خانوادهی من و بقیهی حیوانات
نویسنده: جرالد دارل
مترجم: گلی امامی
نشر چشمه
چاپ دوم ۱۳۸۶
۳۲۶ صفحه، ۴۰۰۰ تومان
۱۰ از ۱۰
با این که خیلی دوستش داشتم ولی کتابی نیست که به همه توصیه اش کنم. مخصوصا آدم های جدی و اونایی که فکر می کنند بزرگ شدند. برای من کتابی بود پر از آفتاب و دریا و لبخندهای بی اراده که دلم نمی خواست تموم بشه و خیلی آروم خوندمش که مدت طولانی تری ازش لذت برم.
نثر روان و طنز ملایمی که تو همهی صفحهها موج میزنه و گاهی وقتها هم به جای لبخند کار رو به قهقه میکشونه باعث میشه که خوندنش خیلی خیلی لذتبخش باشه فقط کافیه یکم خودتون رو زیر آفتاب کورفو حس کنید و از تک تک ماجراها لذت ببرید. ترجمهی گلی امامی هم که خوب حرفی توش نیست.
نویسنده کتاب رو به مادرش تقدیم کرده که چند خط پایین میتونه دلیل قانع کنندهای برای این کارش باشه:
«...به قول برادر بزرگم لری، ما بیش از اینکه مادرمان را اینگونه بار آورده ایم به خود ببالیم، او مایه ی افتخار ما محسوب می شود. این که مادرمان به مرحله والایی از نیروانا رسیده است که دیگر هیچ چیز، مطلقا هیچ چیز، شگفت زده یا خشمگینش نمیکند، یک واقعیت است و شاهد آن ماجرایی است که شرح خواهم داد: اخیرا آخر هفتهای که او تنها در منزل بود، کامیونی از راه رسید و بدون هیچ خبر قبلی، چند قفس محتوی دو پلیکان، دو لک لک قرمز، یک لاشخور و هشت میمون را جلوی خانهاش پیاده کرد. هر موجود دیگری در رو در رویی با چنین اتفاقی دست کم عصبانی میشد، اما مادر من نه. صبح روز دوشنبه که به خانه رفتم دیدم در گاراژ، یک پلیکان خشمگین دنبال مادرم گذاشته است، چون او میخواسته از ماهیهای ساردین قوطی توی دهانش بگذارد. مادرم مرا که دید نفس نفس زنان گفت: "عزیزم، خوشحالم که اومدی، این پلیکان موجود نسبتا مشکلی است." وقتی از او پرسیدم از کجا میداند این حیوانات متعلق به مناند، جواب داد: "خب، البته که میدونم اونها مال تو هستن عزیزم. چه کس دیگهای ممکنه برای من پلیکان بفرسته؟" و این نشان میدهد که او چهقدر، دست کم یکی از بچههایش را میشناسد.»
توی مقدمه نوشته که بزرگترین برادر جرالد، لری(لارنس) که یکی از شخصیت های خیلی جالب کتابه خودش رمان نویس معروف انگلیسیه که یکی از کتاب هاش به اسم ژوستین ترجمه شده ولی منتشر نشده.
این رو الان دیدم که نوشته: این اثر ترجمه ای است از پنچاهمین چاپ نسخه ی انگلیسی. چاپ پنچاهم! فک کن! چقدر برای کتاب های فارسی دور از ذهنه. :(