خوان رولفو
ترحمه‌ی احمد گلشیری
نشر آفرینگان [شاه‌کارهای کوتاه- ۵]
۲۱۸ صفحه، ۱۸۰۰ تومان
چاپ چهارم، ۱۳۸۴
۹ از ۱۰

رمان درباره‌ی شخصی به اسم پدرو پاراموئه. که سرمایه‌دار بوده و پسرش اومده تا پیداش کنه .فضای داستان جاییه تو مایه‌های شهر ارواح. توضیحش سخته. و حتا اگه بتونم توضیح بدم، لذتی رو که خوندن کتاب ممکنه بده، کم کردم. پس بی‌خیال تعریف کردن داستان.

کتاب خوش‌خوانیه. با وجود این‌که داستان سرراستی نداره، روایت غیرخطیه، نثرش گاهی خیلی شاعرانه می‌شه و شخصیت‌های زیادی داره ولی راحت خونده می‌شه. و خوندش هم لذت‌بخشه.

می‌شه گفت رولفو شروع‌کننده‌ی جریانیه که بعداً با مارکز به اوج رسید و «رئالیسم جادویی» نام گرفت. ضمن این‌که فکر می‌کنم تو فضای فاکنر هم هست. از نظر سیال‌ذهن بودن و این‌که یه مکان خیالی می‌سازه که داستان اون‌جا بگذره.

«پدرو پارامو از حد توالی نامنظم رویدادها فراتر می‌رود. پدرو پارامو تصویری است در آینه‌ی شکسته، تصویری که رفته‌رفته بر سطح آب‌های گل‌آلود شکل می‌گیرد.» آره. همه‌چی انگار یه تصویره تو آب. همون‌قدر مبهم و لرزان. شاید واسه همینه که این‌قدر کم می‌تونم چیزی ازش بگم. هدف از نوشتن این پست هم این بود که بگم این کتابو بخونید. وقتی خوندید، بیاید بیش‌تر حرف بزنیم.

درباره‌ی این کتاب:
+ فشرده‌ی رمان، تادانه
+ کتاب‌خوانه