نگران نباش
مهسا محبعلی
نشر چشمه
147 صفحه، 2500 تومان
چاپ اول، زمستان 87
9 از 10
«نگران نباش» چهارمین کتاب این نویسنده است که بعد از مجموعه داستانهای صدا و عاشقیت در پاورقی و رمان نفرین خاکستری چاپ شدهاست. زمینلرزههای متوالی تهران را میلرزانند و راوی اول شخص که معتاد است، بیاعتنا به زلزله و مسائل حاشیهی آن، در دنیای خود به زندگی روزمرهاش ادامه میدهد و برای تهیهی مواد مخدر تلاش میکند.
+ راوی اگرچه زنی معتاد است ولی محور رمان نه زنانگی است و نه اعتیاد، و این از معدود دفعاتی است که هیچخبری از تاکید بر تفاوتهای جنسیتی در متن نیست و اعتیاد هم فقط به عنوان یکی از ویژگیهای راوی مطرح شده و چه خوب که قضاوت و ارائهی مانیفیستهای معمول در کار نیست. به گمان من مسئلهای که در کتاب مطرح است، مقایسه و یا تقابل فکری و رفتاری راوی و همنسلانش در برابر سایرین و نهایتاً تنهایی و تکافتادگی اجتنابناپذیر آنهاست. «شادی» و شادیهای نوعی، نه میتوانند مانند نسل پیش از خود ـ که بابک به عنوان نمونهای از آن نسل معرفی میشود ـ اتوکشیده و منظم باشند و در راه موفقیت قدم بردارند، و نه میتوانند مانند نسل بعدی ـ آرش نوعی ـ ولنگار و بیمسئولیت باشند و هیچچیزی برایشان اهمیت نداشتهباشد، اگرچه شباهت آنها به نسل بعدیشان آشکار است.
+ تناسب، همآهنگی و حتا در هم تنیدگی فرم و محتوا شاید بهترین وجه رمان است. زلزلهای که شهر را میلرزاند و همهی تناسبات مریض آن را به هم ریخته، از جنس همان آشفتگی و پریشانی است که راوی دارد و همهی اینها با زبانی روایت میشود که خاص همان حالت اغتشاش است: ریتمی تند، جملات کوتاه و شلاقوار و نثری در جست و خیز و تکاپو. گفتار خاص هر نسل مانند آینهای از واقعیت امروز جامعه در متن کتاب منعکس شدهاست، بدون اینکه زیادهروی شود، یا به عنوان هدفی تبلیغاتی و عاملی برای جذب مخاطب احتمالی از آن استفاده شود. شخصیتپردازی، به رغم تعدد شخصیتها، با کمترین توضیح و تفسیر و در عین حال به عالیترین نحو اجرا شده؛ ظریفترین زوایای شخصیتی افراد، حتا فرعیترینشان، را میتوان با اتکا به متن رمان و انطباق آن با الگوهایی که مخاطب بهصورت پیشفرض در ذهن دارد، تجسم کرد.
«نگران نباش» در کل، رمان موقعیت است و هر جا که چندین موقعیت روی هم منطبق میشوند ـ مانند حضور راوی در خانهی اشکان ـ خواندنیترین قسمتهای رمان را رقم میزنند.
ـ به گمان من، چیزی که «نگران نباش» کم دارد، قصه است. یعنی صِرف توصیف موقعیت بحرانی و این که معتادی در پی تریاک است و در نهایت به مواد مخدر شیمیایی بسنده میکند، برای یک رمان یا حتا داستان بلند راضی کننده نیست؛ یعنی اگر قصهای متناسب و درخور، محوریت رمان را بهعهده میگرفت و در بستر این موقعیت پیچیده بسط دادهمیشد، مطمئن میشدیم که «نگران نباش» به یکی از ماندگارترین آثار ادبیات داستانی ایران بدل میشد.
دربارهی این کتاب:
- پروژکتور