات اجتماعی مختلف میپردازد.
نسخهی اصلی این کتاب در سال ۱۹۹۶ منتشر شده، با این حال شیوهی نگارش رمان، متناسب با موضوع آن، قرن نوزدهمی است، یعنی طول و تفصیل بیش از اندازه و پرداختن به همهی جزئیات و طبیعت. تعجبی ندارد که راوی در اوج رمان، دو پاراگراف در مورد کیفیت صدای خروس از خاطرات 15 سال پیش خود به یاد میآورد یا در چند صفحه به جزء جزء لباسهای همهی افراد حاضر در یک میهمانی، اعم از طرح و رنگ و جنس و گشادی و تنگی و ... میپردازد. شک نیست که پایان خوشی در انتظار چنین قصهای است و آن آزادی گریس بعد از حدود ۳۰ سال حبس و ازدواج اوست.
این رمان با فرم یا قالبی اختلاطی و هوشمندانه نوشتهشدهاست: بریدهی جراید آن دوره، بخشهایی کوتاه از دیگر کتابهایی که به موضوع این قتل پرداختهاند، اشعار مرتبط، نامههایی که فرستندگان و گیرندگان مختلف دارند، قسمتهایی از گزارشات زندان و اعترافنامهها و ... در ضمن نظرگاه رمان هیچوقت ثابت نیست: گاه دانای کل است، گاه گریس و گاهی دکتر جردن در حکم راوی اول شخص در میآیند و گاه دانای کل تا حدودی محدود میشود به گریس یا دکتر جردن یا شخصیتهای دیگر رمان.
یک نکتهی حاشیهای اما مهم این که نویسنده تلاش کرده که تمام اتفاقات داستانی مدرکی تاریخ داشتهباشند و حتی در جاهایی که شبهاتی وجود داشته، با زیرکی، تمام گزینههای مختلف را در سطرهای رمان آوردهاست، پس سالها مطالعه و تحقیق پشتوانهی نوشتن این رمان است، به طوری که فهرست نام کسانی که در تهیه و تدارک منابع و ماخذ تاریخی رمان نقش داشتند به سه صفحه میرسد. شاید این درسی باشد برای کسانی که تولید ادبی را موردی صرفاً غریزی میدانند و هیچ جنبهی مطالعاتی برای آن قائل نیستند، یا لااقل برای کسانی که با انتشار یک کتاب از آنها، یکشبه تبدیل میشوند به منتقدان ادبی.
به گمان من، آن چیزی که از لحاظ روانشناسی موجب اهمیت تاریخی این قتلها و نوشتن راجع به آن، حتی پس از 150 سال شد، تداخل و همپوشانی دو عنصر عشق و خون باشد. همانطور که گریس مارکس در چند موقعیت اشاره میکند، زمانی که واقعیت یا قصهای شامل این دو مضمون باشد، بیشک مخاطبان خود را همیشه خواهد داشت.