این سوی رودخانهی اُدر
ترجمهی محمود حسینیزاد
انتشارات افق
۱۱۵ صفحه، ۱۶۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۶
۸ از ۱۰
یودیت هرمان از نویسندههای نسل جدید آلمانه. اولین بار همین محمود حسینیزاد تو مجموعهداستان «گذران روز» معرفیش کرد. اون کتاب هم خیلی خوب بود، و به نظرم داستانهای یودیت هرمان بهترین داستانهاش بود.
کتاب پنج داستان داره: هیچ چیز جز ارواح، این سوی رودخانهی اُدر، مرجانهای سرخ، دوربین، پایان چیزی. که این آخری تو «گذران روز» هم بود.
اولین چیزی که تو داستانهای یودیت هرمان به چشمم خورد این بود که خیلی راحت داستان تعریف میکنه. نثرش بازی زبانی آنچنانی نداره، فرم و نشانهها و این چیزا با وجود حضور پُررنگی که دارن تو داستان حل شدند و بهراحتی دیده نمیشن. عوضش داستانهای پرقدرتی رو تعریف میکنه. داستانهاش آدم رو درگیر میکنن؛ درگير ماجرا و احساسات شخصیتها. به قول آراز شخصیتهای داستانهای هرمان، معمولاً آدمهای سرگشته، تنها و به شدت آسیبپذیری هستند. مثل آدمهای کارور.
این خیلی خوبه که یه نویسنده بتونه با یه زبان ساده، یه موقعیت یا یه شخصیت پیچیده بسازه. یودیت هرمان خیلی خوب این کار رو میکنه. هر داستانی ازش که میخوندم حسرت میخوردم که چرا ما نمیتونیم خوب و بیادا قصه بگیم. چرا مجموعه داستانهای ایرانی، به وضوح، دچار فقر قصهان. یه چیزی یکی میگفت، به نظرم درسته. میگفت ما جرأتش رو نداریم یا بلد نیستیم از تجربیات شخصیمون استفاده کنیم. به نظرم خیلی از داستانهای هرمان، یه جایی از تجربههای نویسنده تأثیر گرفتند. خب، این میتونه یه دلیل باشه واسه اینکه داستانها اینقدر ملموسند. نه؟
آخرش هم بگم که داستان «مرجانهای سرخ» به شدت هیجانزدهم کرد. مثل «هیچ چیز جز ارواح».
دربارهی این کتاب:
+ مهدی فاتحی
+ گفتوگو با محمود حسینیزاد دربارهی یودیت هرمان
پ.ن: دلم یه رمان میخواد که درگیرم کنه. تو دنیاش غرق شم و هی بخونم و بخونم. چیزی سراغ دارید؟