اسبهای پشت پنجره
ترجمهی تینوش نظمجو
نشر نی [دور تا دور دنیا، نمایشنامه- ۸]
۸۸ صفحه [جیبی]، ۱۶۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۷
۹ از ۱۰
عالی بود. یه طنز ملایمی داره که خیلی لذتبخشه. کلا از اون دست نمایشنامههاست که آدم رو به هجان وامیداره و مجبور میکنه جاهای مختلفش رو علامت بزنید. حیف که زود تموم شد. وافعا حیف که نمایشنامهها کوتاهند.
نمایشنامه ۳ قسمت -نه ۳پرده- داره. ماجرای کلی هر قسمت اینه که یه زن و مرد [قسمت اول مادر و پسرن، قسمت دوم پدر و دختر و قسمت سوم زن و شوهر] تو خونه حرفهای میزنن که به جنگ مربوطه. با خروج مرد از صحنه پیک میآد و به زن خبر تلخی از اون مرد تو جنگ میده. در واقع چیزی که این سه قسمت رو به هم ربط میده، فقط داستان نیست. فضا و آدمهای ثابت، تکرار مؤلفههایی مثل صدای بسته شدن در، چیکهی آب و... هم هستند.
از یه چیزی خیلی خوشم اومد. اینکه دیالوگها سنگین نیست. یعنی یهو نمیآن در مورد هستیشناسی حرف بزنند. دیالوگها روون، روزمره و جذابه. فکر کنم از این نظر تو ایران با محمد یعقوبی قابل قیاسه.
از این آقای ماتئی ویسنییک قبلا یه نمایشنامه خوندهبودم به اسم ِ «داستان خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوستدختری در فرانکفورت دارد» که خیلی خوب بود. کلا از خوندن نمایشنامه همیشه لذت بردم. نمیدونم چرا کم میخونم. احتمالا به خاطر اینه که هنوز به نمایشنامهها اطمینان ندارم. میفهمید؟
«خودتون که میدونین، راهه دیگه... هرچی درازتر باشه، تنهاییش بیشتره... راه بازگشت هم، مادمازل، لعنتی همیشه درازه... میفهمین...»