مکاشفه در باب یک مهمانی خاموش
نوشتهی آتیلا پسیانی
تالار ایرانشهر، بهمن ۸۸ تا اردیبهشت ۸۹
۹۰ دقیقه، ۱۵۰۰۰ تومان [با تخفیف برای دانشجویان: ۷۰۰۰ تومان]
۳ از ۵
مشکل تئاترهای تجربی اینه که آدم نمیتونه با قطعیت نظر بده، چون خیلی معیار مشخصی برای قضاوت نداریم. ساختارش اپیزودیکه. تیکههای درهمریخته از زندگی آدمهای مختلف و بیربطبههمی که قراره تو یه مهمونی جمع شن. بعضی از این تیکهها از زندگیشون نیست. تصویرهاییه، حرکتهاییه که انگار قراره دنیای ذهنی شخصیتها رو نشون بده یا منظور تئاتر رو برسونه. [مثل صحنهی نردبون]
بله، همونطور که میدونید تو آثار پستمدرن وظیفهی مخاطبه که تیکههای درهمریخته رو کنار هم بذاره و به این فکر کنه که منظور چی بود و خوانش خودشو داشته باشه... اینم همینجوری بود، هرچند فکر نمیکنم خیلی خوانشهای مختلف ازش درآد و کلاً همهی صحنههاش به سمتوسو بود. ایدههای خیلی خوبی واسه رسوندن منظورش زده بود. چیزی که من از این گرفتم این بود که ما (مث ماشینکنترلیها) همهش داریم توسط رسانهها و چیزای مبتذل کنترل میشیم و هیچ هم فکر نمیکنیم که چی دارن به خوردمون میدن. (حتا یه جا هم به طعنه به ما میگه که نمیخواد دربارهی این تئاتر فکر کنید، تئاتر منظور خاصی نداره) یه نکتهی دیگه هم اشاره به دههی شصتیها بود. (اون صحنهی عالیای که از جنگ نشون میده، تیتراژ مدرسهی موشها، اشاره به قاچاقیبودن نوارهای ویدئو و اینا.)
من چندتا مشکل با این تئاتر داشتم. یکی اینکه خیلی از صحنههاش فقط وقتی معنیدارن که تفسیر بشن. به تنهایی معنایی ندارن و تأویلپذیر و نمادینبودنشونه که بهشون معنی میده. دیگه اینکه تئاتر کلاً داره چیزهای مبتذل و سطحی رو مسخره میکنه... ولی گاهی وقتها نگاه خودش هم به این چیزا سطحی و کلیشهایه. جدا از اون، برای جذب مخاطب، خیلی صحنههای تئاتر هم دستِ کمی از چیزایی که داره نقد میکنه نداره.
همینا دیگه. کلاً دیدنش تجربهی خوبی بود. کاملاً میشه ازش لذت برد.
برچسب: تئاتر