سام شپرد
ترجمهی داریوش مهرجویی
نشر کتاب هرمس
۲۱۶صفحه، ۲۲۰۰تومان
چاپ اول ۱۳۸۶
۱۰ از ۱۰
دلیلش را نمیدانم، اما خیلی کماند کسانی که سام شپرد را میشناسند. خیلیها فکر میکنند اسمش را شنیدهاند، ولی میخواهم بگویم که اینطور نیست، یعنی علتش این است که اسم و فامیل متداولی است. همین. سام شپرد ۴۵ سال است کار میکند، ۳۷ نمایشنامه نوشته، چند مورد از آنها را روی صحنه برده، ۸ مجموعه شامل داستان کوتاه و نمایشنامه منتشر کرده، در ۳۶ فیلم بازی کرده، ۵فیلمنامه نوشته و ۲ فیلم کارگردانی کردهاست.
کودک مدفون عنوان نمایشنامهای است که در سال ۱۹۷۸ نوشته شد و سال ۱۹۷۹ جایزهی پولیتزر را از آن خود کرد. کودک مدفون، نمایشی است در سه پرده که مقطعی از زندگی یک خانوادهی از هم پاشیده را در بر میگیرد. داج، پدر الکلی خانواده با زنش هالی جدا از هم در دو طبقهی خانهشان زندگی میکنند. تیلدن پسر بزرگ خانواده را که از نیومکزیکو بیرون کردهاند، بعد از سالها به خانه برگشته و برادلی پسر کوچکتر و معلول هم جزوی از بهاصطلاح خانواده است. وینس، پسر تیلدن بعد از شش سال، آمده تا سری به کس و کارش بزند و شلی، دوست دخترش نیز همراه اوست. شاید بتوان گفت پس از اینکه در پردهی اول با شخصیتهای غریب و پیچیدهی خانواده تا حدی آشنا شدیم، با وینس و شلی وارد جمعشان میشویم، یادی از دیگر اعضا میکنیم، و بحران خانوادهی امریکایی را میفهمیم. در این اثنا، راز خانوادگی آشکار میشود که بعید نیست دلیل این آشفتهگی باشد؛ دختری سالها پیش متولد شده و داج با این عقیده که پدرش کس دیگری بود، در همان دوران کودکی، دختربچه را در دریا غرق کرده و در جایی دفنش کرده است.
غرب واقعی از نمایشنامههای معروف شپرد است که آن را در سال ۱۹۸۰ نوشت. مادر خانواده که برای تعطیلات به آلاسکا سفر کرده، آستین را در خانه گذاشته تا مواظب گیاههایش باشد و در عین حال روی فیلمنامهاش کار کند. آستین ظاهری آراسته دارد، دانشگاه رفته، منظم است و ماشین و خانه و زن و بچهاش، نمادهایی از زندگی موفق او محسوب میشوند. لی، برادر بزرگتر، با سر و وضع آشفته و کمسواد که سالها در بیابان زندگی کرده، به خانهی مادر آمده تا با هدف سرقت وسایل خانه، سری به خانههای آن محله بزند. سول کیمر از تهیه کنندگان هالیوود، فیلمنامهی آستین را میپسندد و با لی آشنا میشود. در همان مقطع، اتفاق دیگری میافتد. تهیه کننده با اهداف کاملاً مادی و در پی قمار، قصهی وسترنی که لی در سر دارد را میپسندد و آن را بر فیلمنامهی آستین ترجیح میدهد. تهیهکننده و برادر بزرگتر، از آستین میخواهند که داستان کمارزش لی را بنویسد. مقاومت آستین بینتیجه میماند و تن به این کار میدهد. به این ترتیب شخصیت دو برادر جایگزین یکدیگر و در هم استحاله میشوند. هدف هر دو برادر، از طرفی کمک به پدر الکلیشان و از طرف دیگر رفتن و زندگی کردن در بیابانهاست. در نهایت با بازگشت مادر، درگیری لفظی همیشگی برادرها به جایی میرسد که آستین با سیم تلفن در حال خفهکردن برادر بزرگتر است. در غرب واقعی، دو برادر به نوعی «اینهمانی» میرسند که به عقیدهی مادر همان راهی است که به پدرشان منتهی میشود.
سام شپرد روایتاش را بر اساس شخصیتها طراحی میکند، یعنی ابتدا از یک یا چند شخصیت شروع میکند و بعد قصه را بر اساس روابط و تعاملات این کاراکترها شکل میدهد؛ به این ترتیب، عنصر شخصیتپردازی در کارهای او نقش تنهای را دارد که کلیت داستانی از آن تنه شاخ و برگ گرفته و رشد کردهاست. در کودک مدفون و غرب واقعی، اغلب کاراکترها غیرعادی یا حتا به نوعی دیوانهاند که این پریشانی و ویرانی در بافت خود نمایشنامه ساخته و پخش شدهاست.
یکی دیگر از موارد قابل توجه، عدم اعمال هر تغییری در فضای نمایشهاست یعنی هر سه پردهی کودک مدفون در یک صحنه از طبقهی اول خانه و تمام ۹ پردهی غرب واقعی در یک دکور واحد آشپزخانه و حواشی آن اتفاق میافتند.
به گمان من، بنمایهی اکثر نمایشهایی که از سال ۱۹۵۰ به اینطرف نوشته شدهاند و اصطلاحاً کارهای مدرن تئاتر نام گرفتهاند، شباهت بسیار زیادی به هم دارند و در یک راستا یا به عبارتی در امتداد و ادامهی یکدیگر هم هستند. کارهای سام شپرد را میتوان نسخهی پیشرفته و پرداختهشدهی آثار آرتور میلر و تنسی ویلیامز دانست. ماتیو رودانه در مقدمهی همین کتاب به این ادعا چنین صحه میگذارد «به هر حال همه بر این اعتقادند که بخش اعظم مضامین آثار او [شپرد] معمولاً اینهاست: مرگ (یا خیانت به) رویای امریکایی، گندیدگی و فساد اسطورههای ملی امریکا، مکانیکی شدن نحوهی زندگی امریکایی، پژوهش در ریشههای ملی امریکا و مسئلهی کار و کاسبی. گرچه همهی این مضامین را شاید بتوان به تمامی نمایشنامههای امریکایی اطلاق کرد.» (ص. 4) این اصطلاح رویای امریکایی که بارها در نقدهای مختلف تکرار شده را میتوان به همان بحران، از هم گسیختگی خانوادهی امریکایی تعبیر کرد.
داریوش مهرجویی این دو نمایشنامه را با هدف اجرا، ترجمه کرده ولی گویا مجوز اجرا نگرفته و سرانجام به انتشار کتاب بسنده کرده و فروتنانه بابت نارساییهای احتمالی ترجمه پوزش خواسته، اگر چه تقریباً هیچ ایرادی به چشم نمیآید.