اتاقی از آن خود
ترجمهی صفورا نوربخش
انتشارات نیلوفر
۱۶۰ صفحه، ۱۶۰۰ تومان
چاپ سوم، بهار ۸۵
۴ از ۵
وولف این کتاب رو بعد از سخنرانیش با عنوان «زن و داستان» و نوشتنِ مقالهای با همین عنوان نوشته. در واقع «اتاقی از آنِ خود» تکفرات وولف حول و حوش ارتباط زن و داستانه. وولف سیر شکلگیری فکرهاش رو از وقتی که موضوع سخنرانی بهش پیشنهاد شد و این موضوع درگیرش کرد، مینویسه. تو خیابونها راه میره و به ابعاد مختلف این موضوع فکر میکنه، یا تصور میکنه که اگه زمان شکسپیر یه زن با نبوغ شکسپیر زندگی میکرد، چه آیندهای در انتظارش بود و چه محدودیتهایی براش وجود داشت، یا به کتابخونهها میره و سعی میکنه با بررسی داستانهای زنها تو تاریخ ادبیات مشکلها و کمبودهای نویسنده رو تحلیل کنه. مثلن از خشمی میگه که تو نوشتهی خیلی از زنها هست و محیط اطراف باعثشه و توضیح میده که چهجوری این خشم و فورانِ احساسات باعث عدم صداقت نویسنده و ضعیفشدنِ متن شده.
وولف از همون اول کتاب تکلیفش رو با شیوهی سنتی مقالهنویسی روشن میکنه و مینویسه: «هرگز نخواهم توانست به نتیجهای بگیرم. هرگز نخواهم توانست به نخستین وظیفهی یک سخنران عمل کنم و پس از ساعتی سخنرانی، هستهای از حقیقت ناب در اختیارتان بگذارم... تنها کاری که از من برمیآمد این بود که عقیدهی خود را دربارهی نکتهی کوچکی ابراز کنم- زنی که میخواهد داستان بنویسد باید پول و اتاقی از آن خود داشته باشد...» وولف برای بیان قسمتی از حقیقت شیوهای رو که تو داستاننویسی تجربه کرده، به مقاله میآره: با یه نثر سیال که ترکیبیه از مشاهدهی دقیق دنیای بیرون و بیان بیواسطهی ذهن، ما رو با تجربهی فکر کردن خودش همراه میکنه. اینجوریه که ما با یه مقالهی دقیق روبهرو نمیشیم؛ با فکرهای وولف، زندگی وولف و البته استدلالهاش دربارهی «زن و داستان» روبهرو میشیم.
«اتاقی از آن خود»، جدا از اینکه راه جدیدی برای مقالهنویسی شروع میکنه، شکلدهندهی نظریات فمینیستیه و اولین متن مدرن فمینیستی محسوب میشه. در واقع، چه از نظر ادبی و چه از نظر اجمتاعی کتاب پیشرو و مهمی محسوب میشه و خوندنش، هم برای لذتبردن از یه متن ادبی و هم آشنایی با نظریات فمینیستی توصیه میشه.
×××
«برای شما که خود را به دانشگاه رساندهاید و اتاق نشیمن -یا شاید فقط اتاق خوابی؟- از آن خود دارید، آسان است که بگویید نبوغ نباید به اظهارنظرها اعتنا کند، که نبوغ باید فراتر از آن باشد که به حرفهایی که دربارهاش میگویند اهمیت بدهد. بدبختانه این دقیقاً مردان و زنان نابغهاند که بیش از همه به آنچه درباره آنها گفته میشود اهمیت میدهند... ادبیات مملو از لاشههای خردشده مردانی است که بیشازحد به عقیدهی دیگران اهمیت میدادند.»