محمد چرم‌شیر
انتشارات نیلا [قلمرو هنر، مجموعه کتاب کوچک]
۳۲ صفحه، ۵۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۵ ‌
 ۹ از ۱۰

یادم نمیاد تا حالا نثر کتابی این‌طور میخکوبم کرده باشه. خیلی دیالوگ‌ها رو چند بار خوندم شاید بفهمم چطور به این قشنگی نوشته شده. این‌همه آهنگین، بدون این که خراب بشه نوشته. ظاهراً فقط پس و پیش کردن بعضی کلمه‌های جمله است و شاید حالا استفاده از بعضی کلمات یه کم قدیمی (بدون توی چشم زدن یا غیرقابل فهم بودن البته) ولی نمی‌تونه به همین سادگی باشه.

دختری نشسته و بقیه‌ی شخصیت‌ها وارد می‌شن و داستانِ نمایشنامه رو می‌سازن. زمان خطی نیست و با ورود هر شخصیت تغییر می‌کنه. بعضی جاها رو نمی‌شه تشخیص داد که از نظر زمانی با بقیه چه نسبتی داره ولی تقریبا می‌شه گفت مهم نیست و همه‌ی تیکه‌ها کنار هم معنی دارند.

«چشم‌های شما یک دم قرار ندارند، آقای هدایت. متصل می‌گردند در این چشم‌خانه‌ها. آن‌طور که شما نگاه می‌کنید انگار نقصانی هست در جایی. مثلا موها آشفته شده‌اند بی‌ آن‌که ما خود بدانیم. یا چیزی مانده در جایی که نباید مانده باشد. مثلا غذایی نیم‌خورده روی میز. یا صندلی تک افتاده‌ای در اتاق. اضطراب می‌اندازد این نگاه که شما دارید. می‌خواهید چیز پنهانی را بیابید؟ آشکار بگویید...»

درباره‌ی این کتاب:
+کتاب‌خوانه

برچسب: محمد چرم‌شیر، نمایش‌نامه