کتاب پنجم: اسیر

مارسل پروست
ترجمه‌ی مهدی سحابی
نشر مرکز
۵۲۲ صفحه، قیمت دوره‌ی ۷ جلدی: ۷۰۰۰۰ تومان
چاپ پنجم [ویرایش دوم]، ۱۳۸۸
۵ از ۵

اگه «طرف گرمانت‌ها» رو کتابِ اشرافیت و «سدوم و عموره» رو کتاب بدی‌ها بگیریم، «اسیر» بی‌بروبرگرد کتابِ عشق جست‌وجوئه. آلبرتین معشوقه‌ی راوی به خونه‌ی راوی اومده و زندگی رنج‌آوری رو با هم شروع کردن. تو «اسیر» راوی به خاطر حسادت شدیدش -که لازمه‌ی عشقشه- آلبرتین رو تو خونه زندانی می‌کنه و همه‌ش دنبال اینه که آلبرتین اعتمادی رو به‌ش برگردونه که هیچ‌وقت به‌ش نداشته، دنبال اینه که تو آلبرتین ِ در دست‌رس همون جاذبه‌ای رو پیدا کنه که تو آلبرتین اثیری می‌دید.

عشق راوی به آلبرتین، مثل بقیه‌ی عشق‌های جست‌‌وجو، مایه‌ی آرامش نیست؛ هم‌زاد اضطرابه و برانگیزنده‌ی حسادت؛ دردیه که با آرامش کم‌تر نمی‌شه و با حسادت زیاد می‌شه. و این‌جا هم، عشق مثل خیلی چیزهای دیگه، جنبه‌ی فیزیکی پیدا نمی‌کنه؛ همه چی تو ذهن راوی می‌گذره و معشوقه‌ی به خواب رفته، یه نامه یا نهایتن بوسه برانگیزنده‌ی حس‌های راوی‌ان، حس‌هایی که به تدریج شاخ‌وبرگ می‌گیرن. پروست حس‌هاش رو می‌کاوه و به قنات‌هایی از احساسات ما می‌رسه که تو سطح پایین‌تری از خودآگاه ما به هم راه پیدا می‌کنن. همین باعث می‌شه که علی‌رغم این‌که راوی جست‌وجو راوی خاصیه، ولی از تجربه‌های مشترک آدم‌ها حرف برنه که برای راوی یک جور خاصه و تو ذهن هر خواننده‌ای یه جور شکل می‌گیره و خاص می‌شه.

«اسیر» اولین جلد جست‌وجوئه که بعد از مرگ پروست چاپ شده. در واقع، نسخه‌ی موجود، نسخه‌ی نهایی کتاب نیست و از رو دست‌نوشته‌ی پروست چاپ شده. از اون‌جا که پروست عادت داشته کتاب رو مدام بازنویسی می‌کرده و هی کاغذ این‌ور اون‌ور کاغذ اصلی می‌چسبونده، به نظر می‌رسه یه جاهایی برچسب‌ها از یه جا دیگه اومدن تو اون صفحه، مثلن می‌گه فلانی مُرده در حالی که چند صفحه بعد می‌بینیم یارو زنده‌س. یه جاهایی هم هست که یادش رفته جمله رو تموم کنه.

×××
«سرشتی که می‌کوشیم انکار کنیم به هر حال در درون ما هست. چنین است که گاهی ما وقت خواندن شاهکار تازه‌ای از یک نابغه، با خوشحالی همه‌ی اندیشه‌هایی را در آن می‌بینیم که خود نیز داشته امّا بی‌ارزش پنداشته بودیم، همه‌ی شادی‌ها یا غم‌هایی که در خود مهار کرده بودیم، دنیایی از احساس‌هایی که ناچیز می‌شمردیم امّا از کتابی که در آن دیده‌امشان می‌آموزیم که احساس‌هایی ارزشمندند.»