ناصر حریری با نجف دریابندرینجف دریابندری
نشر کارنامه
۲۱۹ صفحه، ۱۰۰۰ تومان
چاپ اول، ۱۳۷۶
۸ از ۱۰

گفت‌وگوی بلندِ ناصر حریری با نجف دریابندری، مترجم و ویراستار، درباره‌ی ادبیات ایران، ترجمه‌های دریابندری، خاطراتش و مسائل مطرح تو حوزه‌ی ادبیات مثل فرم/محتوا، ویراستاری، شعر کُهن و نو و رابطه‌ش با نثر کهن و امروزی و خیلی چیزای دیگه.

نجف دریابندری رو به‌عنوان مترجم آثار فاکنر، همینگ‌وی و دکتروف می‌شناسیم. اهمیت این آدم تو اینه که این نویسنده‌های بزرگ رو به ایران معرفی کرده و این‌که جزء اولین کسانی بوده که ادبیات مدرن غرب رو وارد ایران کرده. تعجبی نداره که آدم استخون‌داری باشه. خیلی نکاتِ خوبی رو اشاره می‌کنه. به خاطر شغلش به زبان فارسی و امکاناتش کاملاً مسلط به نظر می‌آد. توضیحاتی که درباره‌ی شعر و نثر کهن یا «کیچ» می‌ده خیلی جالب بود برام. دریابندری بسیار رُکه. اصلاً ابایی نداره که مثلاً بگه «بوف کور» به نظرش بد نوشته شده. البته دلایلش رو هم توضیح می‌ده. [نظر شخصی من اینه که بی‌انصافی می‌کنه. ولی حرف‌هاش قابل تأمله.]

یه نکته‌ی خیلی مهمی دریابندری اواخر گفت‌وگو می‌گه، که فکر می‌کنم قبل از خوندن کتاب دونستنش ضروریه. می‌گه: «اصولاً در این‌جور گفت‌وگوها مقدار زیادی از حرف‌ها ناچار صورت حکم‌دادن پیدا می‌کند. شما وقتی برای گفت‌وگویی می‌روید سراغ فلان شخص معنی این کار این است که می‌خواهید مقدار زیادی از حکم‌های این آدم را بشنوید و برای خوانندگانتان نقل کنید.» البته حریری خیلی تلاش می‌کنه هرجا دریابندری حکم کلی صادر می‌کنه، ازش توضیح بخواد و مجبورش می‌کنه که قضیه رو بشکافه. از این نظر واقعاً با ناصر حریری -که قبل از این کتاب اسمش رو هم نشنیده بودم- حال کردم. تا آخر گفت‌وگو حواسش هست که نذاره نکته‌ای سربسته بمونه و ازش رد شن، نذاره گفت‌وگو از مسیر اصلی خارج شه و جایگاهش به‌عنوان مصاحبه‌گر حفظ می‌شه. یعنی نظر شخصی نمی‌ده، سؤال‌کننده می‌مونه و در عین حال اگه جایی روشن نیست، می‌پرسه. واقعاً توصیه می‌کنم اگه خبرنگاری، مصاحبه‌گری، چیزی این‌جا را می‌خونه به این کتاب رجوع کنه. فکر می‌کنم نکات زیادی واسه‌ش داشته باشه.

یه چیز دیگه که به نظرم اومد و البته فکر می‌کنم به خاطر شفاهی‌بودن گفت‌وگو و وسعت موضوعی‌ش اجتناب‌ناپذیره، اینه که گاهی حرف‌های دریابندری هم‌دیگه رو نقض می‌کنن. مثلاً اولش تو تعریف ترجمه می‌گه ترجمه‌ی خوب ترجمه‌ایه که اگه نویسنده ایرانی بود، همون‌جوری که ترجمه شده کتاب رو می‌نوشت. [من از این وفاداری به متن اصلی رو برداشت می‌کنم.] و یه جا دیگه می‌گه اگه کتابِ چاپ‌شده خوب باشه، مهم نیست چه‌قدر به متن اصلی وفادار بوده.

جا داره دوباره توصیه کنم خوندنِ این کتاب رو به کسانی‌که به ادبیات علاقه دارن. نکاتِ زیادی تو کتاب گفته می‌شه که واقعاً آدم رو به فکر می‌ندازه. من از نمایشگاه کتاب خریدمش. تو شهرکتابِ پونک هم یه نسخه ازش دیدم. کلاً سخت گیر می‌آد.

×××
درباره‌ی ویراستاری:
«دریابندری: با این حال این کار دشوار باید روی هر نوشته‌ای انجام بگیرد. حالا یا به دست نویسنده اگر حس تناسب خودش را در روند کار گم نکرده باشد، یا بعد از کار بتواند حس تناسبش را دوباره پیدا کند، یا به دست آدمی دیگر که بتواند به نویسنده کمک کند این حس تناسب را به دست بیاورد.
حریری: منظور شما از حس تناسب دقیقاً چیست؟
دریابندری: یک معنای نداشتن حس تناسب این است که الآن من در حواب این سؤال شما بنشینم درباره‌ی معنای دقیق حس تناسب یک ساعت حرف بزنم، حال آن که موضوع بحث ما ویرایش و مراحل ویرایش است.
حریری: خیلی متشکر، منظور شما روشن شد. درباره‌ی مراحل ویرایش می‌فرمودید.»

درباره‌ی این کتاب:
+ کتاب‌های عامه‌پسند [فهرست موضوعاتی رو که درباره‌ش حرف می‌زنن نوشته.]

برچسب: نجف دریابندری