Paranoid Park
فیلمنامهنویس و کارگردان: گاس ونسنت
۸۵ دقیقه، imdb
آمریکا و فرانسه، ۲۰۰۷
۵ از ۵
کم پیش میآد بعد از دیدن یه فیلم بخوام دوباره ببینمش یا بخوام بیدار بمونم که حس دیدن فیلم از بین نره... «پارانویید پارک» همچین فیلمی بود.
«پارانویید پارک» جاییه برای اسکیتسوارای جوون. کسایی که بیخیال خانواده و درس و اینا به اسکیتسواری پناه میآرن. با اسکیتبوردشون اینور و اونور میرن، از موانع میپرن، دور میزنن... انگار اسکیتبوردهمهی چیزیه که دارن. «الکس» و دوستش یه شب اونجا میرن تا زندگی پارانویید پارکی رو تجربه کنن. فیلم داستان اتفاقات قبل و بعد از اون شبه.
البته فیلم از اینجا شروع میشه که الکس نوشتن یادداشتی رو شروع میکنه به اسم «پارانویید پارک». الکس مینویسه تا از شر اتفاقای پارانویید پارک خلاص شه، مینویسه تا بفهمه اون شب بهش چی گذشت، مینویسه تا آروم شه. فیلم که شروع میشه ذهن الکس مغشوشه، مینویسه و پاره میکنه و روایت فیلم هم بههمریختهس. ولی کمکم که الکس مینویسه، اتفاقا رو میفهمه و روایت فیلم هم خطی میشه. به جز نوشتن، اسکیتسواری هم نشوندهندهی ذهن الکسه. تصویرهای پراکندهایه که از حرت اسکیتسوارها میبینیم، مثلاً از معلقبودنشون رو هوا، از زمینخوردنشون، از حرکتهای دایرهایشکلشون، انگار تصویرهای ذهنی الکسان.
توانایی گاسونسنت تو نشوندهندهی تنهایی آدمهای تودار و کمحرف کمنظیره. حس ناب تنهایی رو، با همهی احساسات خوشآیند و آزاردهندهی همراهش، خیلی خوب درمیآره. فکر میکنم بخش زیادیش به بیان تصویریش برمیگرده -مثل صحنهی دوشگرفتن الکس- و البته تأکیدها و مکثها به جایی که روی حرکات و چهرهی آدما میکنه.
پروست گفته که کتابهای خوب کتابهاییان که واسه نویسنده «نتیجهگیری» و واسه خواننده «تحریک» باشن. اگه فرض کنیم که ما داریم چیزهایی رو که الکس مینویسه میبینیم، باید بگم نوشتهی الکس و در نتیجه فیلم واقعاً خوبن.
سالِ نو هم مبارک.
برچسب: فیلم