آندری کورکف
ترجمه‌ی شهریار وقفی‌پور
انتشارات روزنه
۲۸۴ صفحه، ۳۸۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۶
۳.۵ از ۵

«آندری کورکف» نویسنده‌ی اوکراینیه و معروف‌ترین کتابش هم همین کتابه که وقفی‌پور از انگلیسی ترجمه کرده. کتاب همون‌قدر غریب مونده که اسمش، داستانش و شخصیتش غریبن.

ویکتور، نویسنده‌ی ناموفق، از باغ وحش پنگوئنی -به اسم میشا- گرفته و باهاش زندگی می‌کنه. میشای پنگوئن ماهی یخ‌زده می‌خوره و با بازی تو وان حموم ذوق می‌کنه. زندگی ویکتور با استخدام تو کار عجیبش کم‌کم تغییر می‌کنه: ویکتور برای نوشتن آگهی ترحیم برای آدم‌های زنده استخدام می‌شه. ویکتور زندگی خلوتی داره و چندتا دوستی هم که داره یه جوری به پنگوئن یا مرگ مربوطن. یکی از دوست‌هاش هم دختر کوچیکش رو می‌ذاره پیش ویکتور و ناپدید می‌شه. ویکتور بی‌خبرتر از اونه که اتفاق‌های زندگیش رو بفهمه و از اون‌جا که راوی محدود به ذهن ویکتوره، ما هم تو این همه اتفاق عجیب‌وغریب گیج می‌شیم، فقط می‌دونیم که چیزهایی داره اتفاق می‌افته، ولی نمی‌دونیم چی.

کورکف با جمله‌های کوتاه، طنز ملایم، توصیف‌های روشن و گاهی دور از ذهن، همون حس زنده‌ای رو زیر پوست می‌دوونه که دیدن تصویر پنگوئن به آدم می‌ده: ظاهری ساده و بی‌حس، با احساسات عمیقی که گفته نمی‌شن. این قضیه با خط کُلی داستان -پنهان‌شدن حقیقتی که ازش حرف زده نمی‌شه- هم هم‌خونی داره... انگار همه چی زیر برف دفن شده، برفی که یه روزی آب می‌شه.

با وجود این‌که به نظرم کتاب تو جمع‌کردن ماجراها خیلی موفق نیست، ولی خوندنش رو کاملن توصیه می‌کنم. به هر حال، روبه‌رو شدن با زندگی یه مرد، پنگوئن و یه دختر کوچیک تجربه‌ی منحصر به فردیه.