پستی
محمدرضا کاتب
انتشارات نیلوفر
چاپ اول، ۱۳۸۱
۲۵۷ صفحه، ۱۷۵۰ تومان
۷ از ۱۰
فکر میکنم «پستی» یک کار تجربی است تا پستمدرنیستی. نمیشود کتاب را در چند جمله خلاصهکرد. اینبار نه یک راوی، بلکه چندین راوی داستانهای زندگیهایی را حکایت میکنند که به نحوی شبیه همدیگرند، انگار داستان واحدی است که بارها تکثیر شده، هر بار به گونهای متفاوت، اما متناوب؛ زندگیهایی کمرنگ و پشتنما (ترانسپارانت transparent) که روی هم افتادهاند. تمام قصهها، پایهای سیال و خوابگونه دارند و در متن کتاب، کلمهی «شاید» بارها تکرار میشود. هیچ زمان و مکان مشخصی برای داستانها تصور نشده و بعضی نشانههای مکررند که قصهها را به هم ربط میدهند مانند زخمی که بر گلوی اغلب کاراکترهای مرد نقش بسته، یا موهای سفیدی که بر آرنجشان روئیده، ارتباط زنها با مردانی کمسن و سالتر از خودشان، خانهای بزرگ و قدیمی، دغدغهی مرگ و خودکشی و عشق و بچهدار شدن و رابطهی پدر و پسری و ... برخلاف رمان قبلیاش، محمدرضا کاتب در این کتاب به زنها نزدیک شده، بارها روایت را به عهدهی زنان میگذارد و به مسائل و دغدغههای دختران و زنان میپردازد.
وقتی کتاب را میخواندم، در جاهایی حس میکردم کلمات و جملهها هرز میروند، به عنوان نمونه از حدود صفحهی سی تا نود و پنج، هیچ اتفاق داستانی نمیافتد و تصاویر و گفتهها تکرار میشوند؛ قصهها گاه قویاند و گاهی به قدری ضعیفاند که مخطب را پس میزنند. مهمترین نقدی که از نظر من به «پستی» وارد است، زبان صاف و همسانی است که برای همهی کاراکترها به کار رفتهاست، شخصیتهایی که تعدادشان بینهایت زیاد است. گرچه طبق نظریهی پرداختهشده در کتاب، همه تقریبن یک دیدگاه واحد و مشابهای دارند و به سمت و سوی سرنوشت واحدی میروند، با این حال دلیل نمیشود که آن انسانها متفاوت نباشند. از نظر من، شخصیتهای متعدد آنگاه در ادبیات داستانی کاربرد دارند که هرکدام به عنوان کاراکتری خاص و متمایز از دیگری، با زندگی متفاوت پرداخت شوند، اگرنه تعدد انسانهای همسان، محلی از اعراب ندارد.
برچسب: محمدرضا کاتب