در رؤیای بابل
ترجمهی پیام یزدانجو
نشر چشمه
۲۳۸ صفحه، ۳۴۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۶
۶ از ۱۰
داستان یه کارآگاه خصوصی خنگه که بعد مدتها بهش یه پیشنهاد کار شده. نیمهی اول کتاب آماده شدن کارآگاه واسه دیدن مشتریشه و نیمهی دوم درگیریش با موضوعی که مشتریش بهش میگه. در جریان اتفاقهای روزمره هم هی به رؤیای شهر قدیمی بابل میره و اونجا یه زندگی دیگه برای خودش میسازه.
براتیگان همه چی رو هجو میکنه. تلویزیون، داستان پلیسی، رؤیاپردازیهای کلیشهای و کلی چیز دیگه. تا اینجای کار مشکلی با کتاب ندارم. مشکل من از اینجا شروع میشه که فکر میکنم کتاب چیز زیادی به جز هجو کردن نداره. درست که طنزش قویه. و درست که براتیگانبازی زیاد داره. ولی اینها به نظرم برای گفتن اینکه اثر خوبیه کافی نیست. خود داستان چیزی نداره و قرار هم نیست داشته باشه. و سؤال اینه که چه چیزی قراره جای کمبود داستان رو بگیره؟
نمیدونم پیام یزدانجو این جمله رو که «رمان حاصل تجربیات اعجابانگیز نویسنده در عرصهی خلاقیت ادبی است.» از رو چی داره میگه. دستکم داره اغراق میکنه.
همین دیگه. البته باید اعتراف کنم که یه جاهایی خوندنش خیلی لذتبخش میشد. موقعیتهای عجیبوغریب و این چیزا. بلاخره براتیگانه دیگه.
دربارهی این کتاب:
+ پروژکتور
+ شور و شر
برچسب: ریچارد براتیگان، پیام یزدانجو