لاتاری، چخوف و داستانهای دیگر

شرلی جکسن، ریموند کارور، آن بیتی، آن تایلر، جان آپدایک، توبیاس ولف، کازوئو ایشی‌گورو
ترجمه‌ی جعفر مدرس صادقی
نشر مرکز
۱۸۳ صفحه، ۱۹۵۰ تومان
چاپ سوم، ۱۳۸۴
۹ از ۱۰

اهمیت این مجموعه تو معرفی نویسنده‌های بزرگیه که زمان چاپ اول کتاب [۱۳۷۱] برای ایرانی‌ها شناخته‌شده نبودن، ولی نویسنده‌های بزرگی‌ان. و البته اهمیت دیگه‌ی این مجموعه خوب بودن خود داستان‌هاست. می‌تونم بگم همه‌ی داستان‌ها، داستان‌های خوبی‌ان. آخرش هم چندتا مقاله داره. درباره‌ی داستانِ لاتاری، کارور و چندتا هم درباره‌ی نویسندگی و شیوه‌هاش. [لونی که برای گینزبورگه تو فضیلت‌های ناچیز هم هست.] من از داستان‌های لاتاری [شرلی جکسن]، شام خانوادگی [ایشی‌گورو] و آن میلر دیگر [توبیاس ولف] بیش‌تر از بقیه خوشم اومد. راستش پیدا کردن ویژگی مشترک بینشون سخته. یا باید درباره‌ی هر داستان یه چیزی بنویسم که اون‌جوری لطف خوندن داستان‌ها رو می‌گیرم یا باید این نوشته رو همین‌جا تموم کنم که همین کارو می‌کنم. بخونیدش. 

درباره‌ی این کتاب:
+ کتاب‌خوانه
+ کتاب‌های عامه‌پسند

برچسب: ریموند کارور، جان آپدایک، توبیاس ولف، کازوئو ایشی‌گورو، جعفر مدرس صادقی

فرار کن، خرگوش

جان آپدایک
ترجمه‌ی سهیل سُمی
انتشارات ققنوس
۳۹۷ صفحه، ۵۸۰۰تومان
چاپ اول، ۱۳۸۷
۱۰ از ۱۰

«هری خرگوش» با زنش مشکل داره، یه شب که قراره بره بچه‌ش رو از خونه‌ی مادرش بیاره، از خونه می‌ره. و داستان کتاب پیش می‌ره. نکته تو اینه که رفتن هری حالت عصیان نداره. هری بدون تصمیم قبلی می‌ره. و همه‌ی کتاب با این ناپایداری روابط ادامه پیدا می‌کنه.

راوی داستان دانای کُله. ولی نه مثل دانای کل‌های رمان‌های کلاسیک. راوی تو بخش‌های مختلف کتاب با شخصیت‌های مختلف هم‌راه می‌شه. شاید شبیه «خانم دالاوی». انتخاب این نوع راوی، استفاده‌ای که ازش می‌کنه و انتخاب شخصیت‌هایی که جاهای مختلف روایت قراره باهاشون هم‌راه شه، خیلی هوشمندانه بود. تقریباً به همه‌ی شخصیت‌های درگیر ماجرای رفتن ِ هری پرداخته می‌شه. یکی از قدرت‌های این کتاب [همون‌طوری که از یه اثر مدرن انتظار می‌ره] اینه که با وجود این‌که راوی دانای کله، ولی قضاوت نمی‌کنه. شخصیت‌ها رو برای ما می‌کاوه، واقعیت رو به ما می‌گه و بعد کنار می‌ره.

به نظرم در عین این‌که قضاوت نمی‌کنه، ولی راه فرار هم نمی‌ذاره. کتاب هرچند با دویدن هری تموم می‌شه، ولی خیلی تلخه که می‌دونیم هری جایی نداره به سمتش بدوه. دویدن‌های هری، به نظر من، اگه قرار بود نتیجه‌ای داشته باشه، باید یه جایی تو ۴۰۰ صفحه‌ی رمان راه فرار می‌داشت. که نداره. لعنتی؛ فکر کردن به این قضیه افسرده‌م می‌کنه.

شاید یه کم خوندنش سخت باشه. توصیفات ریزبینانه و دقیقی داره. با دقت و وسواس زیادی تصویر رو می‌سازه. شاید یه کم حوصله بخواد. من می‌گم باحوصله توصیفاتش رو بخونید. ریزبینی و تشبیهاتِ فوق‌العاده‌ش منو به هیجان می‌آورد.

من واقعاً دوستش داشتم. از اون رُمان‌هایی بود که دوست داشتم من می‌نوشتمش. فکر می‌کنم بعداً باز هم برم سراغش. تو خوندنش شک و درنگ نکنید.

درباره‌ی این کتاب:
+ پروژکتور
+ نقد/ گفت‌وگو با سهیل سُمی

برچسب: جان آپدایک، سهیل سمی

روزی روزگاری، دیروز (یرگزیده‌ی داستان‌های مجله‌ی نیویورکر)

جان آپدایک، شرمن آلکسی و دیگران
ترجمه‌ی لیلا نصیری‌ها
انتشارات مروارید
243 صفحه،۲۱۰۰ تومان
چاپ سوم 1384
۱۰ از ۱۰

مجله‌ی نیویورکر را همه‌ی اهالی ادبیات می‌شناسند. بخش ادبیات این مجله که قدمتش به بیش از 80 سال می‌رسد، نویسندگان بزرگی را به دنیا معرفی کرده که سالینجر، کارور، اوکانر، شرلی جکسون، بارتلمی و آپدایک از آن‌جمله‌اند. لیلا نصیری‌ها هشت داستان که سال‌های 1998 و 99 در نیویورکز منتشر شده و در سال 2000 برگزیده شده‌اند را در این مجموعه گرد آورده و آن‌ها را با نام داستان حنیف قریشی، به چاپ سپرده‌است. سایر نویسندگان این مجموعه بزرگانی چون جان آپدایک، شرمن آلکسی، دانلد آنتریم، رابرت استون، جورج ساندرز، جومپا لاهیری و آلیس مونرو هستند.

عطف به سابقه‌ی آمریکا، شاید بتوان داستان کوتاه‌هایی را که اخیرن در نیویورکر منتشر می‌شوند، به عنوان ملاک و سطح پیشرفته‌ی داستان‌کوتاه نویسی دنیا دانست. همیشه نکته‌های مشترکی در غالب داستان‌های آمریکایی پیدا کرده‌ام، از جمله دور شدن از اتفاق‌های بزرگ و فاجعه‌ها و تمرکز بر زندگی عمومی/عادی/ساده/روزمره، ساده نویسی و دوری از زبان مفخر و ثقیل، محور قرار دادن دیدگاه شخصی و پرداختن به دنیای شخصی راوی، توضیحات کامل و مفصل و پرهیز از مجمل و خلاصه نویسی و در کل نوشتن در نهایت رهایی و آزادی. منظورم این است که قید و بندهای کذایی که نویسندگان ما را اسیر خود کرده، سال‌ها پیش از بین رفته و اثری از آن‌ها نیست مثلن اکثر داستان‌های آلیس مونرو، از جمله داستان منتشر شده‌اش در همین مجموعه از نظرگاه راوی دانای کل روایت می‌شود و این در حالی است که روای دانای کل در ایران به نوعی مذموم و مکروه شمرده می‌شود؛ یا آنتریم در «بازیگر آماده می‌شود» جا‌به‌جا گزاره‌های فلسفی و قضاوت‌های عالمانه صادر می‌کند، بدون این‌که به کلیت داستان لطمه‌ای بزند؛ یا داستان لاهیری در شکل خاطره‌گویی روایت می‌شود، بدون این‌که خواننده را اذیت کند، حتا من خواننده به این نتیجه می‌رسم که این داستان را نمی‌شد با فرم روایی دیگری نوشت.

به گمان من، نصیری‌ها بهترین ترجمه‌ی ممکن از داستان‌ها را ارائه کرده که نشانه‌ی شناختش از ادبیات انگلیس‌زبان (به قول خودش) و از طرفی قدرت قلم او دارد. البته دوره‌ای که کتاب مجوز نشر گرفته، در موفقیت کتاب بی‌تاثیر نیست؛ یعنی 1383، یعنی قبل از اعمال سخت‌گیری‌های شدیدتر از پیش، یعنی امکان ترجمه‌ی مفاهیم مرتبط با روابط جنسی و احساساتی که به گمان برخی‌ها مورد دار حساب می‌شود.