خدای کشتار
نمایشنامه: یاسمینا رضا
تالار سایه تئاتر شهر، آذر و دی ۸۷
۹۰ دقیقه، ۴۰۰۰ تومان
۹ از ۱۰
همه چیز از اونجا شروع شده که دوتا پسر بچهی یازده ساله دعوا کردن و یکیشون دندون اون یکی رو شکسته. ولی ما هیچ جا بچهها رو نمیبینیم و در واقع داستان اصلاً داستان دعوای بچهها نیست. داستان پدر و مادرهای این بچههاست که جمع شدن این ماجرا رو با آرامش حل کنن ولی کمکم خشونتی که توی این آدم های بهظاهر متمدن هست و خیلی بزرگتر از خشونت بین بچههاست، رو میشه. آدمها مدام در حال پریدن به همن. و جالبیش اینه که موقعیت آدمها مدام عوض میشه. دو نفری که دارن با هم دعوا میکنن یا از هم حمایت میکنن ثابت نیستن. و اینجوری عمق بحران و آرامش سطحی روابط معلوم میشه. حتی ضعف شخصیتی شخصیتا هم تو موقعیتای عصبی خودشو نشون میده. کسی که از موش بدش میآد. نویسندهای که ضدخشونت مینویسه ولی خودش رفتار خشن داره.
این که دوتا زوج توی یه خونه به هر دلیلی با هم نشستهن منو یاد «سه روایت از زندگی» خود یاسمینا رضا و بعضی داستانای کارور مثل «وقتی از عشق حرف میزنیم، از چی حرف میزنیم» میانداخت.
همهی بازیا خوب بود. ولی بهنام تشکرش رو خیلی دوس داشتم با اون حرف زدنهای عصبی با موبایلش. از بهاره رهنما هم دختر لوس منتظر شوهر تلویزیون تو ذهنم بود. ولی آنت خدای کشتار خیلی خوب بود.
نمایش ریتم نسبتاً تندی داره. که خیلی به نمایشنامه و ساختن موقعیتا کمک میکنه. باعث میشه طنز ماجرا هم بیشتر خودشو نشون بده.
کلاً به دیدنش میارزه. نود دقیقه دیالوگ خوب میشنوید و بازیای خوب میبینید و گاهی هم اون وسط میخندید. بعدش شاید نشستید فکر کردید که چقدر توی خودتون خدای کشتار دارید!
دربارهی این تئاتر:
+ هفتونیم