شبانهها
کازوئو ایشیگورو
ترجمهی علیرضا کیوانینژاد
نشر چشمه
۲۲۳ صفحه، ۴۸۰۰ تومان
چاپ اول، بهار ۸۹
۳.۵ از ۵
بیشتر شهرتِ ایشیگورو به خاطر باماندهی روزه و البته رمانهای دیگهش. ولی اولین برخورد من باهاش یه داستانکوتاه بود به اسم «شام خانوادگی» که تو مجموعهی «لاتاری، چخوف و داستانهای دیگر» چاپ شد که داستانِ بینظیری بود. این تجربههای خوب باعث شده کتابهای ایشیگورو رو با شوق بخونم. «شبانهها» آخرین مجموعهداستان ایشیگوروئه که سال ۲۰۰۹ چاپ شد.
همونطور که از اسم فرعی کتاب معلومه، تو همهی داستانهای کتاب موسیقی نقش پُررنگی داره. راوی همهی داستانها یه موزیسین معمولیه که تو کافهها و میدونهای شهر آهنگ اجرا میکنه و دنبال راهیه برای پیشرفت و تبدیلشدن به یه موزیسین معروف و صاحبسبک. راوی درگیر ماجرایی میشه که برای یکی از نزدیکهاش اتفاق افتاده. از این زاویه که نگاه کنیم، میشه گفت «شبانهها» تجربهی موزیسینهاس با پنج ماجرای عاشقانه و روایتهاییه از عشقهای تمومشده. برای همینه که داستانهای این مجموعه جاییان که اندوه و موسیقی به هم میرسن. در عین حال یه جور امید هم تو همهی داستانها هست، امیدی که راوی داره واسه ادامهی زندگی بعد از شریکشدن تو این تجربهی غمانگیز.
داستانهای این مجموعه پُرماجران. ماجراهایی که برای راوی تو برخورد با موسیقی رخ میده، ماجرای عاشقانهای که برای دوست راوی اتفاق افتاده و ماجرایی که بین راوی و دوستش اتفاق میافته؛ همه داستانها رو پرماجرا میکنن. تازه به اینها این نکته رو هم اضافه کنید که راوی همه چی رو نمیگه و راویهای ایشیگورو معمولاً قابل اعتماد نیستن. [مثال درخشانش همون بازماندهی روزه که راوی عشقش به همکارش رو پنهان میکنه، ولی کل کتاب رو به خاطر همون عشق نوشته.] یعنی ما باید این مسأله رو درک کنیم که ممکنه یکی نخواد همه چیز رو به ما بگه و اگه میخوایم داستان رو بهتر بفهمیم، باید دنبال این هم باشیم که راوی چه چیزهایی رو به ما نگفته و چرا.
ترجمهی کتاب هم نسبتاً خوبه. یه جاهایی به نظرم بدسلیقگی داشت که البته خیلی تو ذوق نمیزد و کلاً روونه. از این کتاب یه ترجمه دیگه هم از خجسته کیهان هست. من یه مقایسهی سریع تو کتابفروشی کردم، به نظرم این ترجمه بهتر اومد.
دربارهی این کتاب:
+ پروژکتور
برچسب: کازوئو ایشیگورو، نشر چشمه