پنین
ترجمهی رضا رضایی
نشر کارنامه
۲۷۶ صفحه، ۳۳۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۸۳
۵ از ۵
ناصر فرزینفر واسه پستِ «زندگی واقعی سباستین نایت» کامنت گذاشته بود که این کتاب لذت ادبی زیادی به آدم میده. «پنین» هم همچین کتابیه. فکر میکنم همهی کتابهای ناباکوف به خاطر بازیهای زبانی و فرمی اینجوری باشن. پنین رمان غیرمتعارفیه که آدم باید توش بگرده، مرورش کنه و ریزهکاریهاش رو بفهمه و لذت ببره.
ما با یه داستان پرکشش یا حتا دنبالهدار طرف نیستیم. ما با هفتاپیزود طرفیم که هفت تیکه از زندگی «پنین» رو روایت میکنه. پنین استاد زبانشناسی قدکوتاهه و کلهی طاسی هم داره. روسه و به آمریکا مهاجرت کرده. درستوحسابی بلد نیست انگلیسی حرف بزنه. دستوپا چلفتی و بدشانسه. این خصوصیاته که از پنین یه آدم نسبتاً مضحک میسازه که حرکات «پنینی» میکنه و به شدت دوستداشتنیه. دوگانگیهایی که شخصیت پنین داره به نظرم از مهمترین دستآوردهای کتابه. مثلاً اینکه پنین آدم به ظاهر موفقیه که بدبخته. آدم فوقالعاده جدیایه که از بیرون خندهداره. کارهاش حسابشدن ولی با بدشانسی به جایی نمیرسن.
نکتهی مهم دیگهی کتاب مسألهی راویه. اینجوریه که راوی از آشناهای پنینه و داره چندتا خاطره از زندگی پنین میگه. به جز آخر کتاب، هرجا داستان قراره به سمت راوی متمایل شه یه جوری میپیچونه. به نظر میآد غرضورزانه دربارهی پنین حرف میزنه. یعنی یه جوری توصیفش میکنه که انگار داره مسخرهش میکنه. یا یه جاهایی براش دلسوزی میکنه. مثلاً میگه «پنین بینوای من» این کار رو کرد. ولی به قول پسگفتار «حتی اگر بخواهیم نمیتوانیم به هر چه که راوی میگوید بیاعتماد باشیم، زیرا همدردی راوی با پنین که همواره با نوعی منتگذاشتن و ادعای لطف و مرحمت آمیخته است، در مواقعی واقعاً همدردی کاملی است.» اینجاست که پیچیدگی کتاب معلوم میشه. بالاخره چهقدر از چیزی که خوندیم، قابلاعتماد بوده؟ راوی کیه؟ چرا نسبت به پنین یه جور محبتِ تحقیرآمیز داره؟ آیا باهاش خصومت شخصی داره؟
چیز دیگهای که پنین رو یه کتاب ناباکوفی میکنه، توصیفها و تشبیههای غیرمنتظرهی کتابه. ببینید: «بالاخره مجسمهی بزرگ از پشت غبار بامدادی بیرون آمد، و بعد هم سر و کلهی ساختمانهای رنگپریده و طلسمشدهای پیدا شد که آماده بودند با خورشید گُر بگیرند و به مستطیلهایی اسرارآمیز کوتاه و بلندی میماندند که در نمودارهای میلهای مقایسهی درصدها (منابع طبیعی، فراوانی سرابها در بیابانها مختلف) میبینید.»
ترجمه، چاپ، جنس کاغذ، طرح رو جلد کتاب عالیه.
پینوشت: امروز Menu دو ساله شد. به این بهونه هم که شده، اگه حرف و نظری دربارهی اینجا دارید بگین.
برچسب: ولادیمیر ناباکوف، رضا رضایی