صد سال تنهایی
ترجمهی بهمن فرزانه
انتشارات امیرکبیر(افست)
۳۵۲ صفحه، ؟ تومان
چاپ دوم، ۱۳۵۵
۱۰ از ۱۰
خوزه آرکادیو بوئندیا و زنش اورسولا برای دوباره پیدا کردن آرامشی که با کشتن مردی از دست دادند با تعدادی از افرادشون شهر رو ترک میکنند و بعد از مدتها سفر ماکوندو رو میسازند. صد سال تنهایی قصهی یه قرن زندگی و تنهایی ماکوندو و آدمهاش به خصوص خاندان بوئندیاست.
کتاب پر از شخصیت و قصهی این شخصیتهاست و همهی قصهها سر جای خودشون قصهی اصلیاند به خاطر همین هم هست که تقریبا نمیشه خلاصهای ازش داد بدون این که قصهای رو جا انداخت و یا متن گیج کنندهای پر از اسمهای شبیه هم نوشت. تقریبا اسم همهی مردهای کتاب خوزه ارکادیو یا ائورلیانو و اسم زن ها اورسولا، آمارانتا، رمدیوس یا ترکیبی از اینهاست که بعضی وقتها واقعا گیج کننده میشه ولی میشه باهاش کنار اومد و شجرهنامهی اول کتاب هم کمک میکنه.
با خوندن کتاب کمکم قواعد دنیای واقعی کنار زده میشن و از یه جایی به بعد خواننده هم با قواعد جادویی قصهها همراه میشه و قبولشون میکنه اونقدر که مثلا عطر رمدیوس خوشگله یا پروانههای زرد معشوق ممه(رناتا رمدیوس) رو راحت باور میکنه.
راوی دانای کله و خیلی از اطلاعات رو هروقت احساس کنه لازمه، بدون توجه به ترتیب زمانی میده مخصوصا آخرهای کتاب. لحن روایت هم از اول تا اخر کتاب با حال و هوای هر دوره همراه میشه و تغییر میکنه.
کتاب تا حد زیادی قابلیت سانسور شدن داره پس بهتره چاپ قدیم یا همین افستش رو که تو پیادهروهای انقلاب راحت پیدا میشه بخونید. یکم فونتش بد و ریزه ولی احتمالا میارزه. فقط موقع خریدنش یه ورق بزنید صفهی سفید نداشته باشه کتاب من صفحی سی نداشت و باعث شد کلی گیج بزنم که این خوزه آرکادیو پدره یا پسر. همین ترجمهی بهمن فرزانه پیدیاف ش هم راحت پیدا میشه ولی توصیه نمیشه.
دربارهی این کتاب:
+ ویکی پدیا
+ کتاب های عامه پسند
+ کتاب خوانه
+ گلستانه (از سایت نصور)
+ فرشاد کامیار
برچسب: گابریل گارسیا مارکز، بهمن فرزانه