میلان کوندرا
ترجمه‌ی پرویز همایون‌پور
نشر قطره
۳۳۲ صفحه، ۳۶۰۰ تومان
چاپ هجدهم، ۱۳۸۶
۴.۵ از ۵

«بار هستی» غافل‌گیرم کرد. واسه من که عادت کردم به داستان‌های پرماجرا -به خصوص از نوع آمریکایی‌ش- یه همچین رمانی شگفت‌انگیز بود. تکیه‌ی بار هستی بیش‌تر از این‌که روی داستان باشه، رو تفسیر داستانه. کوندرا چیزی رو که معمولاً مذموم می‌شمرن و می‌گن کار منتقده، با شجاعت انجام می‌ده.

کتاب با این سؤال شروع می‌شه: آیا همون‌طور که نیچه می‌گه، زندگی ما داره تو دایره‌های تکرارشونده مدام تکرار می‌شه؟ یا این‌که هر لحظه‌ی ما فقط یک بار اتفاق می‌افته و جریان زندگی خطیه؟ بعد می‌گه اگه زندگی مدام تکرار شه، پس هر کار ما مسئولیت سنگینی رو دوش ما می‌ذاره (چون قراره بارها تکرار شه) ولی چرا سنگینی یه مفهوم منفی و سبُکی یه مفهوم مثبته؟ کی این قرارداد رو گذاشته؟ این‌جاس که کوندرای نویسنده شروع می‌کنه به تعریف‌کردن ماجرا، ساختن شخصیت‌ها و گسترده‌کردن و عمق‌بخشیدن به روابط و احساسات اون‌ها، تا مفهوم «بار هستی» رو به چالش بکشه.

کوندرا جابه‌جای روایت رفتار شخصیت‌ها رو تحلیل می‌کنه، واسه من شگفت‌انگیزه که  تحلیل‌ها به جای قطعیت‌دادن به انگیزه‌های آدم‌ها، ما رو با بُعد تازه‌ای از آدم‌ها آشنا می‌کنن. یعنی انگار مفهوم‌ها هی تو رمان گسترش پیدا می‌کنن، ابعاد تازه پیدا می‌کنن و باعث می‌شن قصه‌های تازه از دلِ قصه‌ی اولیه بیرون بیان و تفسیرهای تازه درباره‌ی اتفاق‌های قبلی شکل بگیرن. در واقع تفسیرهای کوندرا برای ساده‌تر کردن فهم رمان نیست، برای عمق‌بخشیدن به رمانه.

«بار هستی» تو مقطع زمانی مهمی از تاریخ چک می‌گذره. وقتی که بعد از «بهار پراگ»، روس‌ها به چک حمله می‌کنن تا دوباره نظام کمونیستی به چک برگرده. ایجازی که کتاب داره برای نشون‌دادن تأثیر نظام کمونیستی روی زندگی مردم کم‌نظیره. یعنی از درونی‌ترین لایه‌های فردی تا رفتارهای اجتماعی رو می‌گه و تحلیل می‌کنه... فکر کنم یه قسمتی از این ایجاز مدیون انتخاب‌های کوندرا برای روایت داستانه. تأثیرگذاری صحنه‌ها و اتفاق‌ها واقعاً زیاده. یه قسمتی هم مربوط می‌شه به روایت پراکنده و درهم‌ریخته‌ی رمان، که هم تأثیرگذاری رو بیش‌تر می‌کرد، هم متناسب با ذهن آدم‌های رمان بود.

مشخصه که توصیه‌ی اکید می‌کنم. ترجمه هم خیلی خوب بود. یه نکته‌ی دیگه هم این‌که به نظرم رضا قاسمی تحت‌تأثیر کوندراس. به خصوص چاه بابل رو که تازه خوندم و یادمه، خیلی تحت‌تأثیرش بود.

درباره‌ی این کتاب:
+ کتاب‌خوانه

برچسب: میلان کوندرا، پرویز همایون‌پور