کنعان
فیلمنامه: مانی حقیقی، اصغر فرهادی
بازیگران: محمدرضا فروتن، ترانه علیدوستی، افسانه بایگان، بهرام رادان
ایران، ۱۳۸۶
۹ از ۱۰
دومین بار بود فیلم رو دیدم. بار اول -تو جشنواره- بعد دیدن فیلم تو خیابون گریه کردم. خب، دلیلش بیشتر شرایط خاص خودم بود. بار دوم بیشتر به خودِ فیلم و جزئیاتش دقت کردم.
یادم نمیآد موقع دیدن یه فیلم ایرانی اینقدر حس کرده باشم فیلم «حسابشده» ساخته شده. میخوام بگم هیچ صحنهی اضافی تو فیلم نبود. «چگالی» فیلم بالاست. و به همین دلیل ممکنه دیدنش حوصله بخواد. «فخرفروشانه» صفت مناسبی برای توصیف فیلمه.
داستان و فضای فیلم خیلی تحت تاثیر ادبیات آمریکاست. اصلا اقتباسه از یه داستان کوتاه از آلیس مونرو. فضای فیلم هم خیلی شبیه داستانهای بلندتر کارور [مثلا داستانهای ۳۰، ۴۰ صفحهای] بود. گفتم که، این نوع ادبیات و این نوع سینما، نوع ِ محبوب منه. اینکه اتفاقات تو دیالوگها و درون آدمها میافته و سکوتها هم مهم هستند. موقع دیدن فیلم دقت کنید که چطور شخصیتهای اصلی دوبهدو با هم حرف میزنند و چطور رابطهشون با هم ساخته میشه.
بازیها انصافا عالی بود. واقعا درک نمیکنم چطوری فروتن جایزه نگرفته و امین حیایی برای «شب» جایزه گرفته. اصلا قابل قیاس نبودند.
داخل کروشه رو قبل دیدن فیلم نخونید.
[بله! من هم با آخر فیلم مشکل دارم. نه با موندن مینا. با گفتهشدن موندن مینا. اون هم به این شکل. یعنی فکر میکنم وقتی یه فیلم اینقدر دقیق ساخته شده که حتا اشیاء رو هم الکی وارد نمیکنه و ازشون استفادهی داستانی میکنه، برای یه چنین پایانبندیای باید هوشمندانهتر عمل کنه. فکر میکنم مسیر فیلم ما رو میبره طرف موندن مینا. همون بس بود.
و دیگه اینکه فکر میکنم رابطهی علی و آذر جای کار بیشتری داشت. رها میشه. یعنی خیلی جای خالی داره که باید پُر میشد و نشده.]
کنعان پُره از لحظههای خوب و دوستداشتنی. اینقدر دلم میخواد کنعان رو با به همین سادگی مقایسه کنم و به «به همین سادگی» فحش بدم، حیف که کار درستی نیست.
دربارهی این فیلم:
+ خسرو نقیبی
+ ماجرای ما/ بابک گرانفر، ۳۰نما
+ این راهش نیست/ لیلی نیکونظر، ۳۰نما