وداع با اسحه
ترجمهی نجف دریابندری
۴۲۳ صفحه، ۴۸۰۰ تومان
چاپ سیزدهم، ۱۳۸۵
۹.۵ از ۱۰
«همینگوی گوشی تیز، شامهای تند، پوستی حساس، و ذائقهای قوی دارد.» و از همینها هم برای نوشتن استفاده میکنه. خیلی روون و راحت مینویسه. توصیفات درخشانی میکنه. و به طرز عجیبی همهچی واقعیه. جنگ، عشق، زن، شراب و مرگ همونجوری توصیف شدند که واقعاً هستند. احتمالاً همونجوری که همینگوی تجربه کرده. شاید واسه همینه که جنگی که میسازه مثل هیچ جنگی که خوندیم یا دیدم نیست. یه جنگ واقعیه.
داستان یه سرباز آمریکاییه که اومده واسه ایتالیا تو جنگ جهانی اول بجنگه. و از جنگ خسته میشه. دلزده میشه. یه قسمتی از دلزدگیش بهخاطر آشنا شدن با یه پرستار و شروع رابطهی عاشقانه با اونه. دارم فکر میکنم «فردریک هنری» نباید آدم دوستداشتنیای باشه. اوایل کتاب هم نیست. ولی همینگوی قدرتمندانه و بدون گفتن از ذهنیت و درون قهرمانش، اون رو برامون دوستداشنی میکنه.
«نویسنده مناظری، غالباً وحشتناک، را با چند جملهی کوتاه وصف میکند آنگاه کنار میرود. در برابر چشم خواننده، منظره از هر طرف گسترده است. تا چشمش کار میکند و نیروی خیالش او را میبرد، ادامه دارد. این اثر را همینگوی در حقیقت نه با گفتار، بلکه با سکوت پدید میآورد.» دقیقاً دریابندری درست میگه. فاجعههای داستان اغلب خیلی سریع، دقیق و صریح گفته میشن. و نویسنده ازشون میگذره. اونقدر که باور کردنشون سخت میشه. همونجور که گاهی باور کردن واقعیت سخت میشه.
درهمریختگی نثر موقع مستی فردریک خیلی عالی بود. یا وقتی بمب میخوره زخمی میشه، اونجاهایی که رو آسمونه، نثر همینگوی هم همون حس سبکی و رو هوا بودن رو منتقل میکنه. در عین حال که هنوز مشخصه که همینگوی داره مینویسه.
چی بگم دیگه؟ آخرش بدجور دلم گرفت. حدس میزدم اینجوری تموم شه. ولی حقش نبود. دخواست یه جور دیگه میشد.
«من دوست میداشتم که موهایش را پایین بریزم و کاترین روی تختخواب مینشست و تکان نمیخورد، جز اینکه ناگهان خم میشد و در حالیکه من سرگرم بودم و با موهایش بازی میکردم، مرا میبوسید و من گیرههای زلفش را درمیآوردم و روی ملافه میگذاشتم و موهایش رها میشد و همچنان که بیحرکت نشسته بود و به او نگاه میکردم و بعد دو گیرهی آخر را هم از موهایش میکشیدم و موهایش فرومیریخت و او سرش را پایین میآورد و ما هردو زیر موهای او پنهان میشدیم.»
دربارهی این کتاب:
+ کتابخوانه
همینگوی در Menu:
+ پاریس جشن بیکران
+ پیرمرد و دریا
نجف دریابندری در Menu:
+ پیرمرد و دریا
+ سرگذشت هاکلبری فین