کورش اسدیانتشارات آگه
۱۳۵ صفحه، ۶۰۰تومان
چاپ اول، ۱۳۷۸
۸ از ۱۰

اول از همه بگم که اگه کورش اسدی و جلسه‌ی سه‌شنبه‌ها عصرش نبود، ما ۴ نفر دور هم جمع نمی‌شدیم تا این وبلاگ رو بنویسیم. چیزی که بین همه‌ی ما احتمالا مشترکه، احساس مدیون بودنه به کورش اسدی و جلسات دوست‌داشتنی‌ش. پیشنهاد می‌کنم اگه سه‌شنبه عصرها برنامه‌تون خالیه با سر زدن به وبلاگ کورش اسدی و ای‌میل زدن بهش یا کامنت خصوصی واسه این وبلاگ تو جلسات سه‌شنبه‌ شرکت کنید.

از کورش اسدی تا حالا دو مجموعه داستان چاپ شده. «پوکه‌باز» و «باغ ملی» که «باغ ملی» به‌ترین مجموعه داستان سال ۸۲ از نظر بنیاد گلشیری شد.

این‌جوری که خودش یه بار به من گفت، پوکه‌باز حدود ده سالی تو ارشاد خاک می‌خورده تا زمان خاتمی چاپ شده. من که درک نکردم چرا. شاید چون به جنگ تقدسی که اون زمان و بعدترها می‌دادند نمی‌ده. داستان‌های مجموعه اغلب از حوالی ِ جنگ -نه خود جنگ- می‌گن. آدم‌ها معمولا آدم‌هایی‌ان که خالی شدند. یه جور سردی، گنگی و ناتوانی تو برقراری ارتباط بین همه‌شون مشترکه.

یه چیز دیگه که بین همه‌ی داستان‌ها تقریبا مشترکه، زبانِ خیلی محکم و قویه. و این‌که داستان‌ها تو رفتار ِ عادی آدم‌ها و فضاسازی‌های ریزبینانه و دقیق شکل می‌گیرند. مثلا شروع داستان «پوکه‌باز» رو بخونید:
«فتیله‌ی فانوس را که بالا کشید شاپرک پرید سوی فشنگ و دور سیم برق چرخید و به چراغ خورد و افتاد میان پوکه‌های فشنگ. از میان پوکه‌ها گذشت و آمد از حاشیه‌ی سوخته‌ی پوستر رد شد و از روی موی سیاه و بلند زن پایین رفت و دانه‌ی اشک را دور زد و به گردن برهنه‌اش که رسید ایستاد. دمی ماند و باز پرید سویِ صندوقِ چوبیِ کهنه‌ی سبزرنگِ گوشه‌ی اتاق.»

از بین ۱۰ داستان مجموعه، ۲ تا از داستان‌ها رو نفهمیدم. ۶-۵ تا خوب و یکی دو تا خیلی خوب بودند. داستان «پوکه‌باز» هم شاه‌کار بود.