غلام‌حسین ساعدی
نشر ماه‌ریز
۲۱۶ صفحه، ۱۳۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۷۹
۸ از ۱۰

خیلی واسه‌م عجیبه. با وجود این‌که ساعدی از معدود نویسنده‌هاییه که تو کتاب ادبیات دبیرستان ازش داستان هست، ولی کتاب‌هاش پیدا نمی‌شه. احتمالاً اجازه‌ی چاپ ندارن. به هر حال با وجود این‌که همه‌ی ما اسم ساعدی رو شنیدیم، ولی فکر می‌کنم شناختی ازش نداریم. بَده‌ها.

تو این مجموعه‌داستان، مضمون همه‌ی داستان‌ها مرگه. آدم‌هایی که با مرگ یا زندگی می‌جنگن. و احتمالاً تلاششون برای زندگی خوب داشتن بی‌نتیجه مونده. نثر ساعدی مثل همون داستان گاوه. بی‌ادا و کاملاً در خدمت روایت.

دو تا داستان «گدا» و «خاکسترنشین‌ها» درباره‌ی زندگی گداها، دعانویس‌ها و طبقه‌ی حاشیه‌نشین شهری‌ان. به نظر من، سه تا داستان دیگه [دو برادر، سعادت‌نامه، تب] مقدمه‌ای‌ان برای رسیدن به داستان آخر، که طولانی‌ترین داستان مجموعه‌س: «آرامش در حضور دیگران» که فیلمش رو هم تقوایی ساخته و خیلی عالی هم ساخته.

«آرامش در حضور دیگران» درباره‌ی سرهنگ بازنشسته‌ایه که با زن دومش می‌آد چند روز پیش دخترهاش زندگی کنه. زن سرهنگ هم‌سن‌وسال دخترای سرهنگه. جمع‌شدن اینا بستری می‌شه برای مکث روی زندگی آدم‌های مختلف حول موضوع اصلی: بیماری روانی سرهنگ. فضای وهم‌آلود و روابط پیچیده‌ی آدم‌ها و هم‌خونگی‌شون با درونیات سرهنگ و زن سرهنگ، شخصیت‌پردازی‌های عالی، دیالوگ‌ها و خیلی چیزای دیگه از آرامش در حضور دیگران یه شاه‌کار ساخته... جدی می‌گم.

×××
منیژه کمی فکر کرد و گفت: «پس بیا بریم تو راه‌رو، من خیلی دلم می‌خواد اون زنیکه رو ببینم، از اون وقتی که ما اومدیم همه‌اش پشت به جماعت و رو به دیوار واستاده تکونم نمی‌خوره.»
ملیحه گفت: «کدوم زن؟»
منیژه گفت: «همون که صفحه عوض می‌کنه، از بس بی‌حرکت ایستاده که من کم‌کم ترس ورم می‌داره نکنه یارو اصلاً صورت نداره.»

برچسب: غلام‌حسین ساعدی