گابریل گارسیا مارکز
ترجمه‌ی باقر پرهام
نشر آگه
۱۸۴ صفحه، ۶۰۰ تومان
چاپ سوم، بهار ۱۳۷۷
۳ از ۵

«ماجرای اقامت پنهانی میگل لیتین در شیلی» از سری کارهای گزارشی مارکز است. داستانی واقعی که از زبان شخصیت اصلیش، میگل لیتین، و به شکل اول شخص روایت می‌شود. کتاب اولین بار در سال ۱۹۸۶، چهار سال بعد از نوبل بردن مارکز، چاپ شده و حدود دو سال بعد، در سال ۱۳۶۷، برای اولین بار ترجمه فارسی‌اش در ایران چاپ شد.

«میگل لیتین» کارگردانی شیلیایی است که تا به حال دو بار نامزدی نخل طلای کن و دو بار نامزدی خرس طلایی برلین را داشته. بعد از کودتای پینوشه در شیلی، لیتین هم که از مسئولین سینمایی دولت آلنده و آدم روشنفکری بود از کشور تبعید شد و اسمش رفت در لیست سیاه پنج هزار نفره کسانی که تا ابد ممنوع‌الورودند. اما بعد از دوازده سال لیتین به شکل مخفیانه و با اوراق هویت جعلی و تغییر چهره به شیلی رفت و طی شش هفته اقامتش، با همکاری چهار گروه فیلمبرداری، بیشتر از سی و دو هزار متر فیلم از زندگی جاری مردم در شیلی دیکتاتورزده گرفت. او در این مدت توانست حتی وارد کاخ ریاست جمهوری شود و خود پینوشه را هم از نزدیک ببیند. این فیلم‌ها پس از تدوین تبدیل به یک فیلم سینمایی دو ساعته به اسم «طبقات عامه در شیلی» (Acta General de Chile) شدند.

میگل لیتین بعد از برگشتن از شیلی، طی ۱۸ ساعت مصاحبه، سرگذشت اقامتش در شیلی را برای مارکز تعریف کرد و مارکز هم این داستان را تبدیل به کتاب کرد. البته آن‌طور که خودش هم گفته «بعضی از نام‌ها و بسیاری از جریان‌های واقع» را تغییر داده است. به علاوه، با وجود اول شخص بودن روایت کتاب باز هم سبک، سبک مارکز است: «سبک این کتاب، البته، سبک من است چون صدای یک نویسنده را نمی‌توان به کس دیگری امانت داد.»

«ماجرای اقامت پنهانی...» کتاب فوق‌العاده‌ای نیست. حتی گاهی خوب هم نیست، البته به چشم رمان. توصیف‌ها گاهی حوصله سر بر و زیاده از حداند، همه‌ی اتفاقات توجیه داستانی ندارند و لزوماً استفاده نمی‌شوند، و برای انتقال ذهن و احساس شخصیت‌ها هم تلاش زیادی انجام نشده. این است که «ماجرای اقامت پنهانی...» بیشتر از آن که داستان باشد، قصه است. اما از طرف دیگر، به عنوان یک متن گزارشی، یا به قول مترجم «رپرتاژ»، کتاب خوبی است. غیرجانبدارانه نوشته شده و نسبتاً دقیق است. کلیات را به شکل کامل در نظر گرفته و در مورد جزئیات هم، جز در چند مورد، با وسواس برخورد شده. به نظرم اهمیت اصلی کتاب در آشنا شدن با سنت روزنامه‌نگاری است که در حدود یک قرن گذشته به وجود آمده و نتیجه‌اش این است که خیلی از نویسنده‌های بزرگ تجربه روزنامه‌نگاری حرفه‌ای داشته‌اند. شغلی که به خاطر زیاد نوشتن به‌شان «سبک» داده و به خاطر طبیعتش «دید».

آخر این که ترجمه کتاب خوب است. اگر چه شاهکار نیست ولی اذیت هم نمی‌کند. و یک نکته به درد بخور: از بین ناشران درست و حسابی که می‌شناسم، «آگاه» و «آگه»، که در واقع یکی هستند، از بهترین‌شان است. یکی از ویژگی‌های منحصر به فردشان هم این است که قیمت کتاب‌های چاپ قدیم را عوض نمی‌کنند. من دو هفته پیش این کتاب را به همان قیمت ۶۰۰ تومان خریدم با چند کتاب ارزان دیگر از جمله «گزیده شعرها»ی عبدالله کوثری و «سرزمین باد» گراتزیا دلددا، ترجمه بهمن فرزانه، هر دو به ۸۰۰ تومان. فروشگاه‌شان روبه‌روی دانشگاه است، بین خیابان‌های فروردین و اردیبهشت.

***

«چای با بیسکویت انگلیسی می‌نوشد در حالیکه اتاق پر است از سر و صدای سلاحهای سنگین و از پرده تلویزیون خون می‌بارد. لباسی که پوشیده بود کار خیاطان معروف بود، کلاهی بسر داشت و دستهایش در دستکش بود، چون عادتش این است که درست سر ساعت پنج، با لباس و پوششی که برای شرکت در جشن سالگرد مناسب است، چای بنوشد در حالیکه تک و تنها زندگی می‌کند. با همه این گونه عادت‌های اشرافی، که نمونه‌اش را در رمان‌های انگلیسی می‌توان دید، وی پس از ازدواج و در جالیکه مادر چند فرزند بود، بر فراز مزارع‌اش در کانادا شخصاً پرواز می‌کرد و چندین بار هم با چتر نجات پریده بود.» - صفحه ۱۳۱

برچسب: گابریل گارسیا مارکز