معرکه
ترجمهی سمیه نوروزی
نشر چشمه
۱۱۱ صفحه، ۲۰۰۰ تومان
چاپ سوم، ۱۳۸۷
۴ از ۵
یه شب شلوغ و کثیف و توفانی رو تصور کنید با زمین پر از لجن و تاپالهی خیس و این چیز. تصور کنید از دهن آدمام فحش و بخار درمیآد. کتاب همچین فضایی داره. راوی کتاب که داوطلب جنگ شده تو این فضا اولین شب جنگی رو میگذرونه. البته تو کتاب هیچ جنگی دیده نمیشه. یه گروه میرن پُست نگهبانی شب رو تحویل بگیرن، ولی وسط راه میفهمن که اسم شب رو فراموش کردن. اگه هم بدون اسم شب برن سر پُست کشته میشن و اگه نرن هم فرمانده خدمتشون میرسه. «معرکه»، مثل «سفر به انتهای شب»، تو تاریکی شب میگذره، و بر خلاف اون، با سپیدهی صبح تموم میشه. تو این وضعیت بغرنجه که سلین جنگ و نظام حاکم به اونو هجو میکنه، طنز سیاه و تلخ سلین خودش رو نشون میده و بیخود بودن جنگ معلوم میشه.
نکتهی فوقالعاده دربارهی این کتاب زبان سلینه. سلین از یه زبان محاورهای استفاده میکنه. دقیقتر بخوام بگم میشه یه جور زبان محاورهای که درونِ راویه. با لحن پُرسکته. یعنی سلین به اینکه نثری شبیه گفتار بسازه قناعت نکرده، حتا منطق ذهنی روایت هم براش کافی نبوده... سلین جوری مینویسه که ما نفسنفسزدن راوی رو هم حس میکنیم. از این راه آشفتگی اون جمع رو نشون میده و به صحنههاش جون میده. جوری که ما جزئی از اون جمع بودن رو حس میکنیم، تجربه میکنیم.
کتاب مترجم باشعوری داره. تونسته تا حد خوبی لحن سلین رو دربیاره، مقدمهی خوبی هم واسه کتاب نوشته، تیکههای حذفشدهی کتاب رو هم آخرش آورده. البته خود مترجم تو مقدمه توضیح میده که نمیشه همهی ظرایف زبانی سلین رو به فارسی منتقل کرد و به نظرم حرف درستی میزنه.
دربارهی این کتاب:
+ سلین، راوی شب
برچسب: لویی فردینان سلین